گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
ابن یمین فریومدی
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع «بربود مرا پسته تو خواب از چشم» مصرع اول یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «م» است.

حرف آخر قافیه

الف
ب
ت
چ
ح
خ
د
ر
ز
س
ش
ض
ع
غ
ف
ق
ک
گ
ل
م
ن
و
ه
ی

شمارهٔ ۱: ایدل همه حاجتی روا باد ترا

شمارهٔ ۲: ای تازه تر از برگ سمن روی ترا

شمارهٔ ۳: آئینه جان تیره اگر نیست ترا

شمارهٔ ۴: از خرد و بزرگ هر که دیدست مرا

شمارهٔ ۵: ای حاصل عمرم از تو بدنامی‌ها

شمارهٔ ۶: ایزد بوجود از عدم آباد مرا

شمارهٔ ۷: آنخواجه که سروریست بر خلق او را

شمارهٔ ۸: ایساقی گلرخ بیار آن آب آتش فام را

شمارهٔ ۹: گر کار بکام آرزو نیست مرا

شمارهٔ ۱۰: دل باز بسوداش در انداخت مرا

شمارهٔ ۱۱: خوش نیست دل خسته ریش از تو جدا

شمارهٔ ۱۲: گل را بسحر نظر ربا کرد صبا

شمارهٔ ۱۳: تا بر تن آزرده تب افتاد مرا

شمارهٔ ۱۴: یا رب ز خرد مدار محروم مرا

شمارهٔ ۱۵: در وی زده ایم دست او داند و ما

شمارهٔ ۱۶: نائی که جمال دلستانست او را

شمارهٔ ۱۷: گفتم صنما غم رهی نیست ترا

شمارهٔ ۱۸: حسنت که بر او روح نظر داشت مرا

شمارهٔ ۱۹: گل دید صفای آنرخ نیکو را

شمارهٔ ۲۰: دلدار همیگفت من محزون را

شمارهٔ ۲۱: خاتون جهان جهانملک خاتون را

شمارهٔ ۲۲: برخیز اگر دسترسی هست ترا

شمارهٔ ۲۳: در فتنه این و آن میفکن خود را

شمارهٔ ۲۴: دل شد سیه از سپیدی برف مرا

شمارهٔ ۲۵: گر قصد کند بصد ضرر روی مرا

شمارهٔ ۲۶: من بنده نکو شناسم احوال ترا

شمارهٔ ۲۷: دارم هوس لعل تو ایدر خوشاب

شمارهٔ ۲۸: کردی دلم ایماه دل افروز کباب

شمارهٔ ۲۹: بر خاک فتاده رند کی مست و خراب

شمارهٔ ۳۰: معشوقه چو بامداد برخاست ز خواب

شمارهٔ ۳۱: گر میطلبی گوهر اسرار طلب

شمارهٔ ۳۲: دی ترک پری پیکر من مست خراب

شمارهٔ ۳۳: دل ز آتش هجرانت کبابست کباب

شمارهٔ ۳۴: هر گه که ببینیم رخ سیراب شهاب

شمارهٔ ۳۵: ما از می نابیم چنین گشته خراب

شمارهٔ ۳۶: ای باد سحر گهی بصد جهد و شتاب

شمارهٔ ۳۷: ای گشته دلم ز آتش هجر تو کباب

شمارهٔ ۳۸: ای ز آتش سودات دل اندر تب و تاب

شمارهٔ ۳۹: ای طاهر اسحق بیا و در یاب

شمارهٔ ۴۰: ای دل ز جهان بجز حقایق مطلب

شمارهٔ ۴۱: اسبی که قضا در پی او وقت شتاب

شمارهٔ ۴۲: آمد ز خرابات بتم مست و خراب

شمارهٔ ۴۳: جان برخی آنروز که آن در خوشاب

شمارهٔ ۴۴: بگذار که تا بوسمت ای جانان لب

شمارهٔ ۴۵: سیمین ز نخست آن تویا شیرین سیب

شمارهٔ ۴۶: گفتم که شنیدم که ترا زحمت تب

شمارهٔ ۴۷: در هجر بسی مکوش ای در خوشاب

شمارهٔ ۴۸: ای بس که دلم در پی تحقیق شتافت

شمارهٔ ۴۹: افسوس که عمر من ز هفتاد گذشت

شمارهٔ ۵۰: ایدل اگر اعتقاد تو هست درست

شمارهٔ ۵۱: افسوس که موسم جوانی بگذشت

شمارهٔ ۵۲: ای کرده هوای مال نا پروایت

شمارهٔ ۵۳: ایدل غم این عالم فانی هیچست

شمارهٔ ۵۴: ای دل چو نعیم این جهانی شدنی است

شمارهٔ ۵۵: ایدل همه عمرت این تبهکاری چیست

شمارهٔ ۵۶: ایدل اگر آسایش جانت هوس است

شمارهٔ ۵۷: افسوس که رفت عمر و حاصل هیچ است

شمارهٔ ۵۸: آنکس که دلم بدو تولا کردست

شمارهٔ ۵۹: ایعشوه دهان ترک شما کردم و رفت

شمارهٔ ۶۰: از حکم ازل بهیچ رو مهرب نیست

شمارهٔ ۶۱: ایدل بدو نیک اینجهانی هیچست

شمارهٔ ۶۲: از تاب جگر دوش روانم میسوخت

شمارهٔ ۶۳: امروز کسی که شهره در شیر دلیست

شمارهٔ ۶۴: آن سرو سهی که جاش در چشم منست

شمارهٔ ۶۵: از کوی تو با دل حزین باید رفت

شمارهٔ ۶۶: انسبزه که گرد چشمه نوش تو خاست

شمارهٔ ۶۷: آن بت که حدیث دلبری قصه اوست

شمارهٔ ۶۸: آن زخم که بر چهره جانان منست

شمارهٔ ۶۹: ایمظهر الطاف لطیفیت خوشست

شمارهٔ ۷۰: ان روی چو افتاب در چشم منست

شمارهٔ ۷۱: ای سرور عهد هرکه شمشیر تو بست

شمارهٔ ۷۲: از راحت روزگار جز نامی نیست

شمارهٔ ۷۳: این برشده دولاب که گردد پیوست

شمارهٔ ۷۴: از روی تو با برگ سمن فرقی نیست

شمارهٔ ۷۵: ای آمده از جهان گزینم رویت

شمارهٔ ۷۶: ای کرده در آفاق روان جود توصیت

شمارهٔ ۷۷: آویختم ایجان دلکی در کویت

شمارهٔ ۷۸: انسان نه بدینصورت و شکل انسانست

شمارهٔ ۷۹: آن بت که سروردل و نور بصرست

شمارهٔ ۸۰: آنکس که جهان زوست جهان خود همه اوست

شمارهٔ ۸۱: انکس که ازوست نیش نوشم هم ازوست

شمارهٔ ۸۲: ایدل طلب دوست گرت عادت و خوست

شمارهٔ ۸۳: ایدل طلب کار جهان چیزی نیست

شمارهٔ ۸۴: آنم که فلک بنده مطواع منست

شمارهٔ ۸۵: ایخواجه اگر سپهر دون برکشدت

شمارهٔ ۸۶: آنمه سوی ما چون نظر سعد نداشت

شمارهٔ ۸۷: ای لعل لبت مایه ده آبحیات

شمارهٔ ۸۸: از لاله تر روی تو خوش رنگترست

شمارهٔ ۸۹: ایدوست سر و پای فلک پیدا نیست

شمارهٔ ۹۰: آنرا که دل از عشق تو کور و کر نیست

شمارهٔ ۹۱: ایگل خجل از عارض چون نسترنت

شمارهٔ ۹۲: ای رنگرز این خوی بدت ننگی نیست

شمارهٔ ۹۳: ای سرمه چشم بنده خاک کویت

شمارهٔ ۹۴: از بس که دلم با سر زلف تو نشست

شمارهٔ ۹۵: رخسار تو آئینه دیرینه ماست

شمارهٔ ۹۶: بیروی تو دل صبور گردد هیهات

شمارهٔ ۹۷: بر عارض آن بت که توان تن ازوست

شمارهٔ ۹۸: بر اوج فلک دوش چو خورشید بگشت

شمارهٔ ۹۹: بیزحمت مشاطه رخت همچو مهست

شمارهٔ ۱۰۰: بیوصل تو کار دل قوی با خلل است

شمارهٔ ۱۰۱: بی خنده آن پسته شکر شکنت

شمارهٔ ۱۰۲: با روی چو روزت بقمر حاجت نیست

شمارهٔ ۱۰۳: بر من صنما جور تو امروزی نیست

شمارهٔ ۱۰۴: گر حرص زیر دست و طمع زیر پای تست

شمارهٔ ۱۰۵: دردا که گل و موسم گلزار گذشت

شمارهٔ ۱۰۶: بیچاره دلم چو محرم راز نیافت

شمارهٔ ۱۰۷: بگذشت حیات آنکه دلشاد بزیست

شمارهٔ ۱۰۸: باشه که بخوبی رخش افزون ز مهست

شمارهٔ ۱۰۹: بر چشم و دلم زغم نمی نیست که نیست

شمارهٔ ۱۱۰: تا از چمن آن سرو خرامان بگذشت

شمارهٔ ۱۱۱: تا سقف سپهر نیل پیکر بر پاست

شمارهٔ ۱۱۲: تا یار بحج رفت ز ما ببریدست

شمارهٔ ۱۱۳: تا بر مه تابانش ز عنبر قوس است

شمارهٔ ۱۱۴: تن در غمش از هلال باریکترست

شمارهٔ ۱۱۵: تا دیده من دید زهر خوبترت

شمارهٔ ۱۱۶: تا آبله رخ بر رخ دلدار ز دست

شمارهٔ ۱۱۷: تا چند کشم صد ضرر از چشم خوشت

شمارهٔ ۱۱۸: تا رست بگرد شکرت شاخ نبات

شمارهٔ ۱۱۹: تا روی ترا بدیدم ایعشوه پرست

شمارهٔ ۱۲۰: تا بسته نگردد بکل ابواب حیات

شمارهٔ ۱۲۱: برخیز سحرگه ای صبا چابک و چست

شمارهٔ ۱۲۲: چون آکهیی نبینم از توحیدت

شمارهٔ ۱۲۳: چون تعبیه جهانیان بسیارست

شمارهٔ ۱۲۴: پیوسته نشان عاشقان بد نامیست

شمارهٔ ۱۲۵: در روضه توحید اگر بارت نیست

شمارهٔ ۱۲۶: گر دور فلک تابع فرمان تو نیست

شمارهٔ ۱۲۷: سردار جهان خواجه که آئینش سخاست

شمارهٔ ۱۲۸: شاها ز تو کار عالمی سامان یافت

شمارهٔ ۱۲۹: دل شد ز پی وصل دلارام ز دست

شمارهٔ ۱۳۰: رنگ تو بتازگی ز گلنار بهست

شمارهٔ ۱۳۱: شیرین پسرا عزم حجازت ز چه خاست

شمارهٔ ۱۳۲: نقش عیادت ار چه بصورت عبادتست

شمارهٔ ۱۳۳: در کارگه وجود هر نقش که هست

شمارهٔ ۱۳۴: گفتم نخورم باده که کاری نه نکوست

شمارهٔ ۱۳۵: در وحدت کاینات آنرا که شکیست

شمارهٔ ۱۳۶: هر کو بسعادتی رسد روزی بیست

شمارهٔ ۱۳۷: گر هر چه کند بنده بتقدیر خداست

شمارهٔ ۱۳۸: در راه یقین مرد درنگی هیچست

شمارهٔ ۱۳۹: مائیم و می ناب و بتی خوب سرشت

شمارهٔ ۱۴۰: هر کو دهنت ای بت جانی دیدست

شمارهٔ ۱۴۱: حاصل چه از این که صورت خواجه نکوست

شمارهٔ ۱۴۲: می از شر و شور و عربده خالی نیست

شمارهٔ ۱۴۳: سید پسرا روی تو ماه ختن است

شمارهٔ ۱۴۴: دیوانه دلم که میل طبعش بهواست

شمارهٔ ۱۴۵: چون باد صبا غنچه گلرا بشکافت

شمارهٔ ۱۴۶: در خاطرم این لطیف مصراع گذشت

شمارهٔ ۱۴۷: صاحب نظری خوش سخنی فرمودست

شمارهٔ ۱۴۸: هر چیز که در ازل بدان فرمان نیست

شمارهٔ ۱۴۹: دی گفت یکی که داشت با من دل راست

شمارهٔ ۱۵۰: گردون که سوی سفله و دونش نظرست

شمارهٔ ۱۵۱: هر روز ترا بمن گمانی دگرست

شمارهٔ ۱۵۲: گفتم دل من گر چه که غرق خونست

