همه عمرم به درد غم گذشت است
عزیزان بر کسی این هم گذشت است
به حسرتهای بیش از پیش مردم
به این درد از جهان کس کم گذشت است
ز فوت آرزو وز مرگ امید
مرا یک عمر در ماتم گذشت است
نمک باری بپاشید ای عزیزان
که کار داغم از مرهم گذشت است
گذشت از سینهام تیر نگاهی
کزو کار دلم از هم گذشت است
تو ماندی بیخبر با آنکه اشکم
چو طوفان از سر عالم گذشت است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.