گنجور

 
شهریار
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع «مگر ای شاهد گمراه به راه آمده‌ای» مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ی» است.

حرف آخر قافیه

الف
ب
ت
ج
د
ر
ز
س
ظ
ک
ل
م
ن
و
ه
ی

غزل شمارهٔ ۱ - مکتب حافظ: گذار آرد مه من گاهگاه از اشتباه اینجا - فدای اشتباهی کآرد او را گاهگاه اینجا

غزل شمارهٔ ۲ - مناجات: علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را - که به ماسوا فکندی همه سایه هما را

غزل شمارهٔ ۳ - غزاله صبا: به چشمک اینهمه مژگان به هم مزن یارا - که این دو فتنه بهم می زنند دنیا را

غزل شمارهٔ ۴ - هفتاد سالگی: سنین عمر به هفتاد می‌رسد ما را - خدای من که به فریاد می‌رسد ما را

غزل شمارهٔ ۵ - ارباب زمستان: زمستان پوستین افزود بر تن کدخدایان را - ولیکن پوست خواهد کند ما یک لا قبایان را

غزل شمارهٔ ۶ - داغ لاله: بیداد رفت لاله بر باد رفته را - یا رب خزان چه بود بهار شکفته را

غزل شمارهٔ ۷ - طور تجلی: شب به هم درشکند زلف چلیپایی را - صبحدم سردهد انفاس مسیحایی را

غزل شمارهٔ ۸ - در راه زندگانی: جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را - نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را

غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا: آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا - بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

غزل شمارهٔ ۱۰ - ناکامیها: زندگی شد من و یک سلسله ناکامی‌ها - مستم از ساغر خون جگرآشامی‌ها

غزل شمارهٔ ۱۱ - دریاچه اشک: طبعم از لعل تو آموخت درافشانی‌ها - ای رخت چشمه خورشید درخشانی‌ها

غزل شمارهٔ ۱۲ - آشیان عنقا: زین همرهان همراز من تنها توئی تنها بیا - باشد که در کام صدف گوهر شوی یکتا بیا

غزل شمارهٔ ۱۳ - سوز و ساز: باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب - تا کنی عقده اشک از دل من باز امشب

غزل شمارهٔ ۱۴ - ساز حبیب: صدای سوز دل شهریار و ساز حبیب - چه دولتی است به زندانیان خاک نصیب

غزل شمارهٔ ۱۵ - نقش حقایق: ای چشم خمارین که کشد سرمه خوابت - وی جام بلورین که خورد باده نابت

غزل شمارهٔ ۱۶ - مرغ زخمی: ای جگر گوشه کیست دمسازت - با جگر حرف میزند سازت

غزل شمارهٔ ۱۷ - دل درویش نوازت: ای چشم خمارین ، تو و افسانه نازت - وی زلف کمندین ، من و شبهای درازت

غزل شمارهٔ ۱۸ - خودپرستی خداپرستی: تا چشم دل به طلعت آن ماه منظر است - طالع مگو که چشمه خورشید خاورست

غزل شمارهٔ ۱۹ - دیدار آشنا: ماهم که هاله ای به رخ از دود آهش است - دائم گرفته چون دل من روی ماهش است

غزل شمارهٔ ۲۰ - بر سر خاک ایرج: ایرجا سر بدرآور که امیر آمده است - چه امیری که به عشق تو اسیر آمده است

غزل شمارهٔ ۲۱ - یکشب با قمر: از کوری چشم فلک امشب قمر اینجاست - آری قمر امشب به خدا تا سحر اینجاست

غزل شمارهٔ ۲۲ - همت ای پیر: پاشو ای مست که دنیا همه دیوانه تست - همه آفاق پر از نعره مستانه تست

غزل شمارهٔ ۲۳ - زکات زندگی: شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست - روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست

غزل شمارهٔ ۲۴ - سپاه من: منم که شعر و تغزل پناهگاه من است - چنانکه قول و غزل نیز در پناه من است

