گنجور

 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیه آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلا برای پیدا کردن شعری که مصرع بس است فقر مرا کیمیا نمی‌خواهم مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیه آنها م است.

حرف آخر قافیه

الف
ب
ت
د
ر
س
ش
غ
ل
م
ن
و
ه
ی

شماره ۱: یار بی‌آرام می‌خواهد مرا - زلف او در دام می‌خواهد مرا

شماره ۲: رنگ عشرت بی تو آتش می‌زند جان مرا - گل به‌سان شمع می‌سوزد گریبان مرا

شماره ۳: به دریای غمت افتاده و بیچاره گردیدم - به چندین دست و پا کردن ندیدم روی ساحل‌ها

شماره ۴: نیم‌جانی مانده است از دوریت در تن بیا - پیش ازین دل بردی اکنون بهر جان‌بردن بیا

شماره ۵: ساقیا در گردشآور جام را - عزل فرما گردش ایام را

شماره ۶: تا معتقد به سبحه صد دانه‌ایم ما - یعنی مرید گریه مستانه‌ایم ما

شماره ۷: هیچ از گریه عشاق اثر نیست تو را - کوه تمکینی و از سیل خبر نیست تو را

شماره ۸: تهمت مستی است چون نرگس من ناکام را - ساقی دوران به دستم داده خالی جام را

شماره ۹: شمع‌سان شب همه شب گریه بود کار مرا - کاهش جان شده این دیده بیدار مرا

شماره ۱۰: پای رفتن نیست هرگز از سر آن کو مرا - رفته آنجا پا به گل از گریه تا زانو مرا

شماره ۱۱: در قفس یک همنفس محرم نشد راز مرا - حسرت صیاد بگرفته است آواز مرا

شماره ۱۲: تو را که گفت که از خون گذر ترحم را - ز چین جبهه به زنجیر کن تبسم را

شماره ۱۳: طاقت ناله ندارد دل غم‌پیشه ما - بی‌صدا می‌شکند سنگ صف شیشه ما

شماره ۱۴: تا کی کنم گوارا افسانه و فسون را - ای عشق گوشمالی این عشق ذوفنون را

شماره ۱۵: رسیده از قد او طرفه پایمال مرا - بسان ریشه دوانید این خیال مرا

شماره ۱۶: مزن آتش به جان من که یا بی‌دردمندی را - نگه دار از برای دفع چشم بد سپندی را

شماره ۱۷: چه می‌ترسانی از بیدادی رنگین‌قبا ما را - که از بستن کند گل سرخ‌روی چون حنا ما را ()

شماره ۱۸: کند شیخ و برهمن سجده جنگ دل‌نوازش را - مسلمان کعبه کافر بت شناسد سنگبارش را ()

شماره ۱۹: ضبط کنم در قفس ناله و فریاد را - رنجه نسازم ز خود خاطر صیاد را

شماره ۲۰: از خوبی آفریدند سر تا به پای او را - در حیرتم که گویم وصف کجای او را

شماره ۲۱: عمرم به سر رسید تو هم بی‌وفا بیا - سخت است حال بنده برای خدا بیا

شماره ۲۲: غزالی آفت آرام من شد از رمیدن‌ها - قیامت می‌کند در سینه من دل‌تپیدن‌ها

شماره ۲۳: زارم از درد جدایی ای دل زارم بیا - دردمندم لاعلاجم سخت بیمارم بیا

شماره ۲۴: تخت و کلاه تخته‌کلاه است پیش ما - جاه است آنچه پیش تو چاه است پیش ما

شماره ۲۵: ز سیل گریه‌ام شد جان مجنون تنگ در صحرا - میان ما و او افتاد آخر جنگ در صحرا

شماره ۲۶: وفا روزی که سازد خاک جسم ناتوانم را - سگ کویت کند تعویذ بازو استخوانم را

شماره ۲۷: بر سر کویش نه آسان جان به ‌دست آید مرا - خاک گردیدم ز محنت تا به ‌دست آید مرا

