گنجور

 
شیخ بهایی خواجوی کرمانی

در این بخش شعرهایی را فهرست کرده‌ایم که در آنها شیخ بهایی مصرع یا بیتی از خواجوی کرمانی را عیناً نقل قول کرده است:


  1. شیخ بهایی » دیوان اشعار » مخمس :: خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۸

    شیخ بهایی (بیت ۱۲): مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه -

    خواجوی کرمانی (بیت ۱۱): رو عارف خود باش که در عالم معنی - مقصود توئی کعبه و بتخانه بهانه



در این بخش مجموعه شعرهایی از دو شاعر را که توأماً هموزن و همقافیه هستند در گروه‌های مجزا فهرست کرده‌ایم:


  1. شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:اگر کنم گله من از زمانهٔ غدار - به خاطرت نرسد از من شکسته غبار

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت اول » بخش اول:مرا به مدرسه ها پیش از این به کسب علوم - قرار مدرسه و فکر درس بودی و کار


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » قصاید » شمارهٔ ۲۴ - فی مدح الصاحب الاعظم تاج الحق و الدین العراقی فی الاستیهاب نقداً:اَیا غبار درت سرمه اولی‌الابصار - اسیر قید عبودیتت دل احرار

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » قصاید » شمارهٔ ۲۶ - فی مدح الصاحب السعید شمس الحق و الدین محمود صاین طاب ثراه:اگرچه بی‌خبر افتاده‌ام ز یار و دیار - دلم مقیم دیارست و جان ملازم یار

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » قصاید » شمارهٔ ۲۷ - فی الموعظه:نوشته اند مقیمان قبه ی زنگار - بلاژورد برین نه کتابه زرکار

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۷:ایا صبا گرت افتد بکوی دوست گذار - نیازمندی من عرضه ده بحضرت یار

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۶:چون هست قرب حقیقی چه غم ز بعد مزار - نظر بقربت یارست نی بقرب دیار

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » مدایح و مناقب » شمارهٔ ۱۴ - یمدح المولی الاعظم السعید الشهید شمس الحق و الدین محمود صاین قاضی مکتوبا علی کتابه قصره:تبارک الله ازین قصر آسمان مقدار - که روبد از سر بامش فلک بدیده غبار

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۱۵۲:بجز نسیم که یابد نصیبی از گلزار - که یک گلست در این باغ و عندلیب هزار

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۱۵۹:قلم گرفتم و می خواستم که بر طومار - تحیتی بنویسم بسوی یار و دیار


  2. شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶:روی تو گل تازه و خط سبزهٔ نوخیز - نشکفته گلی همچو تو در گلشن تبریز

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت سوم » بخش پنجم - قسمت دوم:روی تو گل تازه و خط سبزهٔ نوخیز - نشکفته گلی همچو تو در گلشن تبریز


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۱۴:بگشا بشکر خنده لب لعل شکرریز - با پسته ی شیرین ز شکر شور برانگیز


  3. شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱:ای صاحب مسئله! تو بشنو از ما - تحقیق بدان که لامکان است خدا

    شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲:از دست غم تو، ای بت حور لقا - نه پای ز سر دانم و نه، سر از پا


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۱:گفتم مستی گفت که آری بخدا - گفتم بگذر گفت که بگذار مرا


  4. شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:دوش از درم آمد آن مه لاله نقاب - سیرش نه بدیدیم و روان شد به شتاب

    شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵:این راه زیارت است، قدرش دریاب - از شدت سرما، رخ از این راه متاب

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت اول » بخش اول:از باغ جنان فتاده در دام عذاب - آدم زپی گندم و من بهر شراب


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۹:امشب که حریفان همه مستند و خراب - من در تبم و نیست مرا تاب شراب

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۱۱:ای از می لعلت شده جان مست و خراب - از جام عقیقین فکن آن لعل مذاب


  5. شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:دی پیر مغان، آتش صحبت افروخت - ایمان مرا دید و دلش بر من سوخت

    شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴:تا شمع قلندری بهائی افروخت - از رشتهٔ زنار دو صد خرقه بسوخت


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۲۱:از چشم تو هر که مِی‌پرستی آموخت - ملک دو جهان به جرعه‌ای مِی بفروخت


  6. شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱:با هر که شدم سخت، به مهر آمد سست - بگذاشت مرا و عهد نگذاشت درست


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۵۲:رخشنده رخ تو آفتابی دگرست - شیرین شکر تنگ تو تنگ شکرست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۵۳:ماهی که رخش فتنه ی دور قمرست - لعل لب او طوطی و تنگ شکرست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۸۹:امشب که وصال آن مه سیمبرست - گر قدر بدانی شب قدری دگرست


  7. شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳:فرخنده شبی بود که آن دلبر مست - آمد ز پی غارت دل، تیغ به دست

    شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷:در میکده دوش، زاهدی دیدم مست - تسبیح به گردن و صراحی در دست

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش سوم - قسمت دوم:تا منزل آدمی سرای دنیاست - کارش همه جرم و کار حق لطف و عطاست

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت سوم » بخش چهارم - قسمت دوم:تیری ز کمانخانه ی ابروی تو جست - دل پرتو وصل را خیالی بربست

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر سوم » بخش سوم - قسمت دوم:آن چه پیش تو غیر از آن ره نیست - غایت فهم توست، الله نیست

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت دوم » بخش دوم - قسمت اول:آن دوست که عهد دوستداری بشکست - میرفت و منش گرفته دامن در دست

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت دوم » بخش پنجم:در پای گنه شد دل بیمارم پست - یارب چه شود اگر مراگیری دست


