سر پرشور جنون بر تن من میباید
سر که بی این بود از دشمن من میباید
چند در پا کشی این سلسلهٔ مشکین را
سر زنجیر تو در گردن من میباید
نشود عشق به یک جیب دریدن راضی
چاک بسیار به پیراهن من میباید
طبعم از بس که به گل چینی درد است حریص
اشک خونین همه در دامن من میباید
هر قدر زخم که در خنجر بیداد تو هست
لطف کن بر دل و جان و تن من میباید
گفت چون نالهٔ من مرغ گرفتار شنید
این مصیبت زده هم شیون من میباید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.