شماره ۲۸: باید به‌سان شمع گذشتن ز جان مرا - کین تب برون نمی‌رود از استخوان مرا

شماره ۲۹: چه رنگ همچو حنا پای آن جوان بوسم - مگر مدد رسد از پیر دستگیر مرا

شماره ۳۰: از گریه کنم سبز به یاد تو چمن را - از دیده دهم آب گل و سرو و سمن را

شماره ۳۱: از درد اسیری شده آتش نفس ما - ای وای به مرغی که شود هم‌قفس ما

شماره ۳۲: دیوانه پیغام نگار است دل ما - سودازده بوی بهار است دل ما

شماره ۳۳: ای دل بی‌خبر آن سرو روان را دریاب - های غفلت‌زده عمر گذران را دریاب

شماره ۳۴: زلف او دارد به‌دست از خوش‌نصیبی‌ها رقیب - کس مبادا همچو من از عمر یارب بی‌نصیب

شماره ۳۵: با اهل وفا از تو جفا نیست مناسب - اینها به تو ای بت به خدا نیست مناسب

شماره ۳۶: خانه من ز آه گشته خراب - خانه‌خیز است دشمنم چو حباب

شماره ۳۷: دارم از دست تو ای خانه‌خراب - دل پرآتش و چشم پرآب

شماره ۳۸: عمری گذشت رونق هامون نمانده است - گویا کسی ز دوده مجنون نمانده است

شماره ۳۹: تا دوچار غم هجران شده است - دیده سرچشمه طوفان شده است

شماره ۴۰: کی تو را از بی‌دماغی تاب شور بلبل است - پرده‌های گوش تو نازک‌تر از برگ گل است

شماره ۴۱: وانگردید دل غم‌زه یار آمد و رفت - گل نشد غنچه من فصل بهار آمد و رفت

شماره ۴۲: همیشه از غم دل بر جبین من چین است - بگو چه چاره کنم سرنوشت من این است

شماره ۴۳: در گوشه امنی که منم حرف‌زدن نیست - چون گوش اصم خلوت من جای سخن نیست

شماره ۴۴: اشک مرا پیام کسی بی‌قرار ساخت - این آب را نسیم عجب موج‌دار ساخت

شماره ۴۵: یار از برم به پیرهن لاله‌گون گذشت - چندان گریستم که ز سر سیل خون گذشت

شماره ۴۶: ز چشم یار حال من تباهی است - چه سازم آه این کافر سپاهی است

شماره ۴۷: ازینکه گل به سر بوالهوش نگارم ریخت - تمام لخت جگر دیده در کنارم ریخت

شماره ۴۸: همدمان درد من بیانی نیست - چون قلم زخم من زبانی نیست

شماره ۴۹: بدم بخنده که آن یار موسم شادیست - خوشم به گریه که با من رفیق هر وادی است

شماره ۵۰: انیس من غم و اندوه بی‌وفای هست - جلیس من دل بیگانه آشنای هست

شماره ۵۱: نوبهار آمد به گلشن راه پیداکردنی است - خنده گل گریه بلبل تماشاکردنی است

شماره ۵۲: بر خاطر ما گرد ستم بیخته کیست - در ساغر ما درد الم ریخته کیست

شماره ۵۳: دوش از ما بی‌خبر دل از پی جانانه رفت - خیر بادت هم نکرد این آشنا بیگانه رفت

شماره ۵۴: شد فنا در گریه‌اش این چشم گریان عاقبت - گشت شبنم محو در خورشید تابان عاقبت

شماره ۵۵: یا رب از دست قاتلی که مراس - چون برم جان به این دلی که مراست

شماره ۵۶: تا صوت دلکش تو به گوشم رسیده است - مطرب چه گویمت که چه هوشم رسیده است

شماره ۵۷: طالع‌نامه من بس که بلند افتاد است - در نوانخانه نی نغمه به بند افتاد است

شماره ۵۸: در داغ تو سینه باغ باغ است - از لاله و گل مرا فراغ است

شماره ۵۹: دل برون از سینه کردم حسرت یاری نداشت - چشم را برکندم از سر شوق دیداری نداشت

شماره ۶۰: از چه می‌رانی مرا از کوی خود جا تنگ نیست - پای من لنگ از وفا شد ورنه دنیا تنگ نیست