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۳۶:ای اطلس چرخ پیش بالای تو پست - بر تیر فلک فکنده حکمت صد شست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۴۵:آن پنبه که دست از وهمی باید شست - از بهر کهن لحافکی کوته و چست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۵۷:تا قدّم از ابروش چو ماه دو شبه ست - در چشم من آندو خال مشکین شبه ست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۷۶:هنگام صبوح خوش بود عاشق و مست - دل داده ز دست و زلف دلدار بدست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۷۹:گر اهل دلی ای دل دیوانه مست - در دامن یار زن بهر حالی دست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۸۳:در هر چه نه زان تست نتوان پیوست - وان خیر که نیست دل در آن نتوان بست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۸۶:ای کار دلم رفته ز زلف تو ز دست - وی جان خراب من ز بادام تو مست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » معمّیات » شمارهٔ ۵۱:ماهی که فتاده بینی او را در شست - با صبر مصحّفش بباید پیوست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » معمّیات » شمارهٔ ۷۷:دلدار مرا که بی همال افتادست - مقلوب و مصحّف همالش نامست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۶:بر گردش چرخ چون نمی‌باشد دست - دل در بد و نیک دهر چون باید بست؟

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۸:زین‌سان که به زیر پای غم گشتم پست - جز جام می‌ام کسی کجا گیرد دست؟

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۱۰:چون خسرو گل به جای جمشید نشست - دیدم به صبوح نرگس باده‌پرست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۱۵:ای چشم تو مخمور و من از چشم تو مست - وی جان من از جام لبت باده‌پرست


  8. شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵:تا منزل آدمی سرای دنیاست - کارش همه جرم و کار حق، لطف و عطاست

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر سوم » بخش پنجم - قسمت دوم:آباد خرابات زمی خوردن ماست - خون دو هزار توبه در گردن ماست


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۱۷:زلف تو که هم حلقه و هم حلقه رباست - یک حلقه بگوش او بچین مشک ختاست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۲۵:آن سرو حسینی که ز اصفاهان خاست - کار دل عشّاق نمی آرد راست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۲۶:آن سنگدل سیمبر آیا ز کجاست - کز سنگدلی ز ما بجز سیم نخواست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۴۷:دوش آن پسر کوفه گر چون برخاست - می کرد اشارتم که استاد اینجاست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۵۸:با دل گفتم چو چشمم از خون دریاست - پیوسته بخون جگرم تشنه چراست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۶۷:ای آنک قدت براستی عین بلاست - بالات بسرو بوستان ماند راست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۷۸:چپ راست که هم حلقه و هم حلقه رباست - گر نیست ملول پس سرافکنده چراست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۹۰:آن فتنه ی نوخاسته دیگر ز چه خاست - سرویست که می رود تو پنداری راست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۱۲:مه ذره‌ای از مهر رخ مهوش ماست - در پیش تو نیست روشن اینک پیداست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۱۳:گر سرو سهی به قد او ماند راست - چوبین و دراز و ناتراشیده چراست؟


  9. شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶:حاجی به طواف کعبه اندر تک و پوست - وز سعی و طواف، هرچه کردست نکوست

    شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹:آن کس که بدم گفت، بدی سیرت اوست - وان کس که مرا گفت نکو خود نیکوست


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۱۹:ترکی که ختائی نسب ورومی روست - در عالم حسن و بیوفائی میراوست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۱۶:هر چند که یک موی نَیرزم بر دوست - فرق از تن من تا به میانش یک موست


  10. شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۰:علم است برهنه شاخ و تحصیل، بر است - تن، خانهٔ عنکبوت و دل، بال و پر است


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۲۳:کارم ز بزرگان عراق ار بنواست - چون پره ی عشّاق دلم تنگ چراست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۶۵:ای آنک دلم در غم عشقت یکتاست - پشتم چو خم زلف دوتای تو چراست


  11. شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵:آن حرف که از دلت غمی بگشاید - در صحبت دل شکستگان می‌باید

    شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۰:کاری ز وجود ناقصم نگشاید - گویی که ثبوتم انتفا می‌زاید


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۱۱۸:ای شمع اگر زانک بسوزی شاید - کز آتش سینه ات روان بفزاید

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۱۳۲:سروی که بنفشه بر سمن فرساید - یاری که روان بخشد و روح افزاید

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۱۳۳:هر دم که مرا از طلعتت یاد آید - صد چشمه ی خونم از جگر بگشاید

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۱۵۹:گر پیرهن کشیده ات می باید - زانکس بطلب که هر شبت می گاید

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۵۰:آن شب که ز زلفت گرهم بگشاید - گردون، سر رشته از کفم برباید


  12. شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۸:با دل گفتم: به عالم کون و فساد - تا چند خورم غم؟ تنم از پا افتاد

    شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰:خوش آن که صلای جام وحدت در داد - خاطر ز ریاضی و طبیعی آزاد

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش چهارم - قسمت اول:خوش آن که صلای جام وحدت در داد - خاطر ز ریاضی و طبیعی آزاد

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت دوم » بخش اول - قسمت دوم:در طینت آدمی خدا حرص نهاد - زآن است کفَش بسته در آن وقت که زاد

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت اول » بخش دوم - قسمت دوم:با دل گفتم ز عالم کون و فساد - تا چند خورم غم، تنم از پا افتاد


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۱۱۰:ماهی که بسالی نکند از ما یاد - روزی من دلسوخته را داد نداد

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۱۲۸:ای نکهت خلد پیش انفاس تو باد - تا تیر فلک را بود از چرخ گشاد

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۱۴۹:هر دم که ز آب چشم ما آرد یاد - بر چهره ز دیده دجله ریزد بغداد

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۳۶:چون گل‌رخ ما پرده ز عارض بگشاد - شد لالهٔ دل‌سوخته از مهر چه شاد

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۳۷:چون باد صبا زرویت آگاهی داد - گل کرد قبا پیرهن و داد به باد


  13. شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۹:ای آنکه دلم غیر جفای تو ندید - وی از تو حکایت وفا کس نشنید

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت اول » بخش چهارم - قسمت اول:ای آن که دلم غیر جفا از تو ندید - وی از تو حکایت وفا کس نشنید

