عشق سوزم در استخوان انداخت
گویی آتش به نیستان انداخت
عشق را جا به سینه دادم لیک
او ز صدرم بر آستان انداخت
در چمن ذوق نالهٔ دردم
بلبلان را ز آشیان انداخت
یار تا از نظر فکند مرا
بر زمینم ز آسمان انداخت
در چمن چون دلم فغان برداشت
بلبل از رشک آشیان انداخت
من افتادهای که همچو زمین
هر چه آمد ز آسمان انداخت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.