گشای از دل من گر چو کوکنار گره
برآید از اثر بخت بد هزار گره
حساب عقده کار مرا چه میپرسی
فتاده است بدین رشته بیشمار گره
ز آتش غم او بیقراری دارم
که میجهد ز دل من سپندوار گره
نکرد گرچه اثر در تو سوز من چو سپند
همین بس است که وا شد مرا ز کار گره
فروغ حسن رسانده به جای کار تو را
که بر جبین تو باشد ستارهوار گره



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.