گنجور

 
واقف لاهوری

گر زهر دهی شکر توان گفت

ور سنگ زنی گهر توان گفت

از بیم تو زیر لب شکستم

آهی که همه اثر توان گفت

از یاد تو شب ز چشم من ریخت

اشکی که همه شرر توان گفت

پیش تو ز ناتوانی خویش

گویم سخنی اگر توان گفت

یا حوری و یا پری به این حسن

حاشا که تو را بشر توان گفت

 
 
نسکبان اندروید