شماره ۶۱: هلاک نرگس او در زمانه بسیار است - خدنگ غمزه او را بهانه بسیار است

شماره ۶۲: هزار زخم توانم ز تیغ او برداشت - ولیک دل نتوانم ز آرزو برداشت

شماره ۶۳: هیچ رحمی به دل زار نکردی و گذشت - جان من پرسش بیمار نکردی و گذشت

شماره ۶۴: بی تو امشب خون گریستم همنشینم شاهد است - گوشه دامان و طرف آستینم شاهد است

شماره ۶۵: آنکه با مهر و وفا کار ندارد این است - وانکه درد دل بیمار ندارد این است

شماره ۶۶: رفتم ز پیش پی شهادت - گر کشته شوم زهی سعادت

شماره ۶۷: محشر آشوب و غوغا کوی توست - فتنه را بازار گرم از خوی توست

شماره ۶۸: دستم ز کار رفت گریبان دریدنی است - ضعم ز پا فکند و بیابان دویدنی است

شماره ۶۹: مرا در عشق حکم دم‌زدن نیست - چه گویم آه یارای سخن نیست

شماره ۷۰: خال در آن گوشه ابرو غریب افتاده است - در حریم کعبه آن هندو غریب افتاده است

شماره ۷۱: خون‌بهای دل ز ابروی بتان نتوان گرفت - داد پیکان خورده نخجیر از کمان نتوان گرفت

شماره ۷۲: یک خانه ز بیداد تو آباد نمانده است - بس کن که دگر هیچ ز بیداد نمانده است

شماره ۷۳: از دل زلف تو تاب برده است - چشم تو ز دیده خواب برده است

شماره ۷۴: دادیم تن به هجر چو جانان به من نساخت - با درد ساختیم چو درمان به من نساخت

شماره ۷۵: نقاب سوز رخ و حسن خود نما این است - اسیر آیینه بر خویش مبتلا این است

شماره ۷۶: هزار شکر که ممنون این دلی نشدم - زمانه هرچه مرا داده بود باز گرفت

شماره ۷۷: دل از بر من رفته به کوی تو نشست است - در آرزوی روی نکوی تو نشست است

شماره ۷۸: چون نپیچد ز غصه تاک به خود - دخترش در کشاکش افتاده است

شماره ۷۹: بر سر داغم که هم با شمع ماند هم به گل - در میان بلبل و پروانه جنگ افتاده است

شماره ۸۰: شرح تاریکی شب‌های جدایی چه دهم - تا به‌حدی است که احوال خودم روشن نیست

شماره ۸۱: نظر به حال منت آن‌چنان که باید نیست - گذار مهر و وفا در دل تو شاید نیست

شماره ۸۲: تو از جفا به دلم آنچه خواستی کردی - مرا گمان که هنوزت سر وفای هست

شماره ۸۳: مرا این معنی از نرگس عیان شد - که زر گردآور سیمین‌بران است

شماره ۸۴: نپرسیدی تو را پرسیدنی داشت - ندیدی حال زارم دیدنی داشت

شماره ۸۵: زمان حسن تو آخر شد و ادا باقی است - نمود گرد خط اما نما نما باقی است

شماره ۸۶: دردا که غم عشق به دامان تو آویخت - دامن چو کشیدم به گریبان من آویخت

شماره ۸۷: آن‌چنان دل شتاب می‌ سوزد - که تو را تا خبر شود واغ است

شماره ۸۸: شب جدایی آن رشک ماه در پیش است - مرا ببین که چه روز سیاه در پیش است

شماره ۸۹: سرمایه‌ای ز سوز درونم نمانده است - جز داغ حسرتم ز جنونم نمانده است

شماره ۹۰: مفتون تو را عالم دلگیر بهشت است - مجنون تو را خانه زنجیر بهشت است

شماره ۹۱: نتوان سخنی از دهان گفت - از غیب سخن اگر توان گفت

شماره ۹۲: فتنه برپا به دهر ازان بالاست - نیست بالا مگر بلای خداست

شماره ۹۳: به‌جا ز پیکر من گر یک استخوان باشد - برای تیر کمان ابروان نشان باشد

شماره ۹۴: دل در سواد زلف تو داغی به هم رساند - صد شکر تیره روز چراغی به هم رساند

شماره ۹۵: در گریه دوش یک مژه‌ام خواب برده بود - تا چشم بازگشت مرا آب برده بود

شماره ۹۶: او ز همراهان به محمل خفته غافل می‌رود - در پیش جان در پی جان دل پی دل می‌رود

