گنجور

 
واقف لاهوری

همچو صبحم از ازل گشته دم سرد نصیب

همچو من نیست درین غمکده کس دردنصیب

یک‌نفس نیست دل من ز کدورت خالی

آه صد آه ازین آینهٔ گَردنصیب

در ازل مهر بتان گشته نصیبم واقف

چه توان کرد به چیزی که خدا کرد نصیب

 
 
نسکبان اندروید