گنجور

 
واقف لاهوری

سوخت سودای نگاهت خانمان سرمه را

توتیا کرد آرزویت استخوان سرمه را

مطلب دنبالهٔ چشمت نمی‌دانم که چیست

ای سرت گردم نمی‌فهمم زبان سرمه را

جانب ما تیره‌روزان هم توان کردن نگاه

ای که روشن کرده چشمت دودمان سرمه را

 
 
نسکبان اندروید