شمارهٔ ۱۵۳: در عهد تو گلزار ثنا مدروس است

شمارهٔ ۱۵۴: سلطان گل ار چه با بسی برگ و نواست

شمارهٔ ۱۵۵: گیرم که بصد رسید عمریکه تر است

شمارهٔ ۱۵۶: خوش باش دمی که زندگانی باقیست

شمارهٔ ۱۵۷: در روضه جان تاره نباتی خضرست

شمارهٔ ۱۵۸: دی ابن یمین صبحدمی جام بدست

شمارهٔ ۱۵۹: دل شاد بروی دلستان خضرست

شمارهٔ ۱۶۰: زلف تو که سرگشته بکردار منست

شمارهٔ ۱۶۱: رفتی و شکیب از دل عشاق برفت

شمارهٔ ۱۶۲: هر حادثه ئی که آمد از نرم و درشت

شمارهٔ ۱۶۳: یک غم نبود کز تو نصیب ما نیست

شمارهٔ ۱۶۴: عشاق ترا امید بهر وزی نیست

شمارهٔ ۱۶۵: نیلوفر تر بر سر آبت چه خوشست

شمارهٔ ۱۶۶: گل کز زرسا و خرده ئی چند اندوخت

شمارهٔ ۱۶۷: روی تو و ماه آسمان هر دو یکیست

شمارهٔ ۱۶۸: عشق لب و دندان چو لعل و گهرت

شمارهٔ ۱۶۹: گر کار تو نیکست بتدبیر تو نیست

شمارهٔ ۱۷۰: چون چشم خوشت نرگس اگر رنجورست

شمارهٔ ۱۷۱: لعلت صدفی پر گهر مخزونست

شمارهٔ ۱۷۲: در باغ جمالت ای بت عشوه پرست

شمارهٔ ۱۷۳: جانا لب میگون تو روح ما نیست

شمارهٔ ۱۷۴: راحت ز طبیعت جهان مهجورست

شمارهٔ ۱۷۵: هر کس که ره و رسم جهان نیک شناخت

شمارهٔ ۱۷۶: جانرا بزر ارنگه توانستی داشت

شمارهٔ ۱۷۷: کس تیغ چو پهلوان ایران نزدست

شمارهٔ ۱۷۸: معنیت چو آنجا بگذارد صورت

شمارهٔ ۱۷۹: در پای دلت گر ز هوس خاری نیست

شمارهٔ ۱۸۰: هر ذره که موجود شد از مغز و ز پوست

شمارهٔ ۱۸۱: وقت طرب و مستی هشیارانست

شمارهٔ ۱۸۲: هر کس که از این عالم فانی بگذشت

شمارهٔ ۱۸۳: خرم دل آنک بر صبوحی آموخت

شمارهٔ ۱۸۴: چون از نظرم سرو سمنبر بگذشت

شمارهٔ ۱۸۵: جانا رخ تو ماه زر افشان منست

شمارهٔ ۱۸۶: چشم تو بساحری ز هاروت بهست

شمارهٔ ۱۸۷: در عشق تو کر سر بنهم باکی نیست

شمارهٔ ۱۸۸: زلفت صنما مایه ده مشک خطاست

شمارهٔ ۱۸۹: من رفتم و یادگار جانم بر تست

شمارهٔ ۱۹۰: هستم صنما ز مهر روی چو مهت

شمارهٔ ۱۹۱: جان برخی آن پسته شکر شکنت

شمارهٔ ۱۹۲: وصف قدوخد گر طلبد کس ز منت

شمارهٔ ۱۹۳: دل بسته آن طره عنبر شکنست

شمارهٔ ۱۹۴: ما انفس و افاق بدیدیم و گذشت

شمارهٔ ۱۹۵: دل در سر زلفین بتان نتوان بست

شمارهٔ ۱۹۶: دی خسرو سیاره چو با شام نشست

شمارهٔ ۱۹۷: گفتم صنما گر چه رخت همچو مهست

شمارهٔ ۱۹۸: با ما غضب حیدری از حد بگذشت

شمارهٔ ۱۹۹: قدت ز صنوبری که برخاست بهست

شمارهٔ ۲۰۰: خطی که ز رویت ای پریوش برخاست

شمارهٔ ۲۰۱: گفتم که چرا از شکرت رست نبات

شمارهٔ ۲۰۲: زلف تو که بس تعبیه ساز افتادست

شمارهٔ ۲۰۳: من کز سر جان بسوی تو خواهم خاست

شمارهٔ ۲۰۴: نی دیده به از تو هیچ یاری دیدست

شمارهٔ ۲۰۵: خطی که ز روی آن سمنبر برخاست

شمارهٔ ۲۰۶: کس همچو من ار گهر توانستی سفت

شمارهٔ ۲۰۷: شاه عادل چون بکام دل ببزم می نشست

شمارهٔ ۲۰۸: ای بخت جوان بیاو در ساغر پیچ

شمارهٔ ۲۰۹: ای دیده دلم از تو زیان‌ها بر هیچ

شمارهٔ ۲۱۰: هر زن که ز عشقبازی آری بنکاح

شمارهٔ ۲۱۱: ای شکر گفتار تو سرمایه روح

شمارهٔ ۲۱۲: جان تازه کند لعل در افشان ز قدح

شمارهٔ ۲۱۳: ای گشته خجل ز انرخ گلگون گل سرخ

شمارهٔ ۲۱۴: ای بنده بالای تو سرو آزاد

شمارهٔ ۲۱۵: این چرخ سراسیمه بیفایده گرد

شمارهٔ ۲۱۶: آن بت که بر او غیرت مه می باشد

شمارهٔ ۲۱۷: آن بت که دمی جفا فراموش نکرد

شمارهٔ ۲۱۸: آنرا که دماغ و عقل باهش باشد

شمارهٔ ۲۱۹: اسباب سعادات مرا مجتمع اند

شمارهٔ ۲۲۰: آنها که چو شانه بر سران میتازند

شمارهٔ ۲۲۱: آن سبزه که گرد لعل کانی گردد

شمارهٔ ۲۲۲: آن دل که بر او مهر تو تابان باشد

شمارهٔ ۲۲۳: اسبی که مرا میر شرفشه بخشید

شمارهٔ ۲۲۴: اجرام فلک دور بکام تو کنند

شمارهٔ ۲۲۵: از بهر جهان غم مخور ای نادان مرد

شمارهٔ ۲۲۶: الچی ز من ار نرد پیاپی ببرد

شمارهٔ ۲۲۷: آنرا که زر و سیم بد ار زیز نماند

شمارهٔ ۲۲۸: ایدل چه کنی طرب که فانی باشد

شمارهٔ ۲۲۹: آنکس که همای همتش پر دارد

شمارهٔ ۲۳۰: ایدل ز کست گر چه نوائی نرسید

شمارهٔ ۲۳۱: آن بت که بحسن بیمثالش گفتند