شماره ۹۷: هر کجا آن قد و قامت باشد - راستی را که قیامت باشد

شماره ۹۸: کجا زمانه غم روزگار من دارد - ز صبح خنده به شب‌های تار من دارد

شماره ۹۹: مرگ در هجر دوست از من باد - زندگانی نصیب دشمن باد

شماره ۱۰۰: به غیر ناله که آن نیز جسته جسته برآید - کدام کار ز دست دل شکسته بر آید

شماره ۱۰۱: داغت پس از فنا به مزارم بهار کرد - چندان که مشت خاک مرا لاله‌زار کرد

شماره ۱۰۲: به غم عشق شاد باید مرد - گر همه نامراد باید مرد

شماره ۱۰۳: در گلشن کویش که صبا راه ندارد - غم نیست اگر ناله ما راه ندارد

شماره ۱۰۴: رفتی از گلشن و گل‌ها همه دلگیر شدند - در فراغ تو جوانان چمن پیر شدند

شماره ۱۰۵: جور چشم یار را ناچار می‌باید کشید - همچون ناز مردم بیمار می‌باید کشید

شماره ۱۰۶: دل شرح آتش ستم او نمی‌دهد - یعنی کباب می‌شود و بو نمی‌دهد

شماره ۱۰۷: دل بی‌درد مرا می‌سوزد - دوزخ سرد مرا می‌سوزد

شماره ۱۰۸: دل یک نفس در آتش هجران طپید و ماند - همچون سپند ناله‌ای گرمی کشید و ماند

شماره ۱۰۹: مریض عشق او بسیار بر بستر نمی‌ماند - اگر ماند شبی ماند شب دیگر نمی‌ماند

شماره ۱۱۰: ز بخت خرمیم در نظر نمی‌آید - زمین چو شور بود سبزه برنمی‌آید

شماره ۱۱۱: به وعده‌ای دل من شاد اگر کنی چه شود - خرابه‌ای تو هم آباد گر کنی چه شود

شماره ۱۱۲: شب هجران او می با دماغ من نمی‌سازد - چراغ تیره‌روز عشق را روغن نمی‌سازد

شماره ۱۱۳: نتوانم نفسی صلح به پیراهن کرد - با گریبان که چنین دست مرا دشمن کرد

شماره ۱۱۴: بخت چون شمع به غیر از تب و تابم ندهد - رخصت اینکه برد یک مژه خوابم ندهد

شماره ۱۱۵: چنان دوست در پهلوی من نشیند - که دشمن به پهلوی دشمن نشیند

شماره ۱۱۶: سرمه ناز ازان چشم سیه می‌ریزد - یک جهان فتنه ازان طرز نگه می‌ریزد

شماره ۱۱۷: اگر نقاب ز روی تو وا شود چه شود - نگاه اگر به نگاه تو آشنا شود چه شود

شماره ۱۱۸: ز بس کاری ز دست نارسای من نمی‌آید - اگر چاک افکنم در جیب تا دامن نمی‌آید

شماره ۱۱۹: دیده گریانست سیراب چمن خواهیم کرد - اشک خود صرف گل و سرو و سمن خواهیم کرد

شماره ۱۲۰: بود در کویت دل زاری نپرسیدی چه شد - تن به مردن داد بیماری نپرسیدی چه شد

شماره ۱۲۱: هزار حیف که کار دلم به کام نشد - غلام عشق نگردید و نیکنام نشد

شماره ۱۲۲: کشور حسن و خط زیر و زبر خواهد شد - دود نخوت ز دماغ تو به در خواهد شد

شماره ۱۲۳: شاید آن بی‌وفا نمی‌آید - که دل من به‌جا نمی‌آید

شماره ۱۲۴: جان جدا شد ز تنم لیک به جانان نرسید - آه از درد جدایی که به درمان نرسید

