دوشم گذر فتاد به هامون گریستم
یاد آمد از زمانهٔ مجنون گریستم
یکی قطره حق گریه ز چشمم ادا نشد
با آنکه در فراق تو جیحون گریستم
فهمیده گیر جام درین انجمن که من
خوردم شراب و درعوضش خون گریستم
از برق خنده نیش به حالم زدی و من
از ابر در هوای تو افزون گریستم
خونم به دل ز شوق عتیق لب کسی است
من بیسبب به اشک جگرگون گریستم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.