شمارهٔ ۲۳۲: آنها که درین رباط بی بنیادند

شمارهٔ ۲۳۳: از سبزه چو گل خورد گکی چند نمود

شمارهٔ ۲۳۴: آورد خط آن نگار تا بنماید

شمارهٔ ۲۳۵: ایخواجه علی توئی جهان همه جود

شمارهٔ ۲۳۶: از دست تو گر زهر خورم نوش شود

شمارهٔ ۲۳۷: ایدل اگرت کار موافق نبود

شمارهٔ ۲۳۸: ایدل فلکت گر چه زبون میدارد

شمارهٔ ۲۳۹: بر آتش غم بکام دل روزی چند

شمارهٔ ۲۴۰: باد از رخ گل چو برقع نازکشاد

شمارهٔ ۲۴۱: بودند جهاندار بسی خسرو و گرد

شمارهٔ ۲۴۲: بنگر که صبا باز چه نیرنگ آورد

شمارهٔ ۲۴۳: بر خوان خود ار زهر گیا باید خورد

شمارهٔ ۲۴۴: تا در دل من مهر تو مهوش باشد

شمارهٔ ۲۴۵: تا جیب تو بهر ماه مطلع کردند

شمارهٔ ۲۴۶: تا در سرم ای رشک پری چشم بود

شمارهٔ ۲۴۷: تا در تن من هیچ رگ و پی باشد

شمارهٔ ۲۴۸: تا مرغ روانت در قفس خواهد بود

شمارهٔ ۲۴۹: تا دست من از وصل تو کوتاه بود

شمارهٔ ۲۵۰: تا دل غم آنجان جهان خواهد خورد

شمارهٔ ۲۵۱: تا یوسف عهد را بچاه افکندند

شمارهٔ ۲۵۲: تا بسته صحبت کسی خواهی بود

شمارهٔ ۲۵۳: تا ماتم فرزند علی گشت پدید

شمارهٔ ۲۵۴: تا قدر بلند آسمان پست شود

شمارهٔ ۲۵۵: تا ابن یمین از این جهان می نرود

شمارهٔ ۲۵۶: تا خوی بد یار دگر سان نشود

شمارهٔ ۲۵۷: تا چرخ و فلک مدار بنیاد نهاد

شمارهٔ ۲۵۸: چون شب رقم از غالیه بر روز کشید

شمارهٔ ۲۵۹: انکس که ز عاشقان نشانی دارد

شمارهٔ ۲۶۰: چون اشکم ازینچشم چو جیحون بچکد

شمارهٔ ۲۶۱: چون نرکس تو غمزه جادو بگشود

شمارهٔ ۲۶۲: چون جیش حبش گرد رخش صف میزد

شمارهٔ ۲۶۳: چون گشت زمین از سپه برف سفید

شمارهٔ ۲۶۴: چون نرگست آغازه بدمستی کرد

شمارهٔ ۲۶۵: آن دم که خم عشق بجوش آمده بود

شمارهٔ ۲۶۶: چشمم چو بر آن رسته دندان افتاد

شمارهٔ ۲۶۷: چون سرو سهی قد تو پیراسته شد

شمارهٔ ۲۶۸: خورشید نماز شام چون روی تو دید

شمارهٔ ۲۶۹: خوش باش که جز تو دگری نیست پدید

شمارهٔ ۲۷۰: خطش رقم غالیه بر ماه کشید

شمارهٔ ۲۷۱: خصمت که عناد با تو آغاز کند

شمارهٔ ۲۷۲: خوشتر ز لب آن بت چین نوش که دید

شمارهٔ ۲۷۳: دل خون شد و فریادرسی راست نکرد

شمارهٔ ۲۷۴: در هجر تو از من اثر وعین نماند

شمارهٔ ۲۷۵: در حال که جانان برم آید برود

شمارهٔ ۲۷۶: دلبر شب دوش چون ز رخ پرده گشود

شمارهٔ ۲۷۷: دلبر بجفا ممتحنم میدارد

شمارهٔ ۲۷۸: روشن شود آنرا که هدایت باشد

شمارهٔ ۲۷۹: پندم بشنو که هر که این پند شنود

شمارهٔ ۲۸۰: ز اندیشه هر چه وصف مالی دارد

شمارهٔ ۲۸۱: شاها ز منت گر چه نمیآید یاد

شمارهٔ ۲۸۲: گردون نفسی بکار من دور نکرد

شمارهٔ ۲۸۳: گر دلبر ما غمخور ما خواهد بود

شمارهٔ ۲۸۴: گر دوست بکام در کنارم باشد

شمارهٔ ۲۸۵: عاقل سخن ار چه پیش محرم گوید

شمارهٔ ۲۸۶: مردم نکند روزی خود بیش بجهد

شمارهٔ ۲۸۷: هر چند که فرزند بسامان باشد

شمارهٔ ۲۸۸: ما را فلک از دوست اگر دور افکند

شمارهٔ ۲۸۹: هر کو بجهان بجز خوشی نگزیند

شمارهٔ ۲۹۰: وقتیکه یلان برند بر کنده حسد

شمارهٔ ۲۹۱: در کان کرم فضه وارزیز نماند

شمارهٔ ۲۹۲: گفتند که خرمی در افاق نماند

شمارهٔ ۲۹۳: هرگز فلکم زیاد می نگذارد

شمارهٔ ۲۹۴: رویت که در او دیده صفای جان دید

شمارهٔ ۲۹۵: هرگز بمراد من فلک دور نکرد

شمارهٔ ۲۹۶: نفسیست مرا که تشنگیش ار بکشد

شمارهٔ ۲۹۷: یارم چو بباغ وصل خود بار نداد

شمارهٔ ۲۹۸: شب نیست که دور از تو دلم خون نشود

شمارهٔ ۲۹۹: هر کو ز هوا در آتش می افتاد

شمارهٔ ۳۰۰: محمود طبیب چون بطب دست گشود

شمارهٔ ۳۰۱: گفتند که از برگ گلش خار دمید

شمارهٔ ۳۰۲: در ابر فنا ماه چگل پنهان شد

شمارهٔ ۳۰۳: هر فتنه که بر سرم کنون می‌آید

شمارهٔ ۳۰۴: گفت آنکه مرا دید ز طاعات بعید

شمارهٔ ۳۰۵: ملهم چو نعیم این جهان فانی دید

شمارهٔ ۳۰۶: هر کس که نصیحت بر او خوار بود

شمارهٔ ۳۰۷: هر کو در جود و مکرمت بسته بود

شمارهٔ ۳۰۸: شادانکه دلش بغور کاری بیناد

شمارهٔ ۳۰۹: دانی بچه ماند ای بت حور نژاد

