گنجور

 
واقف لاهوری

کی دلِ خشنود می‌باید مرا

جان غم‌فرسود می‌باید مرا

دردمندم لاعلاجم جان به لب

بوسه‌ای ده زود می‌باید مرا

پاره‌ای زان دل که از من برده‌ای

هست اگر موجود می‌باید مرا

تا کنم موم آن دل آهن‌پرست

معجز داود می‌باید مرا

تا ستانم بوسه‌ای از ساعدش

طالع مسعود می‌باید مرا

تا شوم در مجلس غم روشناس

روی اشک ‌آلود می‌باید مرا

 
 
نسکبان اندروید