جز لعل لبت که در سخن سفت گهر
هرگز نشنیدم که سخن گفت گهر
از بس که بجاروب مژه مردم چشم
در عشق تو از دیده من رفت گهر
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
جز لعل لبت که در سخن سفت گهر
هرگز نشنیدم که سخن گفت گهر
از بس که بجاروب مژه مردم چشم
در عشق تو از دیده من رفت گهر


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به زیبایی لعل لب معشوق اشاره میکند و میگوید هرگز سخنی از گوهر به اندازه زیبایی لب او نشنیده است. او از تأثیری که عشق معشوق بر او گذاشته صحبت میکند و میگوید زیبایی و محبتش سبب شده که گوهرهای گرانبها از دیدهاش دور شوند. در واقع، عشق به معشوق چنان همهچیز را تحتالشعاع قرار داده که دیگر چیزی برای او ارزش ندارد.
هوش مصنوعی: تنها زیبایی لبهای توست که در کلام به هیچ جواهر و سنگ قیمتی نمیرسد، زیرا هرگز شنیدهام که جواهرات خود سخن بگویند.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه به خاطر عشق تو، اشکهایم را با مژههای خود جارو کردهام، دیگر چیزی از چشمانم نمانده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.