گنجور

 
مسعود سعد سلمان
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع «که بر آن دست نامدار شوی» مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ی» است.

حرف آخر قافیه

الف
ت
د
ر
ز
س
ش
ع
غ
ق
ک
ل
م
ن
و
ه
ی

شمارهٔ ۱ - ناله از قلعه نای: به جمله ما که اسیران قلعه ناییم - نشسته ایم و زیان کرده بر بضاعتها

شمارهٔ ۲ - شاعران بینوا: شاعران بینوا خوانند شعر با نوا - وز نوای شعرشان افزون نمی گردد نوا

شمارهٔ ۳ - اندرز: آسان گذران کار جهان گذران را - زیرا که جهان خواند خردمند جهان را

شمارهٔ ۴ - هجا: با تو نکال از هجاست زیراک - به جلوه است آن تن تو و ایضا

شمارهٔ ۵ - به خواجه ناصر: خواجه ناصر خدای داند و بس - کآروزی تو تا کجاست مرا

شمارهٔ ۶ - شکایت: نه جای شخودن بماند از دو رخ - نه جای دریدن بماند از قبا

شمارهٔ ۷ - مدح ابوسعید: ای مایه سعادت ای بوسعید - ای از سعود گشته مرکب

شمارهٔ ۸ - شکوه: ای بزرگی که پایه قدرت - همچو خورشید بر فلک سوده ست

شمارهٔ ۹ - به خواجه ابوالقاسم فرستاده: خواجه ابوالقاسم ای بزرگ اصیل - غم معشوقه هیچ کمتر هست

شمارهٔ ۱۰ - ستایشگری: ای بزرگی که در همه احوال - ناصر تو خدای بیچونست

شمارهٔ ۱۱ - ناله از روزگار: دست بر زخم من فلک نگشاد - تا درین سمج بی درم نه ببافت

شمارهٔ ۱۲ - تأسف بر سپید شدن موی: مویم آخر جز از سپید نگشت - گر چه اول جز از سیاه نرست

شمارهٔ ۱۳ - مدیح: ای بزرگی که حسن رای تو را - هر زمان بر من اصطناعی نوست

شمارهٔ ۱۴ - نصیحت: عذر بی منفعت نهادن چیست - پیش دانش بر ایستادن چیست

شمارهٔ ۱۵ - وصف خروس: ناگه خروس روزی در باغ جست - در زیر شاخ گل شد و ساکن نشست

شمارهٔ ۱۶ - پیری و جوانی: آدمی سر به سر همه عیب است - پرده عیبهاش برناییست

شمارهٔ ۱۷ - حسب الحال: مرا بس ز دیوان مرا ز خدمت - خوشا روز بیکاری و وقت عطلت

شمارهٔ ۱۸ - عرض بیچارگی و آرزوی گرمابه: گرمابه سه داشتم به لوهور - وین نزد همه کسی عیان است

شمارهٔ ۱۹ - به عمر کاک فرستاده: عمر کاک را که خواهد گفت - کای عزیز و گزین برادر دوست

شمارهٔ ۲۰ - مدح ثقة الملک طاهر: ثقت الملک تا به صدر نشست - دهر پیشش میان به طوع ببست

شمارهٔ ۲۱ - مدح ابورشد رشید: مجلس سامی جمالی را - بنده مسعود سعد خدمت کرد

شمارهٔ ۲۲ - موعظه: ایمنی را و تندرستی را - آدمی شکر کرد نتواند

شمارهٔ ۲۳ - مرثیت: راشد از رشد روزگار نیافت - رشد از اینگونه بس فراوان کرد

شمارهٔ ۲۴ - ستایش: ای بزرگی که باغ رادی را - شاخ بأس تو فتح بار آورد

شمارهٔ ۲۵ - ناله از حصار مرنج: ای حصن مرنج وای آنکس - کو چون من بر سر تو باشد

شمارهٔ ۲۶ - پیشگوئی منجم: مرا منجم هشتاد سال عمر نهاد - ز عمر دوستی امید من بر آن افزود

شمارهٔ ۲۷ - در پنجاه و هفت سالگی: پنجاه و هفت رفت ز تاریخ عمر من - شد سودمند مدت و ناسودمند ماند

