جلوهٔ مستانه کردی عاقبت
عقل را دیوانه کردی عاقبت
باده خوردی شمعسان افروختی
روح را پروانه کردی عاقبت
دل خراب از آرزوها ساختی
کعبه را بتخانه کردی عاقبت
خانهٔ من از تو عشرتخانه بود
رفتی و غمخانه کردی عاقبت
زهد چندینسالهام را یک نگاه
در سر پیمانه کردی عاقبت
سیل اشک از دیده سر کردی دلا
شهر را ویرانه کردی عاقبت
در دیار دل که اقلیم تو بود
غارت ترکانه کردی عاقبت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.