تا کی چو باد سر بدوانی به وادیام
ای کعبهٔ مراد ببین نامرادیام
دلتنگ شامگاه و به چشم ستاره بار
گویی چراغ کوکبهٔ بامدادیام
چون لالهام ز شعلهٔ عشق تو یادگار
داغ ندامتی است که بر دل نهادیام
دیوانه دل به حلقهٔ زلف تو بسته بود
چون شد پری که سلسله از پا گشادیام
رفتی به کوی دیگر و بردی مرا ز یاد
من هم روم به گور که دیگر زیادیام
مرغ بهشت بودم و افتادمت به دام
اما تو طفل بودی و از دست دادیام
چون طفل اشک پردهدری شیوهٔ تو بود
پنهان نمیکنم که ز چشم اوفتادیام
من درس عشق جز خط سبزی نخواندهام
سرمشق آبرویی که به این بیسوادیام
گفتی خمار عشق به تریاق صبر کش
من خود به این کشندهٔ بیپیر عادیام
فرزند سرفراز خدا را چه عیب داشت
ای مادر فلک که سیهبخت زادیام
توفان عشق هرچه تواند بگو بکن
شمعم ولی به حجلهٔ فانوس بادیام
بیتار طُرّههای تو مرهم گذار دل
با زخمهٔ صبا و سهتار عبادیام
در کوهسار عشق و وفا آبشار غم
خواند به اشک شوقم و گلبانک شادیام
با این خط شکسته قلمها دود به سر
در جستوجوی نسخهٔ شعر مدادیام
شب بود و عشق و وادی هجران و شهریار
ماهی نتافت تا شود از مهر هادیام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و اندوهی است که شاعر به خاطر جدایی از معشوق خود تجربه میکند. او در ابتدا به سرنوشت خود میپردازد و از بیخبری معشوق از حالش شکایت میکند. شاعر مانند یک لاله نشانهای از عشق است که داغ ندامت بر دلش سنگینی میکند. عشق او به حدی عمیق است که حتی به مرگ نیز فکر میکند و به یاد میآورد که روزگاری مرغ بهشت بوده، اما اکنون در دام عشق گرفتار شده است. شعر شامل تصاویری از تلخی جدایی، ناتوانی، و جستجوی معنا در احساسات عاشقانه است. در نهایت، شاعر با یادآوری شبهای پر از عشق و اندوه، به آیندهای نامشخص و غمانگیز اشاره میکند.
هوش مصنوعی: تا چه زمانی مانند باد در پی هدفهای خود خواهی دوید، ای کعبهای که به آن امید دارم؟ به من نگاه کن و ببین که چقدر از آرزوهایم دور ماندهام.
هوش مصنوعی: دلتنگ شبهای تاریکم و به ستارهها نگاه میکنم، گویی چراغی برای روشن کردن صبح زود من است.
هوش مصنوعی: من مانند لالهای هستم که از شعله عشق تو زندهام، و این نشاندهندهی داغ ندامتی است که در دل من گذاشتی.
هوش مصنوعی: دل دیوانهام به زلفهای تو چنگ زده بود، اما حالا که پری گسسته از زنجیرش است، من هم از بند تو رها شدهام.
هوش مصنوعی: رفتنت به جای دیگری باعث شد که تو مرا فراموش کنی. من هم به گور میروم، چون دیگر جایی در زندگیات ندارم.
هوش مصنوعی: من از فرشتههای بهشتی بودم و به دام افتادم، اما تو هنوز کودک بودی و نتوانستی مرا نگهداری.
هوش مصنوعی: چون کودکانی که بیپرده و شفاف گریه میکنند، من نیز نمیتوانم پنهان کنم که از نگاه تو دور افتادهام.
هوش مصنوعی: من فقط یک خط سبز از عشق را مطالعه کردهام و حالا به خاطر نادانیام در این زمینه، احساس شرمساری میکنم.
هوش مصنوعی: گفتی که برای درمان حال پریشانم باید به صبر پناه ببرم، اما من خود به این دردآور بیپناهی عادت کردهام.
هوش مصنوعی: ای مادر آسمان، فرزند بزرگوار خدا چه اشکالی داشت که من از سرنوشت بدی به دنیا آمدهام؟
هوش مصنوعی: طوفان عشق هرچه قدر میتواند بگوید و انجام بدهد، اما من شمعی هستم که در مقابل باد، در وهلهای از آن، در حجلهٔ چراغی که میدرخشد، به سادگی خاموش میشوم.
هوش مصنوعی: بدون تارهای موی تو، دل را با نواهای نسیم و ساز عبادت تسکین میدهم.
هوش مصنوعی: در کوههای عشق و ارتباط وفاداری، آبشاری از غم با اشکهای شادی من و نغمههای خوشحالیام به صدا درآمد.
هوش مصنوعی: با این خط ناخوانا و ناتمام، نوشتههایم در جستجوی نسخهای از شعرهای مدادیم، در حال دود شدن و گم شدن هستند.
هوش مصنوعی: در شب، عشق و جدایی حاکم بود و ماه همچون شهریاری درخشید تا نور محبت مرا راهنمایی کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.