شمارهٔ ۲۸ - مدیح: ای بزرگی که سوی درگه تو - ره بزرگان به دیدگان سپرند

شمارهٔ ۲۹ - ثنا: ای بزرگی که رای صایب تو - کارهای عمل به سامان کرد

شمارهٔ ۳۰ - افراط و تفریط روزگار: نرسد دست من به چرخ بلند - ورنه بگشادمیش بند از بند

شمارهٔ ۳۱ - چیستان: لعبتانی که زی تو می آیند - کهربا چشم و زمردین یابند

شمارهٔ ۳۲ - دیده نرگس: آن شب که دگر روز مرا عزم سفر بود - ناگاه ز اطراف نسیم سحر آمد

شمارهٔ ۳۳ - سمنزار: چون به بنفشه ستان کز شب دیجور زاد - تازه سمن ها شکفت ار نفس بامداد

شمارهٔ ۳۴ - مدح صاحب دیوان مولتان: خواجه عمید صاحب دیوان مولتان - فرزانه ایست کافی و آزاده ایست راد

شمارهٔ ۳۵ - موعظت: چرخ چندیمان به خاک اندر کشید - چند ناکامی به روی ما رسید

شمارهٔ ۳۶ - ناله از گرفتاری: ای خداوند رای سامی تو - مملکت را همی بیاراید

شمارهٔ ۳۷ - حسب حال: هر زمانی تنم چو زیر شود - بر سر خلق در نفیر شود

شمارهٔ ۳۸ - در مدح مظفر بن بوسعید: ای مظفر تو در خور صدری - صدر دیوان به تو مزین باد

شمارهٔ ۳۹ - بدرود: ای روی نکو سلامتت باد - من در غم تو تو با دلی شاد

شمارهٔ ۴۰ - موعظه: آگاه نیست آدمی از گشت روزگار - شادان همی نشیند و غافل همی رود

شمارهٔ ۴۱ - مدیح: ای خداوند رحمت ایزد - بر تن و دولت جوان تو باد

شمارهٔ ۴۲ - مرثیت: چنان بگریم بر تو که هیچ کس نگریست - که هیچ وقت به فضل تو هیچ کس ناید

شمارهٔ ۴۳ - اسیر خوبان: اگر اسیر کسی ام که میر خوبان شد - نه من نخست کسی ام کاسیر خوبان شد

شمارهٔ ۴۴ - مطایبه: اشعبی را اجل به دوزخ برد - زندگانی مردمان مزه داد

شمارهٔ ۴۵ - هجا: مالک آن سنگروت را بر بود - آتش اندر تنش زد و شاید

شمارهٔ ۴۶ - دروغ: گه گهی اندر سخن دروغ بباید - زانکه به شیرین دروغ دل بگشاید

شمارهٔ ۴۷ - مرثیه: بونصر حسن جوان بمیرد - وز عمر ملالتان نگیرد

شمارهٔ ۴۸ - حسب الحال: گر بماندی چنانکه اول بود - آنچه بر تن ز دیدگان بارید

شمارهٔ ۴۹ - ستایش: عجب آمد مرا ز آدمیی - که تو را بیند و نگه نکند

شمارهٔ ۵۰ - صفت گل رعنا: دور وی چنین بود که رعناست - طیره شده و روان پر درد

شمارهٔ ۵۱ - وصف گرز پادشاه: طعمه شیر مغز گاو آمد - که سر گاو جنگ شیر خورد

شمارهٔ ۵۲ - سپیدی موی: تاری از موی من سپید نبود - چون به زندان فلک مرا بنشاند

شمارهٔ ۵۳ - مدح سلطان مسعود: تا جهان باشد ملک مسعودی باد - کاین جهان گشت از ملک مسعود شاد

شمارهٔ ۵۴ - ستایش پادشاه: ملکا جهان ز عدل تو به نوبهار ماند - کف راد تو بدین ابر زمین نگار ماند

شمارهٔ ۵۵ - مدیح مسعود: ای شاه سال و ماه تو بر تو خجسته باد - دولت میان به خدمت بخت تو بسته باد

