دام میبافند صیادان برای عندلیب
بیم دستانداز گلچین بس برای عندلیب
دل به یاد نوگلی شد همنوای عندلیب
خوش رقیبی گشت پیدا از برای عندلیب
بس که قدر عشق پیش من ز حسن افزونتر است
خردهٔ گل صرف سازم در بهای عندلیب
با وفابیگانهای گشتم رفیق سیر باغ
او به گل شد همنفس، من آشنای عندلیب
در خزان هم از گلستان آشیان را برنداشت
آفرین بادا هزاران بر وفای عندلیب
این قدر با آن اسیر ای گل چه استغنا کنی
کردهای خود را گمان گویا خدای عندلیب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میپرستی میدهد یادم نوای عندلیب
غلغل میناست در گوشم صدای عندلیب
عشق با معشوق یاران مصاحب کافری است
آشنای گل نگردد آشنای عندلیب
یاد او در خاطرم گل سینه گلزار وفا
[...]
مجلس گل گشته رنگین از نوای عندلیب
میفزاید جوش گلشن را صدای عندلیب
برگ گل لخت دل و آب و هوا اشکست و آه
بیتکلف تحفهها دارم برای عندلیب
ما و او را عشق در یک آشیان پرورده است
[...]
شبکه شد جوش فغانم همنوای عندلیب
در عرقگمگشت چون شبنم صدای عندلیب
خلق معشوقانکمند صید مشتاقان بس است
نیست غیر از بویگل زنجیر پای عندلیب
زیر نقش پای او ما هم سری دزدیدهایم
[...]
میرسد از ناله بر گردون لوای عندلیب
شاخ گل چون تخت جم باشد برای عندلیب
در چمن امروز در دربار شاهنشاه گل
هیچ کس را نیست گستاخی سوای عندلیب!
با همه خواری نگردد دور از طرف چمن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.