برت شاد آدم ناشاد رفتم
به آه و ناله و فریاد رفتم
کشادی زلف و روزم شب نمودی
تو خوش بنشین شبت خوش باد رفتم
مرا از سوختن دیگر چه پروا
که خاکستر شدم بر باد رفتم
به نسیان نسبتش کردن ادب نیست
گناه من گرش از یاد رفتم
ندارم در قفس از ناله ذوقی
مگر از خاطر صیاد رفتم
بسی جان کندم و شیرین نشد کام
به کام تلخ چون فرهاد رفتم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.