گنجور

 
ابن یمین

ایخواجه توئی انک چو تو گرم روی

در مردی ورادی نبود هیچ گوی

دارم خرکی و هر شب از کاه دریغ

جو خواهد اگر چه می نیرزد بجوی

 
sunny dark_mode