غزل شمارهٔ ۲۵ - چراغ هدایت: کنون که فتنه فرا رفت و فرصتست ای دوست - بیا که نوبت انس است و الفتست ای دوست

غزل شمارهٔ ۲۶ - کاروان بی‌خبر: کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست - با دل این قصه نگویم که به دلخواهش نیست

غزل شمارهٔ ۲۷ - چشم انتظار: ندار عشقم و با دل سر قمارم نیست - که تاب و طاقت آن مستی و خمارم نیست

غزل شمارهٔ ۲۸ - فریده: هیچ آفریده‌ای به جمال فریده نیست - این لطف و این عفاف به هیچ آفریده نیست

غزل شمارهٔ ۲۹ - انتحار تدریجی: خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیست - به زندگانی من فرصت جوانی نیست

غزل شمارهٔ ۳۰ - کنج فنا: سری به سینه خود تا صفا توانی یافت - خلاف خواهش خود تا خدا توانی یافت

غزل شمارهٔ ۳۱ - چشم مست: برداشت پرده شمعم و پروانه پرگرفت - بازار شوق پردگیان باز درگرفت

غزل شمارهٔ ۳۲ - مسافر مجنون: رفتم و بیشم نبود روی اقامت - وعده دیدار گو بمان به قیامت

غزل شمارهٔ ۳۳ - اشک شوق: دیر آمدی که دست ز دامن ندارمت - جان مژده داده‌ام که چو جان در بر آرمت

غزل شمارهٔ ۳۴ - ملال محبت: گاهی گر از ملال محبت بخوانمت - دوری چنان مکن که به شیون برانمت

غزل شمارهٔ ۳۵ - دستم به دامانت: نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت - که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت

غزل شمارهٔ ۳۶ - ویلن تاج‌بخش: شنیده‌ام که به شاهان عشق بخشی تاج - به تاج عشق تو من مستحقم و محتاج

غزل شمارهٔ ۳۷ - دیوان و دیوانه: یا رب مباد کز پا جانان من بیفتد - درد و بلای او کاش بر جان من بیفتد

غزل شمارهٔ ۳۸ - خزان جاودانی: مه من هنوز عشقت دل من فکار دارد - تو یکی بپرس از این غم که به من چه کار دارد

غزل شمارهٔ ۳۹ - گل پشت و رو ندارد: با رنگ و بویت ای گل گل رنگ و بو ندارد - با لعلت آب حیوان آبی به جو ندارد

غزل شمارهٔ ۴۰ - شتاب شباب: شباب عمر عجب با شتاب می‌گذرد - بدین شتاب خدایا شباب می‌گذرد

غزل شمارهٔ ۴۱ - وداع جوانی: جوانی حسرتا با من وداع جاودانی کرد - وداع جاودانی حسرتا با من جوانی کرد

غزل شمارهٔ ۴۲ - طغرای امان: آمد آن شاهد دل برده و جان بازآورد - جانم از نو به تن آن جان جهان بازآورد

غزل شمارهٔ ۴۳ - ستاره صبح: چو آفتاب به شمشیر شعله برخیزد - سپاه شب به هزیمت چو دود بگریزد

غزل شمارهٔ ۴۴ - من نخواهد شد: رقیبت گر هنر هم دزدد از من من نخواهد شد - به گلخن گر چه گل هم بشکفد گلشن نخواهد شد

غزل شمارهٔ ۴۵ - رؤیای جوانی: کاش پیوسته گل و سبزه و صحرا باشد - گلرخان را سر گلگشت و تماشا باشد

غزل شمارهٔ ۴۶ - بهار زندانی: بی تو ای دل نکند لاله به بار آمده باشد - ما در این گوشه زندان و بهار آمده باشد

غزل شمارهٔ ۴۷ - عیدی عشاق: صبا به شوق در ایوان شهریار آمد - که خیز و سر به در از دخمه کن بهار آمد

