زارم از درد جدایی ای دل زارم بیا
دردمندم لاعلاجم سخت بیمارم بیا
وقت آن آمد که افتد با وصیّت کار من
با تو ظالم یک دو حرفی گفتنی دارم بیا
با تو ای سیمینبدن دل در برم سیماب شد
بیش ازین تاب غم دوری نمیدارم بیا
جز به شغلی کی توان بردن به سر ایّام هجر
یار رفت از چشم من ای گریه بیکارم بیا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.