ضرور بر زر رخسار شد سپاس مرا
که پیش سیمبران کرده روشناس مرا
بگو چگونه شود صحبتم بر آر به عقل
که ساخت ده دلا جمعیت حواس مرا
چنان ز پیرهن رنگ آمدم بیرون
که میکنند به بوی گل التماس مرا
دلم ز صحبت مردم کناره میخواهد
ز یار گوشهٔ چشمی است التماس مرا
ز خاک کوی تو پوشیدهام سراپای
دگر نمانده سروکار با لباس مرا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.