ای سرت گرم به وصل دلنواز
داد من بستان ز هجر جانگداز
بد کسوفی داری از خط در کمین
بر رخ خود آفتاد خود مساز
دید تا گیرایی مژگان تو
مانده شاهین را ز حیرت دیده باز
بارکالله بر سرم سنگی زدی
ساختی دیوانهای را سرفراز
بلبل افتد در غلط از دیدنش
روی او از گل ندارد امتیاز
یاد زلفش گر نبودی مونسم
من چه میکردم به شبهای دراز



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.