در غم هجر تو گریان ز سفر میآیم
همره قافلهٔ لخت جگر میآیم
گر روم از سر کوی تو کجا خواهم رفت
میروم شام چو خورشید سحر میآیم
دارم امید که ضایع نرود آمدنم
نالهٔ شوقم و لبریز اثر میآیم
آمدن تا سر کوی تو ضرور است مرا
پا اگر ماند ز رفتار به سر میآیم
از دل غرفه به خونم چه خبرهاست که نیست
قاصد اشکم و از کوی جگر میآیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.