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش پنجم - قسمت دوم:در بزم تو دل بار غم عیش کشید - یک جرعه زکام دوستکامی نچشید


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۱۳۷:امروز که سبزه گرد باغت بدمید - دود دل لاله در بهار تو رسید

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۳۵:نرگس بنگر نشسته در سایهٔ بید - وز مهر نهاده بر فلک چشم امید

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۳۸:مانند رخت صبا هر آن لاله که دید - برخواند دعائی و بر آن لاله دمید


  14. شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱:آهنگ حجاز می‌نمودم من زار - کامد سحری به گوش دل این گفتار

    شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۳:گفتم که کنم تحفه‌ات ای لاله عذار - جان را، چو شوم ز وصل تو برخوردار

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش سوم - قسمت اول:راه در دوست آشکارا مسپار - نامحرم پا بود در این ره، رفتار

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت سوم » بخش اول - قسمت دوم:در خلوت اگر با خودم اندر گفتار - عیبم بجنون مکن که دارم من زار


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۱۶۲:بذلی نه که در خانه بماند دیار - بخلی نه که از زرت نبینند آثار

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۱۷۱:ساقی ببر این جامه و آن جام بیار - بگذر ز خود از مستی و هستی بگذار

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۱۷۳:چون بی می پخته خام می‌باشد کار - نوشیدن جام بادهٔ نوش‌گوار

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۶۷:چون مرغ چمن برآورد بانگ هزار - نوشند صبوحیان مِی نوش‌گوار


  15. شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۵:در بزم تو ای شمع، منم زار و اسیر - در کشتن من، هیچ نداری تقصیر

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش اول - قسمت اول:در بزم تو ای شمع منم زار و اسیر - در کشتن من هیچ نداری تقصیر


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۷۲:رفتی ز برم ولی نرفتی ز ضمیر - باز آی که جانی و ز جان نیست گزیر


  16. شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۷:از سبحهٔ من، پیر مغان رفت ز هوش - وز نالهٔ من، فتاد در شهر خروش

    شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۸:ای زاهد خود نمای سجاده به دوش - دیگر پی نام و ننگ، بیهوده مکوش

    شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۰:از ذوق صدای پایت، ای رهزن هوش - وز بهر نظارهٔ تو ای مایهٔ نوش

    شیخ بهایی » موش و گربه » حکایت ۵:با این همه عقل و دانش و بینش و هوش - نایاب بشد دست و زبان دیده و گوش


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۱۸۱:ای از کف دُرپاش تو دریا در جوش - من حلقه بگوش توام ارداری گوش


  17. شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۱:از بس که زدم به شیشهٔ تقوی سنگ - وز بس که به معصیت فرو بردم چنگ

    شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۲:یک چند، میان خلق کردیم درنگ - ز ایشان به وفا، نه بوی دیدیم نه رنگ

    شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۳:در چهره ندارم از مسلمانی رنگ - بر من دارد شرف، سگ اهل فرنگ

    شیخ بهایی » موش و گربه » حکایت ۶:یا دیده‌ى خصم را بدوزم به خدنگ - یا پنجه‌ى او به خون ما گردد رنگ

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت اول » بخش سوم - قسمت اول:از بس که زدم شیشه ی تقوی بر سنگ - و زبس که به معصیت فرو بردم چنگ


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۱۹۱:ای تیغ تو بگرفت جهان الا زنگ - بر خنگ تو راه کهکشان آمده تنگ

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۸۲:روزی که من از جهان روم با دل تنگ - گردون زندم شیشهٔ هستی بر سنگ


  18. شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴:در مدرسه جز خون جگر، نیست حلال - آسوده دلی، در آن محال است، محال


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۲۰۲:ای صیت تو آب برده از باد شمال - وز لفظ تو غرق در عرق آب زلال

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » معمّیات » شمارهٔ ۵۵:برجای سرمه چو بخوانی سر سال - معلوم کنی نام مهی مشکین خال

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۸۴:ای من شده بی رخ تو از ناله چو نال - وز باغ غمت ندیده جز ناله منال

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۸۵:ای لعل تو آتش زده در آب زلال - در پردهٔ دیده لعبتی چون تو خیال


  19. شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۳:خو کرده به خلوت، دل غم فرسایم - کوتاه شد از صحبت مردم، پایم


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۲۲۲:دلبر به رخ دلکش و چشم نائم - شطرنج جفا باخته با من دائم


  20. شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۵:امشب بوزید باد طوفان آیین - چندانکه برفت، گرد عصیان ز جبین

    شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۰:هر شام و سحر ملائک علیین - آیند به طرف حرم خلد برین


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۲۳۱:آنکس زختاست اصل و ابر و از چین - چون نافه شکم دریده باد از سرکین


  21. شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۷:فصاد، به قصد آنکه بردارد خون - می‌خواست که نشتری زند بر مجنون


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۲۳۰:ای پایهٔ قدر تو ز ادراک برون - و اقبال تو همچو ماهِ نو، روز افزون

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۲۳۳:گفتم چه خورم در طلبت گفت که خون - گفتم چه بود حال دلم گفت جنون

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۲۳۹:ای شکل و شمائلت چو شعرم موزون - وی حسن رخت چو مهر من روز افزون

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۲۴۲:آن سرو سهی چو خیمه می زد بیرون - می کرد سمن برگ ز نرگس گلگون

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۲۴۳:ای دل چو بنامه می دهی شرح جنون - کلک از مژه آورد سیاهی از خون


  22. شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۵:هرچند که در حسن و ملاحت، فردی - از تو بنماند، در دل من دردی


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۲۷۲:گفتم قمرت گفت بچشمش گردی - گفتم شکرت گفت بچشمم خردی

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۲۷۳:گفتم جانم گفت بمیر ار مردی - گفتم مردم گفت که نیکو کردی


  23. شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۹:ای دل، قدمی به راه حق ننهادی - شرمت بادا که سخت دور افتادی