شمارهٔ ۳۱۰: گفتم بتو هیچ آگهی میاید

شمارهٔ ۳۱۱: زلفت که دلم بسته بموئی دارد

شمارهٔ ۳۱۲: گفتم بدل ار چه وقت گفتار نبود

شمارهٔ ۳۱۳: گل از پی خرده ئی که از خرقه نمود

شمارهٔ ۳۱۴: رفتند و رویم و هر که آید برود

شمارهٔ ۳۱۵: نیک و بد این جهان فانی گذرد

شمارهٔ ۳۱۶: زان پیش که این گنبد دوار نبود

شمارهٔ ۳۱۷: شادانکه غم زمانه بر دل ننهاد

شمارهٔ ۳۱۸: آن دم که خم عشق بجوش آمده بود

شمارهٔ ۳۱۹: هر کو بخرد نیک ز بد بشناسند

شمارهٔ ۳۲۰: زیور همه بر سرو سمنبر زیبد

شمارهٔ ۳۲۱: شب نیست که اشک من بقلزم نرسد

شمارهٔ ۳۲۲: یا رب چو رهی در تو و خود مینگرد

شمارهٔ ۳۲۳: روزی که ز تن قطع کند جان پیوند

شمارهٔ ۳۲۴: هر نقش که از پرده فلک بنماید

شمارهٔ ۳۲۵: هر دل که هوای آشنائی دارد

شمارهٔ ۳۲۶: در خانه اگر متاع دنیا باشد

شمارهٔ ۳۲۷: روی چو مهت رشک پری میگردد

شمارهٔ ۳۲۸: زلف تو که بازی مجازی نکند

شمارهٔ ۳۲۹: دل باز هوای آشنائی دارد

شمارهٔ ۳۳۰: گویند هنر مایه اقبال بود

شمارهٔ ۳۳۱: یاری بگزین کز تو جدائی نکند

شمارهٔ ۳۳۲: صد ره دلم ار مهر از و برگیرد

شمارهٔ ۳۳۳: فریاد مرا ز خامه قیر اندود

شمارهٔ ۳۳۴: در عالم توحید کسی راه برد

شمارهٔ ۳۳۵: نو مذهبگان که بی یقینی چندند

شمارهٔ ۳۳۶: هر چند که دخت رز طرب افزاید

شمارهٔ ۳۳۷: هر شاه و گدا که رخ نماید برود

شمارهٔ ۳۳۸: ز آوردن خلق سوی صحرای وجود

شمارهٔ ۳۳۹: رویت که ازو ماه خجل سار شود

شمارهٔ ۳۴۰: هر کو ز طریقه ددی دور بود

شمارهٔ ۳۴۱: گر جان من اندر سر او خواهد شد

شمارهٔ ۳۴۲: هر تن که خدای را بجانی ارزد

شمارهٔ ۳۴۳: هرچ آن هنر جمله بزرگان باشد

شمارهٔ ۳۴۴: شبها دل من بسا که عیاری کرد

شمارهٔ ۳۴۵: هر چند که عمرم نه بسامان گذرد

شمارهٔ ۳۴۶: هم سهم سعادت بهدف باز رسید

شمارهٔ ۳۴۷: هر چیز کزو هستی تو پیدا شد

شمارهٔ ۳۴۸: غریب اگر چه وزیر شه جهان باشد

شمارهٔ ۳۴۹: خواهی که خدا کار نکو با تو کند

شمارهٔ ۳۵۰: ای از گل تر روی تو آراسته تر

شمارهٔ ۳۵۱: ای گردنم از ساعد تو طوق پذیر

شمارهٔ ۳۵۲: آمد سخنم بلطف چون جانش دار

شمارهٔ ۳۵۳: از بس که رسید از رخ و از غمزه یار

شمارهٔ ۳۵۴: از حق بود انچ هست بر مومن و گبر

شمارهٔ ۳۵۵: ایدل غم نا آمده زنهار مخور

شمارهٔ ۳۵۶: ایدل اگرت مال شد از دست بدر

شمارهٔ ۳۵۷: ای از فلکت سهم سعادت شده تیر

شمارهٔ ۳۵۸: از خنده رعد و گریه ابر بهار

شمارهٔ ۳۵۹: ایساقی شکر لب طوطی گفتار

شمارهٔ ۳۶۰: انکس که لبت کرد بشنگرف نگار

شمارهٔ ۳۶۱: بنگر بفروغ شمع وانطلعت و چهر

شمارهٔ ۳۶۲: من برکشم این پیرهن زهد ز سر

شمارهٔ ۳۶۳: چون چشم گشاد نرگس از خواب خمار

شمارهٔ ۳۶۴: هنگام سپیده دم گل سیب نگر

شمارهٔ ۳۶۵: چون یافت تن از خلعت شه زینت و فر

شمارهٔ ۳۶۶: هنگام بهارست بتا باده بیار

شمارهٔ ۳۶۷: جز لعل لبت که در سخن سفت گهر

شمارهٔ ۳۶۸: هر چند که پیریم و ضعیفیم و نزار

شمارهٔ ۳۶۹: تدبیر تو چون باز ندارد تقدیر

شمارهٔ ۳۷۰: اینهم بشنو ای پسر نیک اختر

شمارهٔ ۳۷۱: ما تشنه لبانیم می ناب بیار

شمارهٔ ۳۷۲: در هجر تو از آه من و خون جگر

شمارهٔ ۳۷۳: گلدسته برخسار تو چون کرد نظر

شمارهٔ ۳۷۴: داود نبی چو برگشادی اسرار

شمارهٔ ۳۷۵: روزی بخوشی اگر توان برد بسر

شمارهٔ ۳۷۶: دلرا سر شعر و شاعری نیست دگر

شمارهٔ ۳۷۷: گفتتد مرا که بر ابوبکر و عمر

شمارهٔ ۳۷۸: سردار جهان امیر حاجی دلیر

شمارهٔ ۳۷۹: فرزند اعز محمد ای کان هنر

شمارهٔ ۳۸۰: فرزند اعز محمد ای جان پدر

شمارهٔ ۳۸۱: هر کو ز فریب اهرمن باشد دور

شمارهٔ ۳۸۲: هم بیخوشی خمر توان برد بسر

شمارهٔ ۳۸۳: از دل غم روزگار بر دارد زر

شمارهٔ ۳۸۴: ای زلف و رخت هر دو بهم چون شب و روز

شمارهٔ ۳۸۵: آن بت که نکرده ام غمش فاش هنوز

شمارهٔ ۳۸۶: در عشق من و تو هر دو ایمایه ناز

شمارهٔ ۳۸۷: تا کرد در جود کف راد تو باز

شمارهٔ ۳۸۸: گفتیم بدانماه کلهدوز امروز

شمارهٔ ۳۸۹: در جستن دوستی که باشد دمساز

