یا رب به او چگونه شود آشنا دلم
مسکین دلم فقیر دلم بینوا دلم
حاشا که از جفای تو ترک وفا کنم
عاشق دلم اسیر دلم مبتلا دلم
در راه شوق اشک روان کرده بیشمار
همچون امیر قافله رفت از قفا دلم
جز آرزوی یک نگه لطف دلبران
دیگر چه کرده است گناه شما دلم
دیگر ز ضعف طاقت گردیدنش نماند
جای مرو که تا نرود جابهجا دلم
تا دیدمت خراب شدم ورنه پیش ازین
بودست جان من قدری پارسا دلم
در عین گریه بر سر من یک سحر بیا
بنگر چه میکند ز غمت دیده با دلم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.