گنجور

 
واقف لاهوری

دام می‌بافند صیادان برای عندلیب

بیم دست‌انداز گل‌چین بس برای عندلیب

دل به یاد نوگلی شد همنوای عندلیب

خوش‌ رقیبی گشت پیدا از برای عندلیب

بس که قدر عشق پیش من ز حسن افزون‌تر است

خردهٔ گل صرف سازم در بهای عندلیب

با وفابیگانه‌ای گشتم رفیق سیر باغ

او به گل شد همنفس، من آشنای عندلیب

در خزان هم از گلستان آشیان را برنداشت

آفرین بادا هزاران بر وفای عندلیب

این قدر با آن اسیر ای گل چه استغنا کنی

کرده‌ای خود را گمان گویا خدای عندلیب

 
 
نامبردگان شاهنامه
اسیر شهرستانی

می‌پرستی می‌دهد یادم نوای عندلیب

غلغل میناست در گوشم صدای عندلیب

عشق با معشوق یاران مصاحب کافری است

آشنای گل نگردد آشنای عندلیب

یاد او در خاطرم گل سینه گلزار وفا

[...]

جویای تبریزی

مجلس گل گشته رنگین از نوای عندلیب

می‌فزاید جوش گلشن را صدای عندلیب

برگ گل لخت دل و آب و هوا اشکست و آه

بی‌تکلف تحفه‌ها دارم برای عندلیب

ما و او را عشق در یک آشیان پرورده است

[...]

بیدل دهلوی

شب‌که شد جوش فغانم همنوای عندلیب

در عرق‌گم‌گشت چون شبنم صدای عندلیب

خلق معشوقان‌کمند صید مشتاقان بس است

نیست غیر از بوی‌گل زنجیر پای عندلیب

زیر نقش پای او ما هم سری دزدیده‌ایم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از بیدل دهلوی
طغرل احراری

می‌رسد از ناله بر گردون لوای عندلیب

شاخ گل چون تخت جم باشد برای عندلیب

در چمن امروز در دربار شاهنشاه گل

هیچ کس را نیست گستاخی سوای عندلیب!

با همه خواری نگردد دور از طرف چمن

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از طغرل احراری
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه