اشکم از دیده به صد شور چکیدن دارد
ماجرای دل شوریده شنیدن دارد
کردهای با رخ او دعوی خودآرایی
امشب ای شمع زبان تو بریدن دارد
نرود نقش تو مژگان زدنی از نظرم
ساخت در دیده چنان خانه که دیدن دارد
سر انگشت ندامت نگرفتی به دهن
مگذر از شهد تأسف که چشیدن دارد
ای گل از چاک گریبان چه پریشان شدهای
خنده کن جیب تو حظی ز دریدن دارد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.