غزل شمارهٔ ۴۸ - یادی از ایرج: خوابم آشفت و سرخفته به دامان آمد - خواب دیدم که خیال تو به مهمان آمد

غزل شمارهٔ ۴۹ - افسانه شب: ماندم به چمن شب شد و مهتاب برآمد - سیمای شب آغشته به سیماب برآمد

غزل شمارهٔ ۵۰ - جلوه جلال: شبست و چشم من و شمع اشکبارانند - مگر به ماتم پروانه سوگوارانند

غزل شمارهٔ ۵۱ - مسافر همدان: مسافری که به رخ اشک حسرتم بدواند - دلم تحمل بار فراق او نتواند

غزل شمارهٔ ۵۲ - سیل روزگار: لبت تا در شکفتن لاله سیراب را ماند - دلم در بیقراری چشمه مهتاب را ماند

غزل شمارهٔ ۵۳ - سرود ساربان: بهار آمد که بازم گل به باغ و بوستان خواند - به گوشم ناله بلبل هزاران داستان خواند

غزل شمارهٔ ۵۴ - عید خون: نوجوانان وطن بستر به خاک و خون گرفتند - تا که در بر شاهد آزادی و قانون گرفتند

غزل شمارهٔ ۵۵ - درس محبت: روشنانی که به تاریکی شب گردانند - شمع در پرده و پروانه سر گردانند

غزل شمارهٔ ۵۶ - هفت خوان عشق: سبوکشان که به ظلمات عشق خضر رهند - ز جوی آب بقا هم به چابکی بجهند

غزل شمارهٔ ۵۷ - بارگاه حافظ: شب‌ها به کنج خلوتم آواز می‌دهند - کای خفته گنج خلوتیان باز می‌دهند

غزل شمارهٔ ۵۸ - حافظ جاویدان: تا که از طارم میخانه نشان خواهد بود - طاق ابروی توام قبله جان خواهد بود

غزل شمارهٔ ۵۹ - جلوه جانانه: شمعی فروخت چهره که پروانه تو بود - عقلی درید پرده که دیوانه تو بود

غزل شمارهٔ ۶۰ - خوابی و خماریی: دوش در خواب من آن لاله عذار آمده بود - شاهد عشق و شبابم به کنار آمده بود

غزل شمارهٔ ۶۱ - بازار شوق: یاد آن که جز به روی منش دیده وانبود - وان سست عهد جز سری از ماسوا نبود

غزل شمارهٔ ۶۲ - او بود و او نبود: اشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبود - از آب رفته هیچ نشانی به جو نبود

غزل شمارهٔ ۶۳ - اشک ندامت: گربه پیرانه سرم بخت جوانی به سر آید - از در آشتیم آن مه بی مهر درآید

غزل شمارهٔ ۶۴ - روزه‌شکن: تا دهن بسته‌ام از نوش‌لبان می‌برم آزار - من اگر روزه بگیرم رطب آید سر بازار

غزل شمارهٔ ۶۵ - ای شیراز: دیدمت دورنمای در و بام ای شیراز - سرم آمد به بر سینه سلام ای شیراز

غزل شمارهٔ ۶۶ - بیاد استاد فرخ: فرخا از تو دلم ساخته با یاد هنوز - خبر از کوی تو می آوردم باد هنوز

غزل شمارهٔ ۶۷ - سینمای خزان: شب است و باغ گلستان خزان رؤیاخیز - بیا که طعنه به شیراز می‌زند تبریز

غزل شمارهٔ ۶۸ - جمال کعبه: اگر که شبرو عشقی چراغ ماهت بس - ستاره چشم و چراغ شب سیاهت بس

غزل شمارهٔ ۶۹ - افسانه روزگار: قمار عاشقان بردی ندارد از نداران پرس - کس از دور فلک دستی نبرد از بدبیاران پرس