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۲۹۰:ای خواجه که سرمایه دین ودادی - داریم باقبال تو دائم شادی

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۲۹۲:ای بنده ی درگاه تو هر آزادی - هر ذرّه ی سنگی ز غمت فرهادی


  24. شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۰:ای چرخ که با مردم نادان یاری - هر لحظه بر اهل فضل، غم می‌باری

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر سوم » بخش چهارم - قسمت اول:ای چرخ که با مردم نادان یاری - پیوسته بر اهل فضل غم می باری


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۳۰۰:ای مشک تتار از سر زلفت تاری - در هر طرفی ز نرگست بیماری


  25. شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۱:زاهد، به تو تقوی و ریا ارزانی - من دانم و بی‌دینی و بی‌ایمانی


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۱۱۵:نرگس که به تاجداری‌ست ارزانی - افراخته است سنجق سلطانی


  26. شیخ بهایی » دیوان اشعار » مخمس:تا کی به تمنای وصال تو یگانه - اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۸:دی آن بت کافر بچه با چنگ و چغانه - می رفت بسر وقت حریفان شبانه


  27. شیخ بهایی » موش و گربه » مقدمه:نباشد تا خدا راضى ز امت - کسى را نیست امید شفاعت

    شیخ بهایی » موش و گربه » حکایت ۵:چو بلبل دل منه بر شاخ گلزار - که گریى عاقبت بر خویشتن زار

    شیخ بهایی » موش و گربه » حکایت ۶:بهشتى بود گویا آن جزیره - که عقل از دیدن آن گشت خیره


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۶۵:ای جان جهان جان و جهان برخی جانت - داریم تمنّای کناری ز میانت

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » معمّیات » شمارهٔ ۲۶:معین با تو گفتم گر بدانی - که نام یار من هفتاد و هشتست


  28. شیخ بهایی » موش و گربه » حکایت ۶:کشتى بخت به گرداب بلا افکندیم - تا مگر باد مرادش ببرد تا ساحل‌


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۱۸۲:باغبان گو برو مپیما کز گل - بدم سرد سحر باز نیاید بلبل


  29. شیخ بهایی » موش و گربه » حکایت ۶:هر کس که خورد نان و، نمک را نشناسد - شک نیست که در اصل خطا داشته باشد


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۷:از صومعه پیری بخرابات درآمد - با باده پرستان بمناجات درآمد


  30. شیخ بهایی » موش و گربه » حکایت ۶:راستى موجب رضاى خداست - کس ندیدم که گم شد از ره راست

    شیخ بهایی » موش و گربه » حکایت ۲۱:راستى موجب رضاى خداست - کس ندیدم که گم شد از ره راست‌


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » قطعات » شمارهٔ ۲۰ - و له أیضاً:ای که رای تو در سیاهی شب - نایب شاه گنبد خضر است

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۳۹:با تو نقشی که در تصوّر ماست - بزبان قلم نیاید راست


  31. شیخ بهایی » موش و گربه » حکایت ۶:گویى تو به من کل طویل احمق - من کل قصیر فتنه دیدم به ورق

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت اول » بخش چهارم - قسمت دوم:مجموعه ی کونین به آئین بستن - کردیم تفحص ورقا بعد ورق


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۸۱:ای لعل لبت برده ز یاقوت سبق - ریحان ز حیا پیش خطت شسته ورق


  32. شیخ بهایی » موش و گربه » حکایت ۶:عاقل به کنار آب تا پل می‌جست - دیوانه‌ى پا برهنه از آب گذشت

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش اول - قسمت اول:در کون و مکان فاعل مختار یکی است - آرنده و دارنده ی اطوار یکی است

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش پنجم:دنیا بکسی ده که بگیرد دستت - یا پیش سگی نه که نگیرد پایت

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت دوم » بخش اول - قسمت دوم:بیچاره دلم چو محرم راز نیافت - واندر قفس جهان هم آواز نیافت


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » معمّیات » شمارهٔ ۶۴:آن یار کجاست کاخر روز او را - با بار مصحّف مصغِّر نامست


  33. شیخ بهایی » موش و گربه » حکایت ۶:خاره خاره چو نباشد اثر درد ترا - لعل کردى چه خورى غوطه به خوناب جگر


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » قصاید » شمارهٔ ۲۹ - فی مدح الصاحب السعید تاج الدین العراقی و تهنیة بولادة ابنه:منهی جانم رساند از عالم معنی خبر - کای حدیثت همچو جان در عالم معنی سمر

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » قصاید » شمارهٔ ۳۰ - فی مدح الامیر الاعظم الشهریار المنصور مبارز الدنیا و الدین محمد ابن مظفر زید معدلته:ای بذیل کبریایت معتصم فتح و ظفر - وی بفرط احتشامت مغتنم فضل و هنر

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » المطائبات و المقطعات » شمارهٔ ۱ - فی مدح الشیخ گرز الدین ابوالعباس رومی دامت دولته:بنده دارد بارگی بس نامدار و معتبر - در بزرگی داستان و در سرافرازی سمر


  34. شیخ بهایی » موش و گربه » حکایت ۹:فیض روح القدس ار باز مدد فرماید - دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می‌کرد

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت دوم » بخش دوم - قسمت دوم:خسروان را همه اسباب فراغت دادند - وز همه خسرو بیچاره فراغت دارد

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت اول » بخش چهارم - قسمت دوم:ناصح از پند تو عشقم به دل افروخته شد - آتش است این نه چراغ است که از باد بمیرد


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۷:دوش چون موکب سلطان خیالش برسید - اشکم از دیده روان تا سر راهش بدوید

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۱۲۸:جان برافشان اگرت صحبت جانان باید - خون دل نوش اگرت آرزوی جان باید


  35. شیخ بهایی » موش و گربه » حکایت ۱۳:هر که مزروع خود بخورد خوید - وقت خرمنش خوشه باید چید


