از گریه رسید آب به بنیاد نگاهم
ظالم نرسیدی تو به فریاد نگاهم
از مردمی پشم تو ای شوخ عجب نیست
گر شاد کنی خاطر ناشاد نگاهم
از چشم من ای شوخ مکن عزم برون شد
ویران چه کنی خانهٔ آباد نگاهم
سوی تو یتیمانه غریبانه ببینم
(افتاده) ... اد نگاهم
صبحم که دم سرد بود همنفس من
شمعم که سرشک آمده همزاد نگاهم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.