گنجور

 
واقف لاهوری

چرا زاهد از بزم رندان نفور است

شرابش شفا لما فی‌الصدور است

سروکارم افتاد با طرفه شروخی

که نزدیک او رفتن از عقل دور است

چه سازم ز بی‌مهری او چه سازم

که من زار و آن ماه از شهر دور است

دل من مگر ناله سر کرده جایی

بگیرید یاران خبر این چه شور است

 
 
نسکبان اندروید