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۲:صبح چون گلشن جمال تو دید - بر عروسان بوستان خندید


  36. شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت اول » بخش سوم - قسمت اول:میان مجلس رندان حدیث فردا نیست - بیار باده که حال زمانه پیدا نیست


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۸۷:بتی که طرّه او مجمع پریشانیست - لب شکر شکنش گوهر بدخشانیست


  37. شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت اول » بخش چهارم - قسمت دوم:خاقانیا به تقویت دوست دل مبند - ور غصه و شکایت دشمن جگر مخور

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت دوم » بخش دوم - قسمت دوم:گردن چرا نهیم جفای زمانه را - زحمت چرا کشیم بهر کار مختصر


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۴:ما را ز پرده ی تو دل از پرده شد بدر - بردار پرده ای ز پس پرده پرده در


  38. شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت اول » بخش چهارم - قسمت دوم:در خانه دلم گرفت از تنهائی - رفتم به چمن چو بلبل شیدائی


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۲۹۸:ای غرّه بفضل و خالی از دانائی - ما را بچه انکار کنی کز مائی

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۳۰۳:در خانه دلم تنگ شد از تنهائی - رفتم بچمن چو بلبل شیدائی

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۳۰۵:ای شب مگر آن زلف سمن فرسائی - زینسان که شدی بر رخ او سودائی

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۱۱۳:چون رخ بنمودی ای بت یغمائی - گشتم چو شکنج طره‌ات سودایی


  39. شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت اول » بخش چهارم - قسمت دوم:گر من گنه جمله جهان کردستم - لطف تو امید است که گیرد دستم


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۸۹:عیبم مکن ای خواجه که تا من هستم - بی جان و بدن، قائم و بی مِی، مستم

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۹۰:از بادهٔ بی‌خودی بر انسان مستم - کآگاه نیم که نیستم یا هستم


  40. شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت اول » بخش پنجم - قسمت اول:بد کردم و اعتذار بدتر ز گناه - چون هست در این عذر سه دعوی تباه

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر سوم » بخش سوم - قسمت دوم:ای عاشق و زاهد از تو در ناله و آه - نزدیک تو و دور ترا حال تباه


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۲۶۰:گفتم که چو رویت چه بود گفت که ماه - گفتم که چو رنگم چه بود گفت که کاه

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۲۶۱:گفتم چه زنم در غم تو گفت که آه - گفتم چه کنم در پی تو گفت نگاه

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۱۰۹:گفتم که «مکِش گِرد رخ آن خط سیاه» - گفت «از شب تیره‌روی کی تابد ماه؟»

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۱۱۱:ای هم‌نفسم در شب هجران تو آه - رفتی و مرا چشم طلب بر سر راه

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۱۱۲:ای دست من از دامن وصلت کوتاه - بر محضر حسنت مه و خورشید گواه


  41. شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش اول - قسمت دوم:می کشد غیرت مرا گر دیگری آهی کشد - زآن که میترسم که از عشق تو باشد آه او

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر دوم » بخش اول - قسمت دوم:لذت دیوانگی در سنگ طفلان خوردن است - حیف از آن اوقات مجنون را که در هامون گذشت


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۴:پیش اسبت رخ نهم ز آنرو که غم نبود زمات - در وفایت جان ببازم تا کجا یابم وفات

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۸:ایکه از سرچشمه ی نوشت برفت آب نبات - مرده ی مرجان جان افزای تست آب حیات


  42. شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش سوم - قسمت دوم:میرفت چو جانم ز تن غم فرسود - شد بار خبردار و قدم رنجه نمود


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۱۲۴:باد سحری که بوستان آراید - بی خاک در تو باد می پیماید


  43. شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش چهارم - قسمت دوم:ای عشق ترا روح مقدس منزل - سودای تو را عقل مجرد محمل


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۱۹۶:نادیده تمام روی آن ماه چگل - دل در سر دیده رفت و جان در سر دل

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۸۳:هر صبح که از پرده برون آید گل - وز مرغ سحر در چمن افتد غلغل

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۸۷:ای مهر رخت مشعلهٔ دیدهٔ دل - آشوب غمت مشغله و تودهٔ گِل


  44. شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش پنجم:خاموش دلا زتیره گوئی - میخور جگری به تازه روئی


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » معمّیات » شمارهٔ ۲۷:با زرده ی خایه یارکن ضم - وانگاه مصحّفش فرو خوان


  45. شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت دوم » بخش پنجم:سرو امل بباغ چنان تازه گشت هان - پائی برون نه از در دروازه جهان

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت دوم » بخش چهارم - قسمت دوم:هر لحظه هاتفی به تو آواز می دهد - کاین دامگه نه جای امان است الامان


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » قصاید » شمارهٔ ۵۳ - فی مدح الامیر الاعظم جلال الدنیا و الدین ارپه بیک و یصف السیف:آن چیست عکس بیرق زرین آسمان - یا برق تیغ خسرو کیخسرو آستان

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » قصاید » شمارهٔ ۵۴ - فی مدح امیر الاعظم الشهریار المعظم والی السیف و القلم خسرو غازی المنصور مبارز الحق و الدین محمد زید عدله و یصف الحمام:ای پیکر منور محرور خوی چکان - ثعبان آتشین دم روئینه استخوان

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » قصاید » شمارهٔ ۵۵ - فی مدح الصاحب الاعظم فخر الدولة و الدین التبریزی و یذکر ابتهاجه بصحة الوزیر العادل غیاث الدین محمد:چون سرخ گل بر آمد ازین سبز بوستان - آفاق شد ز مرغ سحر خوان پر از فغان


  46. شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت سوم » بخش اول - قسمت اول:آن روز دل غم جهان برخیزد - رنگ غم از آیینه ی جان برخیزد


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۵۱:چون سوز غم تو از جهان برخیزد - از هستی ما نام و نشان برخیزد


