ای هر سر موی تو رگ جان دل ما
شیرازهٔ اوراق پریشان دل ما
ناکرده به گلشن به گریبان گل عیشی
صد خار غم آویخت به دامان دل ما
چسبان نشود بر تن ما جامهٔ شادی
تا هست غمت دست و گریبان دل ما
صد سلسله از زور جنون پاره نمودیم
تا زلف تو شد سلسلهجنبان دل ما
دل نام عزیزی که تو بردی به اسیری
خوارش نکنی جان تو و جان دل ما
غارتگری آغاز نمودند چو ترکان
بردند نخستین سر و سامان دل ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.