گل به عارض زیبا نرسد
سرو با آن قد رعنا نرسد
نیست یک شب که ز بیماری دل
زاری من به مسیحا نرسد
میکشم ناله و میگریم زار
که به گوش تو مبادا نرسید
وعدهٔ بوسه به یادت ندهم
که مرا با تو تقاضا نرسد
گرچه نازکتری از شیشه ولی
به دل سخت تو خارا نرسد
از لب خویش تلف کن بوسه
درد من گو به مداوا نرسد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.