غزل شمارهٔ ۷۰ - گله عاشق: آتشی زد شب هجرم به دل و جان که مپرس - آن چنان سوختم از آتش هجران که مپرس

غزل شمارهٔ ۷۱ - خدا حافظ: به تودیع توجان میخواهد از تن شد جدا حافظ - به جان کندن وداعت می کنم حافظ خداحافظ

غزل شمارهٔ ۷۲ - شهید عشق: به خاک من گذری کن چو گل گریبان چاک - که من چو لاله به داغ تو خفته ام در خاک

غزل شمارهٔ ۷۳ - غنای غم: از غم جدا مشو که غنا می دهد به دل - اما چه غم غمی که خدا می دهد به دل

غزل شمارهٔ ۷۴ - یاران دغل: گر من از عشق غزالی غزلی ساخته‌ام - شیوه تازه‌ای از مبتذلی ساخته‌ام

غزل شمارهٔ ۷۵ - هجران کشیده ام: دامن مکش به ناز که هجران کشیده‌ام - نازم بکش که ناز رقیبان کشیده‌ام

غزل شمارهٔ ۷۶ - زندان زندگی: تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم - روزی سراغ وقت من آئی که نیستم

غزل شمارهٔ ۷۷ - نالهٔ ناکامی: برو ای ترک که ترک تو ستمگر کردم - حیف از آن عمر که در پای تو من سرکردم

غزل شمارهٔ ۷۸ - لاله سیراب: نفسی داشتم و ناله و شیون کردم - بی تو با مرگ عجب کشمکشی من کردم

غزل شمارهٔ ۷۹ - حراج عشق: چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردم - چو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردم

غزل شمارهٔ ۸۰ - بخت خفته و دولت بیدار: ماهم آمد به در خانه و در خانه نبودم - خانه گوئی به سرم ریخت چو این قصه شنودم

غزل شمارهٔ ۸۱ - خمار انتظار: شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودم - به جلد رهگذر اما در انتظار تو بودم

غزل شمارهٔ ۸۲ - دوست ندیدم: به تیره بختی خود کس نه دیدم و نه شنیدم - ز بخت تیره خدایا چه دیدم و چه کشیدم

غزل شمارهٔ ۸۳ - گوهرفروش: یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم - تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

غزل شمارهٔ ۸۴ - در کوچه باغات شمران: دل شبست و به شمران سراغ باغ تو گیرم - گه از زمین و گه از آسمان سراغ تو گیرم

غزل شمارهٔ ۸۵ - چه میکشم: در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم - عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشم

غزل شمارهٔ ۸۶ - نگین گم شده: گلچین که آمد ای گل من در چمن نباشم - آخر نه باغبانم شرط است من نباشم

غزل شمارهٔ ۸۷ - دیگجوش: اگر چه رند و خراب و گدای خانه به دوشم - گدائی در عشقت به سلطنت نفروشم

غزل شمارهٔ ۸۸ - به مرغان چمن: خراب از باد پائیز خمارانگیز تهرانم - خمار آن بهار شوخ و شهر آشوب شمرانم

غزل شمارهٔ ۸۹ - زیان شهرت: به مرگ چاره نجستم که در جهان مانم - به عشق زنده شدم تا که جاودان مانم

غزل شمارهٔ ۹۰ - چشمه قاف: از همه سوی جهان جلوه او می‌بینم - جلوه اوست جهان کز همه سو می‌بینم

غزل شمارهٔ ۹۱ - عهد قدیم: چه شد آن عهد قدیم و چه شد آن یار ندیم - خون کند خاطر من خاطره عهد قدیم

غزل شمارهٔ ۹۲ - حرم قدس: روی در کعبه این کاخ کبود آمده‌ایم - چون کواکب به طواف و به درود آمده‌ایم

غزل شمارهٔ ۹۳ - ساز عبادی: تا کی چو باد سربدوانی به وادیم - ای کعبه مراد ببین نامرادیم

