گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
امیر معزی

در عشق توام امید بهروزی نیست

وز عهد شب وصال تو روزی نیست

از آتش تو دلم چرا می‌سوزد

چون هیچ تو را عادت دلسوزی نیست

مجد همگر

از وصل توام امید بهروزی نیست

وز قهر تو جز داغ جگرسوزی نیست

ور در عمری پیش رخت آیم باز

جز دیدن و حسرتی مرا روزی نیست

ابن یمین

بر من صنما جور تو امروزی نیست

یکذره ترا رحمت و دلسوزی نیست

تو شاد بزی که با چنین خو که تراست

جز غم ز تو ام هیچ دگر روزی نیست

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه