گنجور

 
شهریار
 

سپاه صبح زد از ماه خیمه تا ماهی

ستاره کوکبه آفتاب خرگاهی

به لاجورد افق ته کشیده برکه شب

مه و ستاره طپیدن گرفته چون ماهی

صلای رحلت شب داد وطلعت خورشید

خروس دهکده از صیحه سحرگاهی

به جستجوی تو ای صبح در شبان سیاه

بسا که قافله آه کرده ام راهی

نمانده چشمه آب بقا به ظلمت دهر

بجز چراغ جمال بقیت اللهی

برآی از افق ای مشعل هدایت شرق

برآر گله این گمرهان ز گمراهی

ز سایه ئی که به خاک افکنی خوشم چکنم

همای عرش کجا و کبوتر چاهی

بشارتی به خدا خواندن و خدا دیدن

که این بشر همه خودبینی است و خودخواهی

به گوش آنکه صدای خدا نمی شنود

حدیث عشق من افسانه ئی بود واهی

تو کوه و کاه چه دانی که شهریارا چیست

به کوه محنت من بین و چهره کاهی

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حسن در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۰۶ نوشته:

آن دل عاشق میتواند اینطور عاشقانه منتظر باشد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد حسین عمومی.قم در ‫۸ سال قبل، دو شنبه ۴ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۵۵ نوشته:

(به لاجورد افق ته کشیده برکه(ی) شب)
(ستاره کوکبه(ی) آفتاب خر گاهی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.