غزل شمارهٔ ۹۴ - غزال و غزل: امشب از دولت می دفع ملالی کردیم - این هم از عمر شبی بود که حالی کردیم

غزل شمارهٔ ۹۵ - من و ما: مهتاب و سرشکی به هم آمیخته بودیم - خوش رویهم آن شب من و مه ریخته بودیم

غزل شمارهٔ ۹۶ - وحشی شکار: تا کی در انتظار گذاری به زاریم - باز آی بعد از اینهمه چشم انتظاریم

غزل شمارهٔ ۹۷ - ترانه جاودان: ای شاخ گل که در پی گلچین دوانیم - این نیست مزد رنج من و باغبانیم

غزل شمارهٔ ۹۸ - جرس کاروان: از زندگانیم گله دارد جوانیم - شرمنده جوانی از این زندگانیم

غزل شمارهٔ ۹۹ - باده وحدت: سر برآرید حریفان که سبویی بزنیم - خواب را رخت بپیچیم و به سویی بزنیم

غزل شمارهٔ ۱۰۰ - خون سیاووش: هر سحر یاد کز آن زلف و بناگوش کنیم - روز خود با شب غم دست در آغوش کنیم

غزل شمارهٔ ۱۰۱ - غزل یا لغز: بلبل عشقم و از آن گل خندان گویم - سخن از آن گل خندان به سخندان گویم

غزل شمارهٔ ۱۰۲ - شاعر افسانه: نیما غم دل گو که غریبانه بگرییم - سر پیش هم آریم و دو دیوانه بگرییم

غزل شمارهٔ ۱۰۳ - تو بمان و دگران: از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران - رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران

غزل شمارهٔ ۱۰۴ - یوسف گم گشته: یا رب آن یوسف گم گشته به من بازرسان - تا طربخانه کنی بیت حزن بازرسان

غزل شمارهٔ ۱۰۵ - کنج ملال: خلوتی داریم و حالی با خیال خویشتن - گر گذاردمان فلک حالی به حال خویشتن

غزل شمارهٔ ۱۰۶ - درس محبت: در بهاران سری از خاک برون آوردن - خنده ای کردن و از باد خزان افسردن

غزل شمارهٔ ۱۰۷ - چه خواهد بودن: آسمان گو ندهد کام چه خواهد بودن - یا حریفی نشود رام چه خواهد بودن

غزل شمارهٔ ۱۰۸ - آئینه شاهی: ای کعبه دری باز به روی دل ما کن - وی قبله دل و دیده ما قبله نما کن

غزل شمارهٔ ۱۰۹ - گدا پادشاه کن: ای طلعت تو خنده به خورشید و ماه کن - زلف تو روز روشن مردم سیاه کن

غزل شمارهٔ ۱۱۰ - سه تار من: نالد به حال زار من امشب سه تار من - این مایه تسلی شب های تار من

غزل شمارهٔ ۱۱۱ - ناله های زار: به اختیار گرو برد چشم یار از من - که دور از او ببرد گریه اختیار از من

غزل شمارهٔ ۱۱۲ - گلهٔ خاموش: کس نیست در این گوشه فراموش‌تر از من - وز گوشه‌نشینان تو خاموش‌تر از من

غزل شمارهٔ ۱۱۳ - اقبال من: تیره گون شد کوکب بخت همایون فال من - واژگون گشت از سپهر واژگون اقبال من

غزل شمارهٔ ۱۱۴ - جلوه جواله: این همه جلوه و در پرده نهانی گل من - وین همه پرده و از جلوه عیانی گل من

غزل شمارهٔ ۱۱۵ - به سروناز شیراز: باز شد روزنی از گلشن شیراز به من - میکشد نرگس و نارنج سری باز به من

غزل شمارهٔ ۱۱۶ - به یاد مرحوم میرزاده عشقی: عشقی که درد عشق وطن بود درد او - او بود مرد عشق که کس نیست مرد او