شمارهٔ ۳۹۰: پروانه صفت در آتشم زاندم باز

شمارهٔ ۳۹۱: رفتند و ز رفتگان یکی نامد باز

شمارهٔ ۳۹۲: دادم بتو دل بوی تو نشنیده هنوز

شمارهٔ ۳۹۳: یا رب تو جمال آن مه مهر انگیز

شمارهٔ ۳۹۴: با خوش پسری بحسن چونشمع طراز

شمارهٔ ۳۹۵: ای یاد تو مونس روان همه کس

شمارهٔ ۳۹۶: بگرفتمش آن زلف پر از تاب بترس

شمارهٔ ۳۹۷: لعل تو که آفرینش گوید همه کس

شمارهٔ ۳۹۸: دارم هوس وصل تو چندانکه مپرس

شمارهٔ ۳۹۹: خواهی که شوی ای بصفت خیر الناس

شمارهٔ ۴۰۰: ما با رخ و زلفین تو بی ترس و هراس

شمارهٔ ۴۰۱: ناکس نشود بدون نوازی تو کس

شمارهٔ ۴۰۲: ای مونس غم قصه غمخواران پرس

شمارهٔ ۴۰۳: ای پیک چو نامه ام نهی در دستش

شمارهٔ ۴۰۴: خصم تو که بر سنان باد سرش

شمارهٔ ۴۰۵: ای پسته شیرینت شکر خائی خوش

شمارهٔ ۴۰۶: ای همچو شکر پسته شیرین تو خوش

شمارهٔ ۴۰۷: هان ابن یمین ز کار آگه میباش

شمارهٔ ۴۰۸: خواهی که ترا هیچ بدی ناید پیش

شمارهٔ ۴۰۹: ایدل اگرت هست سر دلبر خویش

شمارهٔ ۴۱۰: آن بت که رخی بود ز مه خوبترش

شمارهٔ ۴۱۱: زهریست فراقت که دلم میچشدش

شمارهٔ ۴۱۲: ای زلف دلاویز تو بر روی تو خوش

شمارهٔ ۴۱۳: پیوسته از آن مصحف قرآن در پیش

شمارهٔ ۴۱۴: دهقان بچه ئی داد می نابم دوش

شمارهٔ ۴۱۵: آن بت که دلم شیفته شد بر چشمش

شمارهٔ ۴۱۶: تا از گل سیراب تو بر رست حشیش

شمارهٔ ۴۱۷: بیا ای ساقی مهوش بیار آن آب چون آتش

شمارهٔ ۴۱۸: استاد حسین ای بصفا همچو سروش

شمارهٔ ۴۱۹: گر خوش گذرانی گذرد عمر تو خوش

شمارهٔ ۴۲۰: آنکس که مهیا بودش وجه معاش

شمارهٔ ۴۲۱: روزیکه بود صحت و اسباب معاش

شمارهٔ ۴۲۲: اینخطه اگر چه هست با نزهت و روض

شمارهٔ ۴۲۳: ایروی دلارای تو رخشنده چو شمع

شمارهٔ ۴۲۴: آنخواجه که دارد کف دربار چو میغ

شمارهٔ ۴۲۵: چون آتش و آب گر نشستی در میغ

شمارهٔ ۴۲۶: از کوی تو دلفکار رفتیم دریغ

شمارهٔ ۴۲۷: ای حکم ترا مطیع از قاف بقاف

شمارهٔ ۴۲۸: بگذر بچمن موسم گل جام بکف

شمارهٔ ۴۲۹: روی تو فروغ آفتابست بلطف

شمارهٔ ۴۳۰: کنجی ورفاغی و فراغی از خلق

شمارهٔ ۴۳۱: فریاد ز ناوک جگر دوز فراق

شمارهٔ ۴۳۲: شب تیره و صبح گشته روشن زافق

شمارهٔ ۴۳۳: ای در سر تو فتاده سودای عراق

شمارهٔ ۴۳۴: ای ریخته از شرم کفت ابر عرق

شمارهٔ ۴۳۵: این گنبد سبز از شفق مرجان رنگ

شمارهٔ ۴۳۶: با جمله هنروران بکین است فلک

شمارهٔ ۴۳۷: چون خواجه بشد چه نام باقی و چه ننگ

شمارهٔ ۴۳۸: دلدار من ار سر بفرازد چون چنگ

شمارهٔ ۴۳۹: مائیم و می روح فزا چون دم مشک

شمارهٔ ۴۴۰: ای پیکر تو گنج روان همه فضل

شمارهٔ ۴۴۱: دی شاه بتان سوار اسبی چون پیل

شمارهٔ ۴۴۲: با نیک و بد زمانه در ساز ایدل

شمارهٔ ۴۴۳: ز ابروی تو و روی تو در ملک جمال

شمارهٔ ۴۴۴: تا غالیه گون خال مه مهر گسل

شمارهٔ ۴۴۵: امروز بگرما به بت مهر گسل

شمارهٔ ۴۴۶: گفتم بجهم ز زلف جانانه بعقل

شمارهٔ ۴۴۷: کس خلد و حجیم را ندیدست ایدل

شمارهٔ ۴۴۸: هر غم که گذشت شد بدلها همه سهل

شمارهٔ ۴۴۹: خواهد شدن از تن نظر جان زایل

شمارهٔ ۴۵۰: افسوس که آفتاب عمرم بزوال

شمارهٔ ۴۵۱: تا مردم چشم پر نمم روز وصال

شمارهٔ ۴۵۲: هم عاشق آنروی چو مه دارم دل

شمارهٔ ۴۵۳: در حال حیاتم ای بت مشکین خال

شمارهٔ ۴۵۴: در پای گل از دست منه ساغر مل

شمارهٔ ۴۵۵: در حیرتم از روی تو ایماه چکل

شمارهٔ ۴۵۶: زیبا صنمی بناز کی آب زلال

شمارهٔ ۴۵۷: پیوسته ز رویت ایمه مهر گسل

شمارهٔ ۴۵۸: دریای وجود را یکی دان بمثل

شمارهٔ ۴۵۹: علمی که ترا می نرساند بکمال

شمارهٔ ۴۶۰: در چشم تو باشد سخنم سحر حلال

شمارهٔ ۴۶۱: دارد صنم ماهوش زهره جمال

شمارهٔ ۴۶۲: در خطه سبزوار دیدم امسال

شمارهٔ ۴۶۳: روزی که دلم شدی بخوبان مایل

شمارهٔ ۴۶۴: هر کو بحسد بسته همی دارد دل

شمارهٔ ۴۶۵: ما بر در شکریم و قناعت همه سال

شمارهٔ ۴۶۶: ایدل طلب گذشته امریست محال

شمارهٔ ۴۶۷: آن بت که بقد سرو روانش گفتیم

شمارهٔ ۴۶۸: آن سرو بلند کز غمش پست شدم

