گنجور

 
 
 
زنده‌رود
سنایی

ای همت صد هزار کس در پی تو

وی رنگ گل و بوی گلاب از خوی تو

ای تعبیه جان عاشقان در پی تو

ای من سر خویش کشته‌ام در پی تو

مجذوب تبریزی

دائم نبود رنگ تو سرخ از می تو

پیوسته نباشد این صدا در نی تو

بی‌باک مرو که مرگ از روز ازل

چون سایه تو نهاده سر در پی تو

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه