گنجور

 
واقف لاهوری

شب جدایی آن رشک ماه در پیش است

مرا ببین که چه روز سیاه در پیش است

تو فارغی ز غم ای پند گو برو که مرا

دو صد معامله با اشک و آه در پیش است

فتاده در ذقنش دل اگرچه من او را

هزار بار بگفتم که چاه در پیش است

به داد ما برس ای خضر وادی توفیق

که هیچ زاد نداریم و راه در پیش است

 
 
نسکبان اندروید