شمارهٔ ۴۶۹: ایدل اگرت کار جهان نیست بکام

شمارهٔ ۴۷۰: ای سرو روان بر چمن و باغ دلم

شمارهٔ ۴۷۱: ایشاه بتان در دل و جان جات کنیم

شمارهٔ ۴۷۲: ایدل چو نمی شکیبی از روی بتم

شمارهٔ ۴۷۳: ایقد تو سرو جویبار چشمم

شمارهٔ ۴۷۴: ایدوست بیا تا نفسی شاد شویم

شمارهٔ ۴۷۵: ای بس که درینمقام دمها زده ایم

شمارهٔ ۴۷۶: آنها که حلال زادگانند و کرام

شمارهٔ ۴۷۷: آن کز پی وصل او بجان میپویم

شمارهٔ ۴۷۸: ای سرو سهی قامت خوش رفتارم

شمارهٔ ۴۷۹: ای برده سر زلف تو از جای دلم

شمارهٔ ۴۸۰: آهو چشمی که میرباید هوشم

شمارهٔ ۴۸۱: افتاد گره بر تن مجروح سقیم

شمارهٔ ۴۸۲: گر عشق تو چون آب براند خونم

شمارهٔ ۴۸۳: دلدار بیامد دو سه گامی ز پیم

شمارهٔ ۴۸۴: هر دم غم جانان المی میدهدم

شمارهٔ ۴۸۵: هر چند بر نهال دانش رفتم

شمارهٔ ۴۸۶: در لهو و لعب عمر بسر برد دلم

شمارهٔ ۴۸۷: گر دل بهوای گوهر و در ندهم

شمارهٔ ۴۸۸: فرزند گرامی حسن ایجان و دلم

شمارهٔ ۴۸۹: منزلگه خویش و دوستان جمله بکام

شمارهٔ ۴۹۰: لقمان که حکیمان جهانراست امام

شمارهٔ ۴۹۱: در هر دو جهان عاشق آن رومائیم

شمارهٔ ۴۹۲: شطرنج هوس با صنم طنازم

شمارهٔ ۴۹۳: تا دست در آنزلف مشوش زده ام

شمارهٔ ۴۹۴: هر چند بود عارض تو در نظرم

شمارهٔ ۴۹۵: عمری بهوای جاه گمراه شدیم

شمارهٔ ۴۹۶: گر با تو بکام دل وصالی یابم

شمارهٔ ۴۹۷: یکجرعه ز جام لبش ار نوش کنیم

شمارهٔ ۴۹۸: فرزند اعز محمد ایجان و دلم

شمارهٔ ۴۹۹: گر من نظری کنم بدان ماه تمام

شمارهٔ ۵۰۰: گر سر طلبی ز من روانی بدهم

شمارهٔ ۵۰۱: سید بود آن تن چو سیمت بینم

شمارهٔ ۵۰۲: چندانکه درین کهنه رباطیم بهم

شمارهٔ ۵۰۳: پیوسته اگر با می و با معشوقیم

شمارهٔ ۵۰۴: من صحبت جانانه از ان میخواهم

شمارهٔ ۵۰۵: با دلبر خود همیشه همدم مائیم

شمارهٔ ۵۰۶: گفتم که من شیفته بیمار توام

شمارهٔ ۵۰۷: گفتم که شراب ارغوانی نخورم

شمارهٔ ۵۰۸: من سوخته دل نزد تو از خامانم

شمارهٔ ۵۰۹: رخسار ترا ماه ختن میگویم

شمارهٔ ۵۱۰: درد دل زار و زردی رخ دارم

شمارهٔ ۵۱۱: ما با همه کس بر در استیناسیم

شمارهٔ ۵۱۲: تا چند نهد برگ گلت خار دلم

شمارهٔ ۵۱۳: دارد هوس وصل دلارام دلم

شمارهٔ ۵۱۴: کردند بجای من بدی جمع لئام

شمارهٔ ۵۱۵: زین پیش که سودای جنون داشت سرم

شمارهٔ ۵۱۶: هر چند که در هستی خود مینگرم

شمارهٔ ۵۱۷: بربود مرا پسته تو خواب از چشم

شمارهٔ ۵۱۸: نه روح درین زمانه نی تن مائیم

شمارهٔ ۵۱۹: در صورت اگر چه غیر اغیار نه ایم

شمارهٔ ۵۲۰: از اهل زمانه مرد بیغم مائیم

شمارهٔ ۵۲۱: عاشق که باو دوست بنازد مائیم

شمارهٔ ۵۲۲: گه رنگ رخت ز عارض گل طلبیم

شمارهٔ ۵۲۳: شد دعوی دوستی در ایام حرام

شمارهٔ ۵۲۴: ایگل مشو از بلبل خوشگوی نهان

شمارهٔ ۵۲۵: ایدل طلب وصل دلارام مکن

شمارهٔ ۵۲۶: آنکس که بدو بود دلم نازستان

شمارهٔ ۵۲۷: ای از تو جهان برون تو بیرون ز جهان

شمارهٔ ۵۲۸: ای ابن یمین چند ز می پیمودن

شمارهٔ ۵۲۹: ای گشته جهان ز نور رایت روشن

شمارهٔ ۵۳۰: ای زاده خاطر من از تاب و توان

شمارهٔ ۵۳۱: از بهر نشاط و طرب ای ابن یمین

شمارهٔ ۵۳۲: ای عاجز از ادراک کمال تو گمان

شمارهٔ ۵۳۳: اسبی که بمن داد امیر میران

شمارهٔ ۵۳۴: ای گردش چرخ نیلگون تا کی ازین

شمارهٔ ۵۳۵: آورد بر من آن نگار من از بستان

شمارهٔ ۵۳۶: ای ترک بیار باده و در گردان

شمارهٔ ۵۳۷: آمد خبریکه جان برون رفت ز تن

شمارهٔ ۵۳۸: ای عادت من مهر رخت ورزیدن

شمارهٔ ۵۳۹: ای ابن یمین مشقت کلک ببین

شمارهٔ ۵۴۰: از عشق ویم منع نکو نیست مکن

شمارهٔ ۵۴۱: یک لحظه خیال رویت ایدلبر من

شمارهٔ ۵۴۲: باشد بتو دیده رهنمون دل من

شمارهٔ ۵۴۳: چون بهر نشاط و خرمی شاه جهان

شمارهٔ ۵۴۴: در حیرتم از قاضی احکام کهن

شمارهٔ ۵۴۵: خوشباش که روزی رسد ای ابن یمین

شمارهٔ ۵۴۶: هرگز دهنت ایصنم سیم سرین

شمارهٔ ۵۴۷: یا رب بچه موجب بمن بیسر و بن

شمارهٔ ۵۴۸: دی گفت مرا یکی که ای عهد شکن