شمارهٔ ۵۶ - تهنیت جشن مهرگان: خسروا شبهای عمرت روز باد - مهرگان ملک تو نوروز باد

شمارهٔ ۵۷ - حسب حال: کدام رنج که آن مرمر انگشت نصیب - کدام غم که بدان مر مرا نبود نوید

شمارهٔ ۵۸ - خیر باد شغل و سفر: ای خواجه دل تو شادمان باد - جان تو همیشه در امان باد

شمارهٔ ۵۹ - مدح سید محمد ناصر: شعر سید محمد ناصر - دل من شاد کرد و خرم کرد

شمارهٔ ۶۰ - شکوه از دوری مظفر: ای مظفر فراق یافت ظفر - بر تن من نکرده هیچ نبرد

شمارهٔ ۶۱ - به ابوالفرج نوشته: بوالفرج ای خواجه آزاد مرد - هجر وصال تو مرا خیره کرد

شمارهٔ ۶۲ - مدح خواجه بوسعد: خواجه بوسعد عمدة الملکی - همچنین سالها بمانی دیر

شمارهٔ ۶۳ - ایام شادخواری: ای بسا شب که تا به روز سپید - متعجب ز من بماند اختر

شمارهٔ ۶۴ - مدح: سرفرازا ز خدمت تا شدم دور - بباشد دیدگانم هر زمان تر

شمارهٔ ۶۵ - خنده جام و گریه شمشیر: اگر بخندد در دست من قدح نه عجب - که بس گریست فراوان به دست من شمشیر

شمارهٔ ۶۶ - ثناگری: ای نظم تو چو رای بگذشته از اثیر - در نظم هست لفظ تو چون لؤلؤ نثیر

شمارهٔ ۶۷ - اندرز: در نشیب آمدی مجوی فراز - وقت ناز تو نیست تیز متاز

شمارهٔ ۶۸ - ستایش: همایون باد این فرخنده طارم - بر این فرزانه حر ممیز

شمارهٔ ۶۹ - ستایش و تشجیع خویش: تو ای تن برامش میا و مرو - تو ای سر به شادی مخسب و مخیز

شمارهٔ ۷۰ - حسب الحال: منم امروز بسته در سمجی - چشم بر دوخته چو مار گریز

شمارهٔ ۷۱ - مرثیه عطای یعقوب: عطای یعقوب از مرگ تو هراسیدم - شدی و نبود بیشم ز مرگ هیچ هراس

شمارهٔ ۷۲ - بر فوت محمد علوی: بر وفات محمد علوی - خواستم زد به شعر یک دو نفس

شمارهٔ ۷۳ - توصیف پیل: عجب از دیو پیکری کاو را - دولت آورد نام کرد سروش

شمارهٔ ۷۴ - نبشتن ز گفتن مهمتر شناس: نبشتن ز گفتن مهمتر شناس - به گاه نوشتن بجا آر هوش

شمارهٔ ۷۵ - یک زمان در بهشت: یک زمان در بهشت بودم دوش - نوش کردم ز گفته های تو نوش

شمارهٔ ۷۶ - تلون چرخ: چرخ هر لحظه ای دگر گردد - زان به ما بر دگر شود رایش

شمارهٔ ۷۷ - مرثیت: خون همی بارم از دو دیده سرد - بر وفات محمد خراش

شمارهٔ ۷۸ - مدح: سخا زریست کز همت زند رای تو بر سنگش - سخن نظمی است کز معنی دهد رای تو سامانش

شمارهٔ ۷۹ - تقاضای تیول: خسروا بود و هست خواهد بود - روزگارت رهی و چرخ مطیع

شمارهٔ ۸۰ - برتری قلم به تیغ: فلک اندر دمید پنداری - باد در آستین ما در تیغ

شمارهٔ ۸۱ - در ده روشن رحیق: ای صنم ماهروی در ده روشن رحیق - چون لب معشوق لعل چون دل عاشق رقیق

شمارهٔ ۸۲ - پیری: گر کنم جامه ها ز پیری چاک - زآن ندارد به جبه پیری باک

شمارهٔ ۸۳ - خشک و خالی: از من و تو همی بخواهد ماند - به جهان در دو جای خالی و خشک

