گنجور

 
واقف لاهوری

درهم و برهم نمود طرهٔ جانانه را

زود مسلسل کنید این دل دیوانه را

در دلم از رفتنت هیچ صفایی نماند

رفتی و بردی به خود رونق این خانه را

سبحه گذارد ز کف، جام گذارد به کف

زاهد اگر بنگرد گریهٔ مستانه را

دین و دل و صبر و هوش جمله به یغما بَرَد

چشم تو چون سر کند غارت ترکانه را

 
 
نسکبان اندروید