در هجر تو از آه من و خون جگر
هم صبح اثر دارد و هم شام خبر
آن یک نفسی دارد و این یک شفقی
این خون جگر باشد و آن آه سحر
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
در هجر تو از آه من و خون جگر
هم صبح اثر دارد و هم شام خبر
آن یک نفسی دارد و این یک شفقی
این خون جگر باشد و آن آه سحر


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از درد و رنج ناشی از دوری معشوق سخن میگوید. احساسات عمیق او در غم جدایی، به حدی است که اثر آن را در صبح و شام میبیند. او بین آهی که در دل دارد و خون جگری که از عشق میریزد، تشبیهی میکند و به خوبی از شدت حسی که نسبت به معشوقش دارد، پرده برمیدارد.
هوش مصنوعی: در غم دوری تو، نه تنها آه و نالهام تأثیر دارد، بلکه خون جگر من نیز صبح و شام نمایان است و نشان میدهد که چقدر دلتنگ تو هستم.
هوش مصنوعی: این جمله نشان میدهد که یک نفر احساس عمیق و خاصی دارد، در حالی که شخص دیگری دچار مشکلات و رنجهای روحی است. خون جگر به معنای درد و عذاب نهفته در دل است و آه سحر به نوعی حسرت و اندوه از دست دادن چیزی ارزشمند و زیبا تعبیر میشود. این دو احساس در کنار هم تصویری از عمق تجربه انسانی و تضاد میان شادی و درد را به نمایش میگذارند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آمد بر من، که؟ یار، کی؟ وقت سحر
ترسنده، ز که؟ ز خصم، خصمش که؟ پدر
دادمش دو بوسه، بر کجا؟ بر لب تر
لب بُد؟ نه، چه بُد؟ عقیق، چون بُد؟ چو شکر
میگفت به دندان بتم عقد درر
من همچو توام خوشاب و پاکیزه گهر
خندانخندان به زیر لب گفت : خموش
بربسته دگر باشد و بررسته دگر
آمد برِ من، که؟ یار، کی؟ وقتِ سحر
ترسنده، ز که؟ ز خصم، خصمش که؟ پدر
دادمش دو بوسه، بر کجا؟ بر لب بر
لب بُد؟ نه، چه بُد؟ عقیق، چون بُد؟ چو شکر
یا رب به دو نور دیدهٔ پیغمبر
یعنی به دو شمع دودمان حیدر
بر حال من از عین عنایت بنگر
دارم نظر آنکه نیفتم ز نظر
گفتم که مرا زغم به سه بوسه بخر
دل تافته گشتی و گران کردی سر
از بهر سه بوسه ای بت بوسه شمر
چو گاو به چرمگر، به من در منگر
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.