غزل شمارهٔ ۱۱۷ - یاد قدیم: یادم نکرد و شاد حریفی که یاد از او - یادش بخیر گرچه دلم نیست شاد از او

غزل شمارهٔ ۱۱۸ - انتظار فرج: ای آفتاب هاله ای از روی ماه تو - مه برلب افق لبه ای از کلاه تو

غزل شمارهٔ ۱۱۹ - بمانیم که چه: سایه جان رفتنی استیم بمانیم که چه - زنده باشیم و همه روضه بخوانیم که چه

غزل شمارهٔ ۱۲۰ - غزال رمیده: نوشتم این غزل نغز با سواد دو دیده - که بلکه رام غزل گردی ای غزال رمیده

غزل شمارهٔ ۱۲۱ - یاد شهیار: کار گل زار شود گر تو به گلزار آیی - نرخ یوسف شکند چون تو به بازار آیی

غزل شمارهٔ ۱۲۲ - غروب و مهتاب دریا: ای ماه شب دریا ای چشمه زیبایی - یک چشمه و صد دریا فری و فریبایی

غزل شمارهٔ ۱۲۳ - طوطی خوش‌لهجه: مایه حسن ندارم که به بازار من آیی - جان‌فروش سر راهم که خریدار من آیی

غزل شمارهٔ ۱۲۴ - شیدائی: رندم و شهره به شوریدگی و شیدایی - شیوه‌ام چشم‌چرانی و قدح‌پیمایی

غزل شمارهٔ ۱۲۵ - چشمه ابدیت: شکفته‌ام به تماشای چشم شهلایی - که جز به چشم دلش نشکفد تماشایی

غزل شمارهٔ ۱۲۶ - ساز صبا: بزن که سوز دل من به ساز می‌گویی - ز ساز دل چه شنیدی که باز می‌گویی

غزل شمارهٔ ۱۲۷ - شاهد گمراه: راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده‌ای - مگر ای شاهد گمراه به راه آمده‌ای

غزل شمارهٔ ۱۲۸ - وای وای من: هردم چو توپ می‌زندم پشت پای وای - کس پیش پای طفل نیفتد که وای وای

غزل شمارهٔ ۱۲۹ - طوطی قناد: الا ای نوگل رعنا که رشک شاخ شمشادی - نگارین نخل موزونی همایون سرو آزادی

غزل شمارهٔ ۱۳۰ - مرغ بهشتی: شبی را با من ای ماه سحرخیزان سحر کردی - سحر چون آفتاب از آشیان من سفر کردی

غزل شمارهٔ ۱۳۱ - ماه بر سر مهر: چه شد که بار دگر یاد آشنا کردی - چه شد که شیوه بیگانگی رها کردی

غزل شمارهٔ ۱۳۲ - شمشیر قلم: نالم از دست تو ای ناله که تاثیر نکردی - گر چه او کرد دل از سنگ تو تقصیر نکردی

غزل شمارهٔ ۱۳۳ - با روح صبا: ای صبا با توچه گفتند که خاموش شدی - چه شرابی به تو دادند که مدهوش شدی

غزل شمارهٔ ۱۳۴ - انتظار: باز امشب ای ستاره تابان نیامدی - باز ای سپیده شب هجران نیامدی

غزل شمارهٔ ۱۳۵ - دیوانه و پری: آن کبوتر ز لب بام وفا شد سفری - ما هم از کارگه دیده نهان شد چو پری

غزل شمارهٔ ۱۳۶ - مکتب طبیعت: فریب رهزن دیو و پری تو چون نخوری - که راه آدم و حوا زده است دیو و پری

غزل شمارهٔ ۱۳۷ - پریشان روزگاری: زلف او برده قرار خاطر از من یادگاری - من هم از آن زلف دارم یادگاری بیقراری

غزل شمارهٔ ۱۳۸ - ماه کلیسا: ای پریچهره که آهنگ کلیسا داری - سینه مریم و سیمای مسیحا داری

