سحر طپیده به خون از بهار خندهٔ تو
دریده جامه گل از خارخار خندهٔ تو
کند ز ابر سیاه برق جلوهٔ دیگر
زیاده شد ز مسی اعتبار خندهٔ تو
بخند ای سحر وصل خوش به گریهٔ سرد
شب فراق مرا انتظار خندهٔ تو
چه شد که چهرهٔ ما گشته زعفران زاری
کنیم خنده که آید به کار خندهٔ تو
کنم به بزم تو از رشک پاک مژگان را
که گریه را نکنم شرمسار خندهٔ تو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.