شمارهٔ ۸۴ - با این همه شهرت: معروف تر از من به جهان نیست خردمند - پس بسته چراام به چنین جایی مجهول

شمارهٔ ۸۵ - چشم و بینی ببست عزرائیل: جای تحسین چو دست مرگ از این - کرد سوی سقر همی تحویل

شمارهٔ ۸۶ - بوالفضایل: والا مردست بوالفضایل - زیبا مردست بوالفضایل

شمارهٔ ۸۷ - دست بدان قبضه خنجر زدیم: گردن و گوش غزل و مدح را - بی حد پیرایه و زیور زدیم

شمارهٔ ۸۸ - از بخت همیشه سرنگونم: از بخت همیشه سرنگونم - زیرا که چو دیگران نه دونم

شمارهٔ ۸۹ - نداند حقیقت که من کیستم: چه کین است با من فلک را بدل - که هر روز یک غم کند نیستم

شمارهٔ ۹۰ - ز بیم بلا آنچه دانم نگویم: ضعیفم به جان وز ضعیفی چنانم - که از سختی جان کشیدن به جانم

شمارهٔ ۹۱ - ای جوانی تو را کجا جویم: ای جوانی تو را کجا جویم - با که گویم غم تو گر گویم

شمارهٔ ۹۲ - شکوه از موی: پیوسته من از سپید مویی - حجام بروت کنده باشم

شمارهٔ ۹۳ - حقگزاری از خواجه مظفر: از خواجه مظفر کریوه - امروز هزار شکر دارم

شمارهٔ ۹۴ - هزل: بتی یافتم دوش گفتم به حرص - که امشب جماعی فراوان کنم

شمارهٔ ۹۵ - از زبان ملک ارسلان گوید: من مایه عدل و مایه جودم - سلطان ملک ارسلان مسعودم

شمارهٔ ۹۶ - مدح و شکران: چه خدمت کرد شاها بنده تو - که با توست این چنین اعزاز و اکرام

شمارهٔ ۹۷ - ستایش: ملکا بنشین بر تخت به کام - می مشکین خور در زرین جام

شمارهٔ ۹۸ - ثناگستری: ابرم که همی ز دریا بردارم - وآنگاه همی به دریا بر بارم

شمارهٔ ۹۹ - ستایشگری: ای بزرگی که همتت گوید - من به قدر آسمان دوارم

شمارهٔ ۱۰۰ - مدح: ای تو بحر و فضایل تو درر - وای تو چرخ و مکارم تو نجوم

شمارهٔ ۱۰۱ - ای بخت بد: ای بخت بد که هیچ نبودم من از تو شاد - هر لحظه ای ز زخم تو درد دگر کشم

شمارهٔ ۱۰۲ - به خواجه ابراهیم: ای نسیم صبا تحیت من - برسان نزد خواجه ابراهیم

شمارهٔ ۱۰۳ - مرثیت امیر یعقوب: از وفات امیر یعقوبم - تازه تر شد وقاحت عالم

شمارهٔ ۱۰۴ - مطایبه: این چنین روز مر حریفان را - پای باید کشید در دامن

شمارهٔ ۱۰۵ - مدیح: چو من جریده اشعار خویش عرض کنم - نخست یابم نام تو بر سر دیوان

شمارهٔ ۱۰۶ - ثناگری: به خدمت آمد فرخنده فصل فروردین - مهی که تازه ازو گشت عز و دولت و دین

شمارهٔ ۱۰۷ - مطایبه: دوشم جمازه به کف آمد کش - با بور خویش گفتم جولان کن

شمارهٔ ۱۰۸ - ای خوشا در بوستان با دوستان: بوستان شد همچو روی دوستان - باز روی دوستان چون بوستان

شمارهٔ ۱۰۹ - بخل کوه: گر چه پیوسته همه از زر و سیم - گنجها پر کند این کوه کلان

شمارهٔ ۱۱۰ - پند: راز در گرمی سخن زنهار - تا نجوشد ز لفظ تو بیرون

شمارهٔ ۱۱۱ - وصف ناچخ شاه: ای عجب ناچخ دو مهره او - بوالعجب شد به کینه دشمن

شمارهٔ ۱۱۲ - مدح سید رئیس ابن حسن: افتخار زمین و فخر و زمن - خواجه سید رئیس ابن حسن