  47. شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت سوم » بخش سوم:هر آن کو غافل از حق یک زمان است - در آن دم کافر است اما نهان است


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » المطائبات و المقطعات » شمارهٔ ۱۷ - وله:عزیزی کو مرا خواری نمودی - چو در مسجد مسلمان با مجوسی


  48. شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت سوم » بخش سوم:لنگ و لوک و خفته شکل و بی ادب - سوی او می غیژ و او را می طلب


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » معمّیات » شمارهٔ ۷۸:آن مه خورشید پیکر را لقب - قلب روز آمد ولی در قلب شب


  49. شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت سوم » بخش سوم:کو جنونی تا ز رسوائی نباشد خجلتم - نقص عشق است این که شرم از روی مردم می کنم


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » قصاید » شمارهٔ ۳۹ - فی مدح سلطان الاعظم و الخاقان الاعدل الاکرم جمال الدولة و الدین:چون پدید آورد رخ پیل سپید صبحدم - شد روان شیر سیاه شب سوی دشت عدم


  50. شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت سوم » بخش پنجم - قسمت اول:هله نومید نباشی که ترا یار براند - گرت امروز براند نه که فردات بخواند


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۳:سوی دیرم نگذارند که غیرم دانند - ور سوی کعبه شوم راهب دیرم خوانند

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۶۴:می کشندم بخرابات و در آن می کوشند - که بیک جرعه ی می آب رخم بفروشند


  51. شیخ بهایی » کشکول » دفتر دوم » بخش دوم - قسمت اول:گفت دیروز طبیبی که تب یار شکست - لله الحمد که امروز به صحت پیوست


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۸۵:آنزمان مهر تو می جست که پیمان می بست - جان من با گره زلف تو در عهد الست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۴۷:ای لبت باده فروش و دل من باده پرست - جانم از جام می عشق تو دیوانه و مست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۴۸:رمضان آمد و شد کار صراحی از دست - بدرستی که دل نازک ساغر بشکست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۵۱:دوش پیری ز خرابات برون آمد مست - دست در دست جوانان و صراحی در دست


  52. شیخ بهایی » کشکول » دفتر دوم » بخش دوم - قسمت دوم:گل گرچه کشد سرزنش از خار درشت - رو با تو وبر درخت خود دارد پشت


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۳۴:هر چند که شد چو باغ رضوان درودشت - امشب شب خرگهست نی موسم گشت

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۴۶:هرگز بمراد من شبی روز نگشت - بر من نفسی بی غم و حسرت نگذشت

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۹:اکنون که ز سبزه آسمانی شد دشت - وز سنبل ترناف زمین مشگین گشت


  53. شیخ بهایی » کشکول » دفتر دوم » بخش سوم - قسمت دوم:ست در دیده ی من خوب تر از روی سفید - روی حرفی که به نوک قلمت گشته سیاه


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۱۲:ای روانم بلب لعل تو آورده پناه - دلم از مهر تو آتش زده در خرمن ماه

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۰:روی این چرح سیه روی ستمکاره سیاه - که رخم کرد سیه در غم آن روی چو ماه


  54. شیخ بهایی » کشکول » دفتر دوم » بخش چهارم:زنخت گر گرفتم اندر دست - خون من ریختی و عذرم هست


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۸۳:ای من زدو چشم نیم مستت مست - وزدست تو رفته عقل و دین از دست


  55. شیخ بهایی » کشکول » دفتر سوم » بخش اول - قسمت اول:بخت آنم کو که خواب آلوده برخیزی شبی - ناله ام بشناسی و گوشی به فریادم کنی


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » معمّیات » شمارهٔ ۳۷:چون بر آرد آفتاب از قلب دریا ماهئی - دیدم اندر قعر و نام یار شد روشن مرا


  56. شیخ بهایی » کشکول » دفتر سوم » بخش اول - قسمت دوم:تنم از ضعف چنان شد که اجل جست و نیافت - ناله هر چند نشان داد که در پیرهن است

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش دوم - قسمت دوم:کشته بینندم و قاتل نشناسند که کیست - کاین خدنگ از نظر خلق نهان می آید


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۳:ای که شهد شکرین تو برد آب نبات - خاک خاک کف پای تو شود آب حیات

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۸:نفسی همدم ما باش که عالم نفسیست - کان کسی نیست که هر لحظه دلش پیش کسیت


  57. شیخ بهایی » کشکول » دفتر سوم » بخش اول - قسمت دوم:از صفای می و لطافت جام - درهم آمیخت رنگ جام و مدام


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۷:آفتابست یا ستاره ی بام - که پدید آمد از کناره ی بام

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۱ - به نام ایزد:تبت یا ذوالجلال و الاکرام - من جمیع الذنوب و الآثام


  58. شیخ بهایی » کشکول » دفتر سوم » بخش دوم - قسمت اول:نه از رحم است اگرتر ساخت جانان چشم فتان را - برای کشتن من آب داده تیغ مژگان را

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت اول » بخش دوم - قسمت اول:نگردد تا فراموش آنچه گفتی دردمندان را - بر انگشت تو میخواهم که بندم رشته ی جان را


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۷:اگر در جلوه می‌آری سمند باد جولان را - بفرما تا فرو روبم به مژگان خاک میدان را


  59. شیخ بهایی » کشکول » دفتر سوم » بخش دوم - قسمت اول:بیا که در دل تنگ من از خزینه ی عشقت - امانتی است که روح الامین نبوده امینش


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » مدایح و مناقب » شمارهٔ ۲۴ - فی مدح السلطان الاعظم الخان الاعدل الاکرم معزالدنیا و الدین جانی بیگ خان خلّد الله سلطانه:ای ز خاک درگهت خضر آب حیوان یافته - عمر خضر و ملک اسکندر ز یزدان یافته


  60. شیخ بهایی » کشکول » دفتر سوم » بخش سوم - قسمت دوم:از بخت بد است بی سرانجامی من - و از سستی طالع است ناکامی من

    شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت دوم » بخش دوم - قسمت اول:دیشب من و دل به قول آن عهد شکن - در کوچه ی انتظار کردیم وطن


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » معمّیات » شمارهٔ ۶۹:دندان عسس ز زیر و بالا بشکن - وانگه دهنش بدوز و دربند افکن

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » معمّیات » شمارهٔ ۷۶:نام شه ملک چین قلب قلبست - در قلب شه مصحّف قلب شکن

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۹۹:ای دل! دل ازین روزن شش سو بر کن - وز هفت حضیره رخت بیرون افکن

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۱۰۲:ای چیده گل و کرده کنار از گلشن - معلوم نکرده سرّ مرغان چمن


  61. شیخ بهایی » کشکول » دفتر سوم » بخش چهارم - قسمت دوم:پیش عفوش قلت تقصیر ما تقصیر ماست - عفو بی اندازه می خواهد گناه بی حساب


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » قصاید » شمارهٔ ۴ - فی مدح السلطان الاعظم الخاقان الاعدل الاکرم سلطان سلاطین العالم علاء الدولة و الدین ابوسعید انار الله برهانه:زین سفینه دم زند من عندهُ علم الکتاب - کاب حیوان هست پیش بحر او از خجلت آب

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۷:ای لب لعلت ز آب زندگانی برده آب - ناز چشم می پرستت مست و چشمت مست خواب

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » مدایح و مناقب » شمارهٔ ۴ - فی مدح المخدوم الاعظم السعید الشهید صفی الدین عبدالمومن طاب ثراه:پیش از آن کاین خیمه ی پیروزه ی شد زرین طناب - بادبان آتشین زورق پدید آمد از آب

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » مدایح و مناقب » شمارهٔ ۵ - فی مدح الشهریار السعید المغفور جلال الحق و الدین مسعود شاه طاب ثراه:ای ز شرم روی چون ماه تو در خوی آفتاب - شمع چون پروانه از مهر رخت در سوز و تاب

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۱۳:برقع از رخ برفکن ای لعبت مشکین نقاب - در دم صبح از شب تاریک بنمای آفتاب

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۱۵:ای لب لعلت ز آب زندگانی برده آب - ما ز چشم می پرستت مست و چشمت مست خواب


  62. شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش اول - قسمت دوم:چو از مژگان فشانی قطره ی آب - چو آتش افکند در جان من تاب


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۲:اشارت کرده بودی تا بیایم - بگو چون بی سر و بی پا بیایم


  63. شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش اول - قسمت دوم:دارد ز خدا خواهش جنات نعیم - زاهد به ثواب و من به امید عظیم


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۲۱۳:ای لفظ تو آب برده از دُرّ یتیم - خلق تو نشانده باد انفاس نسیم


  64. شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش دوم - قسمت دوم:در وعده گاه وصل تو دل را قرار نیست - تمکین صبر و حوصله ی انتظار نیست


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » ترکیبات » شمارهٔ ۱۳ - فی مرثیة نوئین الاعظم غیاث الدین کیخسرو و ابیه قطب الدین محمود:از گنج دهر بهره بجز زخم مار نیست - وز گلبن زمانه بجز نوک خار نیست


  65. شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش پنجم - قسمت دوم:ای دل چو آشنای غمی ترک او مکن - هر روز با کسی نتوان آشنا شدن


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » معمّیات » شمارهٔ ۸۳:آن سرو را نگر چو الف در میان زین - تا روشنت شود لقب شهسوار من


  66. شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش پنجم - قسمت دوم:شنیده ام که در این طارم زراندود است - خطی که عاقبت کار جمله محمود است


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » قطعات » شمارهٔ ۲۶ - فی الاستفتا:ایا سپهر معالی که پرتو طبعت - چراغ گوشه نشینان عالم بالاست


  67. شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش پنجم - قسمت دوم:می بارم اشک سرخ بر چهره ی زرد - باشد که دلت نرم شود زین غم و درد


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۳۰:ای آنک دل از مهر رخت جان نبرد - دانی که چه بر من از غمت می‌گذرد؟


  68. شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت دوم » بخش دوم - قسمت اول:ای روی تو همچون کف پیغمبر تو - پیغمبر ما به حق شود رهبر تو


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۲۴۶:ای رافع نه منظره ی شش در تو - وی صانع چار ارقم نه سر تو

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۲۵۴:ای طوطی روح را غذا شکّر تو - شب حلقه ی ئی از عنبر سر چنبر تو


  69. شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت دوم » بخش دوم - قسمت اول:اول که مرا عشق نگارم بربود - همسایه من زناله ی من نغنود


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۱۰۴:احمد که بشعر امتحانم فرمود - هرگز در خانه ی مروّت نگشود

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۱۲۶:قومی که نیند آگه از ایجاد وجود - تمییز نکرده عهد را از معهود

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۲۴:آن کو به سوی کعبه مرا راه نمود - دیدم که ره کعبه همی می‌پیمود

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۲۵:گر یار نه آن بود که ره می‌پیمود - آن کس که طواف کعبه می‌کرد که بود؟

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۴۸:چون شاهد مه غره غرّا بنمود - مشگین خط شام چین ز گیسو بشود


  70. شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت دوم » بخش دوم - قسمت دوم:سعدی تو کیستی که دم از عشق می زنی - دعوی بندگی کن و اقرار چاکری


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۲۷۵:ای از حیای لعل لبت آب گشته می - خورشید پیش آتش روی تو کرده خوی


  71. شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت دوم » بخش سوم - قسمت اول:زمانه داشت زه من کینه ی کهن در دل - چو مبتلای توام دید، مهربان گردید


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۲۲:بوقت صبح می روشن آفتاب منست - بتیره شب در میخانه جای خواب منست


  72. شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت دوم » بخش سوم - قسمت دوم:غافل مشو که مرکب مردان مرد را - در سنگلاخ بادیه پیها بریده اند


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » المطائبات و المقطعات » شمارهٔ ۳ - فی المطایبه:روزی وفات یافت امیری در اصفهان - ز آنها که در عراق بشاهی رسیده اند

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۷:این دلبران که پرده به رخ درکشیده‌اند - هر یک به غمزه پردهٔ خَلقی دریده‌اند


  73. شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت دوم » بخش چهارم:مرا ز دست هنرهای خویشتن فریاد - که هر یکی بدگر گونه داردم ناشاد


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » المطائبات و المقطعات » شمارهٔ ۲۵ - ایضاً:دمی بصحبت پیری رسیده بودم دوش - که بود منشی دیوان چرخ را استاد

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » قطعات » شمارهٔ ۱۸ - فی تاریخ وفات شمس الدین محمدشاه و کتب علی بنائه:مه سپهر هنر شمس دین محمدشاه - زلال مشرب دین و نهال گلشن داد

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۹:نسیم باد صبا جان من فدای تو باد - بیا گرم خبری زان نگار خواهی داد

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۲:به بوی زلف تو دادم دل شکسته به باد - بیا که جان عزیزم فدای بوی تو باد

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » مدایح و مناقب » شمارهٔ ۱۲ - فی الموعظه:مشو بملک سلیمان و مال قارون شاد - که ملک و مال بود در ره حقیقت باد

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۷۸:گهی که شرح فراقت کنم بدیده سواد - شود سیاهی چشمم روان بجای مداد

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۱۲۴:بدان ورق که صبا در کف شکوفه نهاد - بدان عرق که سحر بر عذار لاله فتاد


  74. شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت دوم » بخش پنجم:کنگر ایوان شه کز کاخ کیوان برتر است - رخنه ها دان کش به دیوار حصار دین دراست


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۴۶:زاهد مغرور اگر در کعبه باشد فاجر است - وانک اقرارش به بت‌رویان نباشد کافر است


  75. شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت اول » بخش سوم - قسمت دوم:اگر مرگ خود هیچ لذت نبخشد - همین وارهاند ترا جاودانی


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۹:خرامنده سروی به رخ گلستانی - فروزنده ماهی به لب دلستانی

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۶۷:سقی الله ایام وصل الغوانی - علی غفلة من صروف الزمان

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۹:بدینسان که از ما جهانی جهانی - که با کس نمانی و با کس نمانی

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۰:نه آخر تو آنی که ما را زیانی - نه آخر توانی که ما را زیانی


  76. شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت اول » بخش چهارم - قسمت دوم:چون چتر سنجری رخ بختم سیاه باد - با فقر اگر بود هوس ملک سنجرم


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » قصاید » شمارهٔ ۳۵ - فی الافتخارات و المباهات:سطریست هر دو کون از اوراق دفترم - حرفیست کاف و نون ز حروف محررّم


  77. شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت اول » بخش پنجم - قسمت اول:در گردش افلاک چو کردم نظری - از مردم آدمی ندیدم اثری


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » رباعیات » شمارهٔ ۲۷۱:گفتم چشمت گفت مکن بی بصری - گفتم جانم گفت ز دستم نبری

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » معمّیات » شمارهٔ ۶۲:دی بر سر کو ستاده دیدم پسری - یک نیمه ی کف نهاده بر پشت خری


  78. شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت اول » بخش پنجم - قسمت اول:مهر فلک کنیزک خورشید نام اوست - کاندر پس سه پرده نشسته است از حجاب


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۶:ای چشم نیمخواب تو از من ربوده خواب - وی زلف تابدار تو بر مه فکنده تاب

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۹:دیشب در آمد آن بت مه‌روی شب‌نقاب - بر مه کشید چنبر و در شب فکند تاب

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۶:ای دل نگفتمت که ز زلفش عنان بتاب - کاهنگ چین خطا بود از بهر مشک ناب


  79. شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت اول » بخش پنجم - قسمت دوم:دست در حلقه ی آن زلف دو تا نتوان کرد - تکیه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۷۰:پشت بر یار کمان ابروی ما نتوان کرد - خویشتن را هدف تیر بلا نتوان کرد


  80. شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت دوم » بخش اول - قسمت دوم:چاک خواهم زدن این دلق ریا را چه‌ کنم؟ - روح را صحبت ناجنس عذابی است الیم


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۲۰۵:ای تنم کرده ز غم موئی و در مو زده خم - وی دلم یک سر مو و ز سر موئی شده کم


  81. شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت دوم » بخش دوم - قسمت اول:گرچه از آتش دل چون خم می درجوشم - مهر بر لب زده خون می خورم و خاموشم


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۶:می درم جامه و از مدعیان می پوشم - می خورم جامی و زهری بگمان می نوشم


  82. شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت دوم » بخش دوم - قسمت اول:برگ عیش دگران روز بروز افزون است - خرمن سوخته ی ماست که با خاک یکی است


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۲:کار ما بی قد زیبات نمی آید راست - راستی را چه بلائیست که کارت بالاست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » مدایح و مناقب » شمارهٔ ۶ - فی الموعظه:لاف آزادگی از سرو سهی آید راست - که به نوخاستگی از سر عالم برخاست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۲۸:ایکه از باغ رسالت چو تو شمشاد نخاست - کار اسلام ز بالای بلندت بالاست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۳۰:منزل پیر مغان کوی خرابات فناست - آخر ای مغبچگان راه خرابات کجاست

    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۴۵:گرنه مرغ چمن از همنفس خویش جداست - همچو من خسته و نالنده و دل ریش چراست


  83. شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت دوم » بخش پنجم - قسمت دوم:یک امروز است ما را نقد ایام - برآن هم اعتمادی نیست تا شام


    خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۹:برآمد بانگ مرغ و نوبت بام - کنون وقت میست و نوبت جام