گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
انوری

ما را به جز از نیاز هیچ چیز نماند

در کیسهٔ عقل نقد تمییز نماند

گه گاه به آب دیده دل‌خوش شدمی

چندان بگریستم که آن نیز نماند

جمال‌الدین عبدالرزاق

افسوس که شد جوانی و چیز نماند

وان قوت رای و عقل و تمییز نماند

آهی زدمی ز درد گه گاه و کنون

غم راه نفس ببست و آن نیز نماند

ابن یمین

در کان کرم فضه وارزیز نماند

وز جمله جواهر بجز ازریز نماند

در نوبت ما نخاست یک مرد کریم

جز طاهر اسحاق که آن نیز نماند

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه