همدم از گریهٔ خونین دارم
وه چه همصحبت رنگین دارم
عمرها شد که ز بیماری دل
کار با بستر و بالین دارم
از صفا آیینه کردم دل را
روی در دلبر خودبین دارم
لله الحمد ز اسباب جهان
هیچ اگر نیست دل و دین دارم
سروکاریست به آن زلف مرا
زین سبب جبهٔ پرچین دارم
گرمی از حد مبر ای مشع که من
میگدازم دل مومین دارم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.