تمام چشم شد از شوق دیدن تو دلم
بهسان موم که سازد کسی ازان نرگس
ز شوق اینکه بمالد به پای او دیده
فتد ز گوشهٔ دستار گلرخان نرگس
به هر کجا که سرشکم چکید از یادت
دمیده است سمن سنبل ارغوان نرگس
اگر نساخته دیوانه اشک چشم تواش
چنین کف از چه برون داده از دهان نرگس
چو ترک چشم تو غارتگر بهار شود
بریز خاک کند سیم و زر نهان نرگس
اگر تو چشم نمایی کنی به خوش چشمان
دگر سفید نگردد به بوستان نرگس
به دور مستی آن چشم شوخ از بس رشک
نهاد دیدهٔ خود بر سر سنان نرگس



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.