دام میبافند صیادان برای عندلیب
بیم دستانداز گلچین بس برای عندلیب
دل به یاد نوگلی شد همنوای عندلیب
خوش رقیبی گشت پیدا از برای عندلیب
بس که قدر عشق پیش من ز حسن افزونتر است
خردهٔ گل صرف سازم در بهای عندلیب
با وفابیگانهای گشتم رفیق سیر باغ
او به گل شد همنفس، من آشنای عندلیب
در خزان هم از گلستان آشیان را برنداشت
آفرین بادا هزاران بر وفای عندلیب
این قدر با آن اسیر ای گل چه استغنا کنی
کردهای خود را گمان گویا خدای عندلیب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.