چین بر جبین ز خوی بد ای مهجبین مزن
بهر خدا که چین به جبین اینچنین مزن
دل دادهام دماغ سخن گفتم کجاست
انگشت بر لبم دگر ای همنشین مزن
جام جهاننماست به دستت فتاده مفت
گر قدر دل شناختهای بر زمین مزن
کوته چه میکنی شب امید بیدلان
ظالم گره به سلسلهٔ عنبرین مزن
جان بر سر نزاکت تو لرزه میکند
جانان به سر چو شمع گل آتشین مزن
جانم مسوز ای ز خدا بیخبر مسوز
آتش ز خشم در پر روحالامین مزن
رفعت طلب نکرده دلم از تو هیچگاه
ای آسمان مرا به عبث بر زمین مزن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.