غزل شمارهٔ ۱۳۹ - پری و فروغ: ز دریچه های چشمم نظری به ماه داری - چه بلند بختی ای دل که به دوست راه داری

غزل شمارهٔ ۱۴۰ - خال برنده: دستی که گاه خنده بآن خال می‌بری - ای شوخ سنگدل دلم از حال می‌بری

غزل شمارهٔ ۱۴۱ - سیه چشمان شیرازی: دل و جانیکه دربردم من از ترکان قفقازی - به شوخی می برند از من سیه چشمان شیرازی

غزل شمارهٔ ۱۴۲ - درس حال: اگر بلاکش بیداد را به داد رسی - خدا کند که به سر منزل مراد رسی

غزل شمارهٔ ۱۴۳ - کاش یارب: در دیاری که در او نیست کسی یار کسی - کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی

غزل شمارهٔ ۱۴۴ - یار باقی کار باقی: رفتی و در دل هنوزم حسرت دیدار باقی - حسرت عهد و وداعم با دل و دلدار باقی

غزل شمارهٔ ۱۴۵ - زندانی خاک: نه عقلی و نه ادراکی و من خود خاک و خاشاکی - چه گویم با تو کز عزت ورای عقل و ادراکی

غزل شمارهٔ ۱۴۶ - جمع و تفریق: ای گل به شکر آنکه در این بوستان گلی - خوش دار خاطری ز خزان دیده بلبلی

غزل شمارهٔ ۱۴۷ - مزد شبانی: خوشست پیری اگر مانده بود جان جوانی - ولی ز بخت بد از من نه جسم ماند و نه جانی

غزل شمارهٔ ۱۴۸ - مقام انسانی: خلوتم چراغان کن ای چراغ روحانی - ای ز چشمه نوشت چشم و دل چراغانی

غزل شمارهٔ ۱۴۹ - شرم و عفت: نالدم پای که چند از پی یارم بدوانی - من بدو میرسم اما تو که دیدن نتوانی

غزل شمارهٔ ۱۵۰ - نای شبان: ریختم با نوجوانی باز طرح زندگانی - تا مگر پیرانه سر از سر بگیرم نوجوانی

غزل شمارهٔ ۱۵۱ - وا جوانی: بار دیگر گر فرود آرد سری با ما جوانی - داستانها دارم از بیداد پیری با جوانی

غزل شمارهٔ ۱۵۲ - اخگر نهفته: ای دل به ساز عرش اگر گوش می‌کنی - از ساکنان فرش فراموش می‌کنی

غزل شمارهٔ ۱۵۳ - غوغا می‌کنی: ای غنچه خندان چرا خون در دل ما می‌کنی - خاری به خود می‌بندی و ما را ز سر وا می‌کنی

غزل شمارهٔ ۱۵۴ - نی محزون: امشب ای ماه به درد دل من تسکینی - آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی

غزل شمارهٔ ۱۵۵ - نفرین: چو ابرویت نچمیدی به کام گوشه نشینی - برو که چون من و چشمت به گوشه ها بنشینی

غزل شمارهٔ ۱۵۶ - دالان بهشت: شاهد شکفته مخمور چون شمع صبحگاهی - لرزان بسان ماه و لغزان بسان ماهی

غزل شمارهٔ ۱۵۷ - ماه هنرپیشه: تا چند کنیم از تو قناعت به نگاهی - یک عمر قناعت نتوان کرد الهی

غزل شمارهٔ ۱۵۸ - ماه سفرکرده: ماها تو سفر کردی و شب ماند و سیاهی - نه مرغ شب از ناله من خفت و نه ماهی

غزل شمارهٔ ۱۵۹ - جمال بقیت اللهی: سپاه صبح زد از ماه خیمه تا ماهی - ستاره کوکبه آفتاب خرگاهی

غزل شمارهٔ ۱۶۰ - دنیای دل: چند بارد غم دنیا به تن تنهایی - وای بر من تن تنها و غم دنیایی