شمارهٔ ۵۴۹: دوری ز من ای یار پسندیده من

شمارهٔ ۵۵۰: خواهی که شوی با طرب و عیش قرین

شمارهٔ ۵۵۱: هستم ز خیالت ای بت سیم سرین

شمارهٔ ۵۵۲: در وصف تو هر چند زبان گفت سخن

شمارهٔ ۵۵۳: باد سحری دوش من و یک دو سه تن

شمارهٔ ۵۵۴: دی بر سر خاک دوستی دلبر من

شمارهٔ ۵۵۵: نتوان سخن از دهان تنکت گفتن

شمارهٔ ۵۵۶: با نرگس جادوی تو گفت ابن یمین

شمارهٔ ۵۵۷: رفتم بشما هنوز مایل دل من

شمارهٔ ۵۵۸: گه آتش غم شعله زند در دل من

شمارهٔ ۵۵۹: شاها چو نمیتوان گرفتن کم نان

شمارهٔ ۵۶۰: چون زلف بنفشه را صبا داد شکن

شمارهٔ ۵۶۱: هر چند بود کعبه اسلام کنون

شمارهٔ ۵۶۲: گر هست کسیکه حکم او هست روان

شمارهٔ ۵۶۳: در دیده دریا وشم آنجان جهان

شمارهٔ ۵۶۴: خواهم در زهد را ازین پس بستن

شمارهٔ ۵۶۵: مائیم ز جور فلک آینه گون

شمارهٔ ۵۶۶: جان باید و نان و نان نباید بیجان

شمارهٔ ۵۶۷: لعلت بشکر خنده همیبارد جان

شمارهٔ ۵۶۸: چون عاقبت الامر بباید مردن

شمارهٔ ۵۶۹: تا رفت ببرج آتشی کوکب من

شمارهٔ ۵۷۰: یکچند چراغ آرزوها پف کن

شمارهٔ ۵۷۱: ای مونس چشم من خیال رخ تو

شمارهٔ ۵۷۲: ای قبله عشاق جهان ابروی تو

شمارهٔ ۵۷۳: هم کار دلم بجان رسید از غم تو

شمارهٔ ۵۷۴: ای صبح امید من چو شام از غم تو

شمارهٔ ۵۷۵: نائی که سخن بود روان از لب او

شمارهٔ ۵۷۶: ای گشته خجل زهره ز چنگ خوش تو

شمارهٔ ۵۷۷: از دولت مخدوم جهان و فر او

شمارهٔ ۵۷۸: دانی صنما که بر چه سانم بیتو

شمارهٔ ۵۷۹: ای زلف ترا حلقه و خم تو بر تو

شمارهٔ ۵۸۰: فرزند حسن ایدل و جانم با تو

شمارهٔ ۵۸۱: ای نور دو دیده آن سزد مذهب تو

شمارهٔ ۵۸۲: ای داده گلابرا خجالت خوی تو

شمارهٔ ۵۸۳: تا حسن رخ تو گشت پیرایه تو

شمارهٔ ۵۸۴: ایخنده زنان بر مه انور رخ تو

شمارهٔ ۵۸۵: تا بر در آرزو بود منزل تو

شمارهٔ ۵۸۶: ایدل کم این دیر کهن گیر و برو

شمارهٔ ۵۸۷: ای مفتی شرع مکرمت خامه تو

شمارهٔ ۵۸۸: روزیکه نبد هیچ نشان من و تو

شمارهٔ ۵۸۹: ایدل ز سخن آنچه مرادست آن گو

شمارهٔ ۵۹۰: ای چرخ فلک هزار فریاد از تو

شمارهٔ ۵۹۱: ای بس که جهان باشد و ما خاک شده

شمارهٔ ۵۹۲: ایدل تو مپندار بجانی زنده

شمارهٔ ۵۹۳: ایمهر رخ تو جای در دل کرده

شمارهٔ ۵۹۴: آمد بر من زلف مشوش کرده

شمارهٔ ۵۹۵: با عشق تو عقل را پریشانی به

شمارهٔ ۵۹۶: دائم سخن از صدق و صفا گفتن به

شمارهٔ ۵۹۷: ای ابروی چون کمان تو پیوسته

شمارهٔ ۵۹۸: دلدار من آنحوروش امروز بگاه

شمارهٔ ۵۹۹: از مال تو سائلان نکاهند بده

شمارهٔ ۶۰۰: دلدار مرا دید پریشان گشته

شمارهٔ ۶۰۱: هر کو نظر افکند بر آن روی چو ماه

شمارهٔ ۶۰۲: زنهار در سرای خود پیوسته

شمارهٔ ۶۰۳: او شاه منست و من مرا ورا بنده

شمارهٔ ۶۰۴: کو بخت که از جهان بیابم بهره

شمارهٔ ۶۰۵: شاهی که بود نرم دل و آهسته

شمارهٔ ۶۰۶: شاها علم عفو تو افراشته به

شمارهٔ ۶۰۷: تا داد بکدخدای دادار بچه

شمارهٔ ۶۰۸: در عالم تحقیق کسی یابد راه

شمارهٔ ۶۰۹: رویت که بر اوست مظهر لطف اله

شمارهٔ ۶۱۰: ای خجلت ماه ختنی جان منی

شمارهٔ ۶۱۱: ای دور شب فراق آخر بسر آی

شمارهٔ ۶۱۲: ایدل ز جهان جان بسلامت بردی

شمارهٔ ۶۱۳: ای بر چمن باغ هنر سرو سهی

شمارهٔ ۶۱۴: آمد بعیادت برم آنسر و سهی

شمارهٔ ۶۱۵: ایخواجه توئی انک چو تو گرم روی

شمارهٔ ۶۱۶: ای جود ترا حاتم طی گشته رهی

شمارهٔ ۶۱۷: آن بت که بود رخش بهارو باغی

شمارهٔ ۶۱۸: ای جسته دوا از در هر بیماری

شمارهٔ ۶۱۹: ایدل ز پی حطام دنیای دنی

شمارهٔ ۶۲۰: از عمر ترا امید بر خور داری

شمارهٔ ۶۲۱: ایگوهر پاک از کدامین کانی

شمارهٔ ۶۲۲: در صورت ما جمال خود می‌بینی

شمارهٔ ۶۲۳: از حال من آگهی تو ای بار خدای

شمارهٔ ۶۲۴: آن نور که کونین بیاراست توئی

شمارهٔ ۶۲۵: از درد دلم اگر خبر داشته‌ای

شمارهٔ ۶۲۶: آمد ز چمن باد صبا مشکین بوی

شمارهٔ ۶۲۷: ایدل اگر آشفته یک یار شدی

شمارهٔ ۶۲۸: از آب حیات سبزه انگیخته‌ای

شمارهٔ ۶۲۹: ای بلبل گلشن فصاحت که توئی