گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
مسعود سعد سلمان

ای نای ندیده ام دلی شاد از تو

نایی تو ولیکن نرهد باد از تو

جز ناله مرا چو نای نگشاد از تو

ای نای مرا چو نای فریاد از تو

کمال‌الدین اسماعیل

بس سر که به عشق رفت بر باد از تو

بس شور که در زمانه افتاد از تو

در مدت دوران تو دیدیم، نبود

یک دل که بدو نرفت بیداد از تو

فیاض لاهیجی

کردم برِ نامحرم اگر داد از تو

داد از تو بتا و داد و بیداد از تو

محتاج به محرمم چرا می‌کردی

تا کار به نامحرمم افتاد از تو!

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه