با اهل هوس نشستی آخر
پیمان وفا گسستر آخر
با زلف تو جمعی کوتهاندیش
کردند درازدستی آخر
بستی عهد که نشکنم دل
غمگین دل من شکستی آخر
تا چون تو بتی به عرصه آمد
شد دور خداپرستی آخر
هر سرو بلند پیش قدت
مایل گردد به پستی آخر
گفتی خون تو را بریزم
کارم کردی ز مستی آخر
میدانستم گلت ولیکن
خارم به جگر شکستی آخر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.