شماره ۱۲۵: تا یار راند گلگون اشکم ز پی روان شد - صبر گران رکابم آخر سبک عنان شد

شماره ۱۲۶: چنان دل از برای سرد مهر افسرده می‌آید - که از هر داغ او بوی چرا مرده می‌آید

شماره ۱۲۷: دلبران چون نقاب بردارند - فتنه‌ها سر ز خواب بردارند

شماره ۱۲۸: سفر از کوی یار نتوان کرد - ترک یار و دیار نتوان کرد

شماره ۱۲۹: شب که رویش ز می افروخته بود - شمع زو روشنی آموخته بود

شماره ۱۳۰: دل به گوشش چه سخن می‌گوید - حال چشم تر من می‌گوید

شماره ۱۳۱: تلخ عیش جدایی او را - شهد در کام زهر می‌گردد

شماره ۱۳۲: دل از اندیشه دارین غم پهلوی غم دارد - ز فکر این دو خانه چون کمان پشتم دو خم دارد

شماره ۱۳۳: ز صبح عید دلم بی تو شام ماتم دید - من آنچه دیده‌ام از دوریت کسی کم دید

شماره ۱۳۴: دل چه گویم که کجا دور ز من می‌گردد - تشنه گرد سر آن چاه ذقن می‌گردد

شماره ۱۳۵: چرا از تنگی دل خاطرم اندوهگین باشد - به رنگ غنچه شاید خاطر جمعم درین باشد

شماره ۱۳۶: آتش شوق تو‌ام بس که جگر سوخته بود - شمع همسایه شب از داغ من افروخته بود

شماره ۱۳۷: دل خون گشته می‌ترسم که از مژگان فرو ریزد - بیالاید کنارم را و در دامان فرو ریزد

شماره ۱۳۸: هر دم به جگر خون کندم دلبر دیگر - هر لحظه به من جور کند کافر دیگر

شماره ۱۳۹: کرا دماغ که سوزد چراغ در شب هجر - همین بس است که سوزیم داغ در شب هجر

شماره ۱۴۰: من کی‌ام نالان غریبی از وطن افتاده دور - بلبل حسرت نصیبی از چمن افتاده دور

شماره ۱۴۱: بس که بر بمسل شدن‌ها دل نهادم در قفس - با فراغ بال داد ناله دادم در قفس

شماره ۱۴۲: از غم دوری جانکاه مپرس - جوش اشکم بنگر آه مپرس

شماره ۱۴۳: فصل بهار آمد و من زنده در قفس - وز زندگی خود شده شرمنده در قفس

شماره ۱۴۴: نشد به ماشطه محتاج حسن دلجویش - جواب صاف به آیینه می‌دهد رویش

شماره ۱۴۵: چسبانده پاره‌ای زر مابین ابروانش - کار طلا ببینید بر قبضه کمانش

شماره ۱۴۶: یک صبح درآ از در و جانانه ما باش - آباد کن خانه ویرانه ما باش

شماره ۱۴۷: تا به کی از ناله‌ها شام و سحر آزارمش - می‌کنم ضبط نفس تا بر سر رحم آرمش

شماره ۱۴۸: دیدی ای دل که مرا باز چه کار آمد پیش - ساختن با ستم دوری یار آمد پیش

شماره ۱۴۹: به فاقه پا نگذارم برون خانه خویش - که بسته‌ام به شکم سنگ آستانه خویش

شماره ۱۵۰: بی‌سبب یار مرا از نظر انداخت دریغ - دل عبث در غم او صبر و خرد باخت دریغ

شماره ۱۵۱: دارم دلی از درد تو بیمار و تو غافل - جانی به لب از حسرت دیدار و تو غافل

شماره ۱۵۲: ما از جهانیان نشنیدیم بوی دل - خوش وقت آنکه دید ازین قوم روی دل

شماره ۱۵۳: دیوانه دل خویش به داغی نرساندیم - پروانه خود را به چراغی نرساندیم

شماره ۱۵۴: می‌توانم که دل از هر دو جهان بردارم - نتوانم نظر از روی بتان بردارم

شماره ۱۵۵: اگر حال دل محزون نویسم - مصیبت‌نامه‌ها از خون نویسم

شماره ۱۵۶: شنیدم تا حدیث خوبیت مشتاق گردیدم - چو دیدم روی نیکوی تو از عشاق گردیدم

