گنجور

 
واقف لاهوری

ز دولت تو دلم درد و داغ پیدا کرد

ز کار و بار دو عالم فراغ پیدا کرد

دل از غرور به من وانمی‌شود نفسی

ز پهلوی که دگر این دماغ پیدا کرد

دلم نداشت سر اختلاط این مردم

ز ناله راه به مرغان باغ پیدا کرد

ز بس که طالع بی‌درد بود نرگس را

ز خواب چشم گشود و ایاغ پیدا کرد

 
 
نسکبان اندروید