گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عطار

دردا که به جز درد مرا کار نبود

وز مِهْ دِه و ده کسی خبردار نبود

عمری رفتم چو راه بردم به دهی

خود در همه ده نشان دیار نبود

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
ابن یمین

زان پیش که این گنبد دوار نبود

و اندر دو سرا ز خلق دیار نبود

بر نقد تو سکه بدو نیک زدند

خوشباش هر آنچه رفت انگار نبود

خواجوی کرمانی

دیدیم که در کعبه بجز یار نبود

وین طرفه که از کعبه خود آثار نبود

آندم که ز دیر خیمه بر کعبه زدیم

در کعبه و دیر هیچ دیار نبود

اسیری لاهیجی

آن دم که ظهور یار و اغیار نبود

ز اسما و صفات و فعل آثار نبود

در خلوت غیب خو بخود داشت حضور

در دار بغیر یار دیار نبود

فضولی

روزی که ز هر چه هست آثار نبود

وز خواب عدم زمانه بیدار نبود

نورم شرر نار و گلم خار نداشت

من بودم و یار بود و اغیار نبود

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه