گنجور

 
واقف لاهوری

تنگ تنگ از دهن یار شکر می‌ریزد

شکر از تنگ دهانش چه قدر می‌ریزد

کارم از گریه ز دست تو گذشت است کنون

جای اشک از مژه‌ام لخت جگر می‌ریزد

هر که در بزم تو ره یافت گهرچینی کرد

لعل خوش‌حرف تو از بس که گهر می‌ریزد

 
 
نسکبان اندروید