شماره ۱۵۷: نه امروز است جا بیرون شهر از شور سودایم - که از طفلی به دامن پرورش کرد است صحرایم

شماره ۱۵۸: کام دل از علم و فن می‌خواستم - بود در عشق آنچه من می‌خواستم

شماره ۱۵۹: از خانه بی‌تو دوش به در می‌شتافتم - در آب دیده تا به کمر می‌شتافتم

شماره ۱۶۰: از اشک خانه ویران دیدم ندیده بودم - از قطره کار طوفان دیدم ندیده بودم

شماره ۱۶۱: زهد صد ساله به یک جرعه صهبا دادم - آنچه اندوخته بودم همه یک‌جا دادم

شماره ۱۶۲: ناله شد برق خرمنم چه کنم - خانه خیز است دشمنم چه کنم

شماره ۱۶۳: چون نیست یار آنکه دهم یار را سلام - در کوی او کنم در و دیوار را سلام

شماره ۱۶۴: جدا از روی او گر زنده مانم - ز رویش تا زیم شرمنده مانم

شماره ۱۶۵: جان نثار دل‌ربایان کرده‌ایم - آنچه ما را بود شایان کرده‌ایم

شماره ۱۶۶: خواهم که درد دل بر دلدار خود کنم - اندک شکایت از غم بسیار خود کنم

شماره ۱۶۷: سحر از یاد چشم او به نرگس زار افتادم - ز یاد گل فکندم بستر و بیمار افتادم

شماره ۱۶۸: بته سلسله موی توام - کشته نرگس جادوی توام

شماره ۱۶۹: درین دو روز که از بزم تو جدا بودم - مپرس آن ندانم که من کجا بودم

شماره ۱۷۰: خوشم به مفلسی خود غنا نمی‌خواهم - بس است فقر مرا کیمیا نمی‌خواهم

شماره ۱۷۱: سینه را بشکافتم دل یافتم - یافتم گم‌کرده خود یافتم

شماره ۱۷۲: من اگر درخور لطف و کرمت می‌بودم - بیش ازین کشته تیغ ستمت می‌بودم

شماره ۱۷۳: آن طالعم کجاست که قربان او شوم - رفتم که کشته از غم حرمان او شوم

شماره ۱۷۴: شب وصل از تو نی کامی گرفتم نی طرب کردم - تو با من آنقدرها گرم جوشیدی که تب کردم

شماره ۱۷۵: چو زلف یار به آشفتگی سری دارم - ز من مپر عجب حال ابتری دارم

شماره ۱۷۶: گرچه محروم شب عیش وصالت خفتم - تا سحر دست در آغوش خیالت خفتم

شماره ۱۷۷: اینکه من بعد از وداع گل به گلشن مانده‌ام - تا کنم با بلبلان امداد شیون مانده‌ام

شماره ۱۷۸: گر نه عشق اختیار می‌کردم - ای خدا من چه کار می‌کردم

شماره ۱۷۹: من نه آنم که علاج دل رنجور کنم - مشک بر زخم جگر پاشم و ناسور کنم

شماره ۱۸۰: بی‌تو کی میل به صهبا من غم پیشه کنم - خاک در چشم قدح خون به دل شیشه کنم

شماره ۱۸۱: راز من فاش شد از گریه الهی چه کنم - دیده بر درد دلم داد گواهی چه کنم

شماره ۱۸۲: از حرف شکوه طبع تو بر هم نمی‌زنم - شمشیر می‌زنی تو و من دم نمی‌زنم

شماره ۱۸۳: تن به مردم داده‌ام از یار دور افتاده‌ام - از طبیب خود من بیمار دور افتاده‌ام

شماره ۱۸۴: لطف آن سرو سهی می‌خواهم - قدر معتدبه می‌خواهم

شماره ۱۸۵: رفتی و بسی ملال دارم - از زندگی انفعال دارم

شماره ۱۸۶: کی بی‌تو جای یک مژه خواب است خانه‌ام - از درد هجر چشم پرآب است خانه‌ام

