گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
خواجه عبدالله انصاری

بسیار خلایق اند جویان رهت

کشته شده عالمی بهول سپهت

تا بر مه چارده نهادی کلهت

بینم کله ملوک در خاک رهت

باباافضل کاشانی

آرامِ مَنا! کجاست آرامگهَت

ره سوی تو کو؟ که سوی من باد رهت

زین روی که مه به شب بُوَد، روزِ رهی

شب گشت در آرزوی روی چو مهت

جامی

ای خوار و عزیز ری همه خاک رهت

روشن بصر اصفهان ز گرد سپهت

تبریز و عراق ساحت بارگهت

بر چهره فارس خال چتر سیهت

افسر کرمانی

مجموعه دلبری است روی چو مهت

منجوقه سروری است طرف کلهت

برهمزن لشکری است تیغ ابروت

صید افکن عالمی است تیر نگهت

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه