به پلوی من تیر یارم نشسته است
چه پروای غم غمگسار نشسته است
صبا اندکی پا به آهستگی نه
که بر آستانش غبارم نشسته است
رمید است از سینهاش خار حسرت
دمی هر که با گلعذارم نشسته است
ز ربط صحبت پس از مردن من
سیهپوش غم بر مزارم نشسته است
ندانم چهسان خیزم از جا که از اشک
جگرگوشها در کنارم نشسته است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.