شماره ۱۸۷: تا آمدم به کوی تو از کار مانده‌ام - روی تو دیده پشت به دیوار مانده‌ام

شماره ۱۸۸: چنان شب بر یار نالیده بودم - که اغیار را گوش مالیده بودم

شماره ۱۸۹: در سراغ دل خود کام به تنگ آمده‌ام - از پیش بس‌که زدم گام به تنگ آمده‌ام

شماره ۱۹۰: به دعاها ز جفا باز نیایی چه کنم - تو بلایی ز بلاهای خدایی چه کنم

شماره ۱۹۱: چو بست غمزه آن شوخ شست بر دل من - هزار ناوک کاری نشست بر دل من

شماره ۱۹۲: آشفته‌تر ز طره یارم درین جهان - بیمارتر ز نرگس یارم درین جهان

شماره ۱۹۳: بسوزان یا بکش یا محرم بزم وصالم کن - ندارم هیچ حال ای هم‌نشین رحمی به حالم کن

شماره ۱۹۴: تا نگردد خان‌ها ویران ز آب چشم من - بر تو می گردد عیان حال خراب چشم من

شماره ۱۹۵: مجنون نداشت خاطر ناشاد همچون من - هرگز نبود غم‌زده فرهاد همچون من

شماره ۱۹۶: مصلحت نیست ز کوی تو جدایی کردن - پادشاهی است به کوی تو گدایی کردن

شماره ۱۹۷: پرده از رخ برفکن کز ابر ماه آید برون - جلوه کن تا عاشق از روز سیاه آید برون

شماره ۱۹۸: یار را از شکوه کردم خصم جان خویشتن - سوختم چون شمع یاران از زبان خویشتن

شماره ۱۹۹: نیست در عالم غریبی همچون من - دردمندی بی‌طبیبی همچو من

شماره ۲۰۰: بس که ز آتش غمت آب شد استخوان من - بر سر کوی او نماند هیچ به‌جا نشان من

شماره ۲۰۱: جان بر لب من آمد سوگند به جان او - گویند به من حرفی یاران ز زبان او

شماره ۲۰۲: سرو در باغ چنین قد نکشید است که تو - گل به این رنگ به گلشن ندمید است که تو

شماره ۲۰۳: مپسند تیره روز مرا ای پسر مرو - چشم منی چراغ منی ای پسر مرو

شماره ۲۰۴: بعد دیری آمدی ای یار گندم‌گون مر - باش تا من قصه خود عرض دارم جو به جو

شماره ۲۰۵: خورده‌ام تیری ز چشم شوخ کافرکیش تو - خود بگو پیش که نالم گر ننالم پیش تو

شماره ۲۰۶: کنم بی‌تو گاهی اگر سیر لاله - خورم خون خود را پیاله پیاله

شماره ۲۰۷: خورده‌ام از تیغ او زخمی که گویم واه واه - ای خدا از چشم زخم سوزنم داری نگاه

شماره ۲۰۸: مهری ندارد با عاشق آن ماه - تدبیری ای اشک تأثیری ای آه

شماره ۲۰۹: درین آوارگی با ما رفیقی کی به جا مانده - نمی‌بینم غیر از سایه همراهی به ما مانده

شماره ۲۱۰: گشتیم گرفتار تو المنهلله - شایسته آزار تو المنهلله

شماره ۲۱۱: شمشیر در کف می‌آید آن ماه - فردا الی‌الله فردا الی‌الله

شماره ۲۱۲: کرد زلف تو مرا سودایی - گشته‌ام همچو صبا هر جایی

شماره ۲۱۳: جانان ز تو ناز و سرگردانی - ماییم و نیاز و جان‌فشانی

شماره ۲۱۴: خانمان‌سوز گل و یاسمنی - لاله رویا ز کدامی چمنی

شماره ۲۱۵: ای آنکه به حسن آفتابی - بر کلبه من چرا نتابی

شماره ۲۱۶: کردم جگر کباب و تو مهمان نمی‌شوی - آخر چه کافری که مسلمان نمی‌شوی

شماره ۲۱۷: در کنار کسی نمی‌آیی - تو به کار کسی نمی‌آیی

شماره ۲۱۸: گر این‌چنین تو شوخ به سر فتنه‌گر شوی - می‌ترسمت که آفت جان پدر شوی

شماره ۲۱۹: خاموش کن ای دل دمی فریادو زاری تا به کی - بردی قرار عالمی این بی‌قراری تا به کی

