گنجور

 
واقف لاهوری

گر ز چشم دام می‌دیدم نگاه التفات

فارغ‌البال این چنین کی آشیان می‌ساختم

یاد ایامی که کار عشق می‌کردم به چشم

قاصد اشکی به سوی او روان می‌ساختم

می‌رسیدی سیل اشکم تا رکاب آن سوار

گریه را گر از پیش مطلق عنان می‌ساختم

 
 
نسکبان اندروید