چه شد گر او به من خسته خشمگین افتاد
مرا دلی است که فارغ ز مهر و کین افتاد
به کوی یار ز دستم دل حزین افتاد
کجا روم چه کنم کار با چنین افتاد
نمینهی قدم ای غم ز خاطرم بیرون
تو را خرابهٔ من سخت دلنشین افتاد
شدیم خاک و ز ما گرد برنمیخیزد
فتاده هر که به کوی تو این چنین افتاد
ز فتنهٔ خط نارستهٔ تو در خطرم
ندیده روز خوش آن کس که دوربین افتاد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.