شماره ۲۲۰: ای که از زلف دو رنجیر بلا داشته‌ای - از پی یک دل دیوانه ما داشته‌ای

شماره ۲۲۱: کسی به بزم تو چون گردد آشنای کسی - که جا نمی‌دهد آنجا کسی برای کسی

شماره ۲۲۲: خوشا روزی که با طور محبت آشنا بودی - برت می‌آمدم گر دیر می‌گفتی کجا بودی

شماره ۲۲۳: بر چشم ترم نظر نداری - از درد دلم خبر نداری

شماره ۲۲۴: تا به کی در کشتن ما بی‌دلان خنجر کشی - وقت آن آمد که بنشینی به ما ساغر کشی

شماره ۲۲۵: از سر ما چرا نمی‌گذری - از سر ما چرا نمی‌گذری

شماره ۲۲۶: یار اغیاری به من اظهار یاری می‌کنی - دشمن جانی زبانی دوستداری می‌کنی

شماره ۲۲۷: زین پاره‌پاره دل به سوی ما پاره‌ای - ای اشک پاره‌ای ببر ای ماه‌پاره‌ای

شماره ۲۲۸: بگویم آنچه من آورده‌ام از کوی بی‌دردی - به سر شوری به کف داغی به دل دردی به رخ گردی

شماره ۲۲۹: من رفتم از میان به کنارم نیامدی - کارم تمام شد تو به کارم نیامدی

این آمار از میان ۴۶۹ بیت شعر موجود در گنجور از اشعار این بخش استخراج شده است.

توجه فرمایید که این آمار به دلایلی از قبیل وجود چند نسخه از آثار شعرا در سایت (مثل آثار خیام) و همینطور یک بیت محسوب شدن مصرع‌های بند قالبهای ترکیبی مثل مخمس‌ها تقریبی و حدودی است و افزونگی دارد.

آمار همهٔ شعرهای گنجور را اینجا ببینید.

وزن‌یابی دستی در بیشتر موارد با ملاحظهٔ تنها یک مصرع از شعر صورت گرفته و امکان وجود اشکال در آن (مخصوصاً اشتباه در تشخیص وزنهای قابل تبدیل از قبیل وزن مثنوی مولوی به جای وزن عروضی سریع مطوی مکشوف) وجود دارد. وزن‌یابی ماشینی نیز که جدیداً با استفاده از امکانات تارنمای سرود اضافه شده بعضاً خطا دارد. برخی از بخشها شامل اشعاری با بیش از یک وزن هستند که در این صورت عمدتاً وزن ابیات آغازین و برای بعضی منظومه‌ها وزن غالب منظومه به عنوان وزن آن بخش منظور شده است.

ردیف وزن تعداد ابیات درصد از کل
۱ وزن‌یابی نشده ۳۵۷ ۷۶٫۱۲
۲ مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) ۳۲ ۶٫۸۲
۳ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) ۲۶ ۵٫۵۴
۴ فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) ۱۶ ۳٫۴۱
۵ مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) ۱۴ ۲٫۹۹
۶ مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) ۸ ۱٫۷۱
۷ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) ۴ ۰٫۸۵
۸ فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) ۴ ۰٫۸۵
۹ مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) ۴ ۰٫۸۵
۱۰ مستفعلتن مستفعلتن ۲ ۰٫۴۳
۱۱ مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) ۲ ۰٫۴۳

آمار ابیات برچسب‌گذاری شدهٔ این بخش با قالب شعری در گنجور به شرح زیر است:

ردیف قالب شعری تعداد ابیات درصد از کل
۱ قطعه ۴۶۹ ۱۰۰٫۰۰

آمار فراوانی تعداد ابیات اشعار این بخش به شرح زیر است (بلندترین شعر شامل ۳ بیت و کوتاه‌ترین شامل ۲ بیت شعر است):

ردیف تعداد ابیات شعر فراوانی درصد از ۲۲۹ شعر
۱ ۲ ۲۱۸ ۹۵٫۲۰
۲ ۳ ۱۱ ۴٫۸۰