شمارهٔ ۱۱۳ - به ابوالفرج رونی نویسد: ای خواجه بوالفرج نکنی یاد من - تا شاد گردد این دل ناشاد من

شمارهٔ ۱۱۴ - چون بدیدم به دیده تحقیق: چون بدیدم به دیده تحقیق - که جهان منزل فناست کنون

شمارهٔ ۱۱۵ - ستایش: ای گشته ملک ساکن ز امر روان تو - کرده جوان جهان را بخت جوان تو

شمارهٔ ۱۱۶ - بهار نو: ملک نو و شاه نو نوروز و بهار نو - هر ساعتی از دولت پیدا شده کار نو

شمارهٔ ۱۱۷ - ثناخوانی در کوهسار: در کوه پیش کبکان خواندم ثنای تو - کبکان شدند بسته به دام بلای تو

شمارهٔ ۱۱۸ - ضرورت: ای به تو گشته دل خرم قوی - سخت قوی پشتی دارم به تو

شمارهٔ ۱۱۹ - تبارک الله ازین بخت و زندگانی من: تبارک الله ازین بخت و زندگانی من - که تا بمیرم زندان بود مرا خانه

شمارهٔ ۱۲۰ - درخواست حضور یکی از دوستان: ای به فضل و کفایت و دانش - دور گردون چو تو نیاورده

شمارهٔ ۱۲۱ - اثر بخت و طالع: گویند که نیکبخت و بدبخت - هست از همه چیز در فسانه

شمارهٔ ۱۲۲ - مدح سیف الدوله محمود: رسید نامه فتح و ظفر ز شاهنشاه - به سیف دولت شاه بلند حشمت و جاه

شمارهٔ ۱۲۳ - در زندان: روزن سمج مرا ز گردش گردون - رنگ سپیده زنند و گونه دوده

شمارهٔ ۱۲۴ - وصف کتاب: ای کتاب مبارک میمون - ای دلفروز دلکش دلخواه

شمارهٔ ۱۲۵ - به غرابی شاعر فرستاده: ای غرابی غریب نظمی تو - آن غرابی که اهل دام نه ای

شمارهٔ ۱۲۶ - مدح عبدالحمید بن احمد: ای فلک ار جای فرشته شدی - چند از این عادت اهریمنی

شمارهٔ ۱۲۷ - توسل: ای به تو برپای شهریاری - وی به تو بر جای پادشایی

شمارهٔ ۱۲۸ - مدح خواجه ابوالقاسم: ای قلم دست خواجه را شایی - که بر آن دست نامدار شوی

شمارهٔ ۱۲۹ - مدیح خواجه ابوالفتح: این دو شغل برید و عرض به تو - یافته خرمی و زیبایی

شمارهٔ ۱۳۰ - فرامش گشت رسم شادمانی: بر آن افراخته کوهم که گویی - مرا فرمود گردون دیده بانی

شمارهٔ ۱۳۱ - مرثیت یکی از سخنوران: گفتم تو مرا مرثیت کنی - خویشان مرا تعزیت کنی

شمارهٔ ۱۳۲ - آفت مردمی پشیمانی است: ما به هر مجلسی ز تو زده ایم - همچو بلبل هزاردستانی

شمارهٔ ۱۳۳ - ای خروس: ای خروس ایچ ندانم چه کسی - نه نکو فعلی و نه پاک تنی

شمارهٔ ۱۳۴ - خطاب به روزن زندان: ای دلارای روزن زندان - دیدگان را نعیم جاویدی

شمارهٔ ۱۳۵ - سخن بی تکلف: ای بد از نیک فرق کرده بسی - قدر دعوی شناخته ز خسی

شمارهٔ ۱۳۶ - شکر مر او را که نه ای زشت روی: عین زمانی تو به تدبیر و رای - فرخ نام تو چو فر همای

شمارهٔ ۱۳۷ - وصف طبیعت: گفتم چو فرو شد آفتاب از که - بنمود شفق چو شعر عنابی

شمارهٔ ۱۳۸ - گوشت قربان: عاقبت یار عاشقان آخر - استخوان جوش بوسعید شدی

شمارهٔ ۱۳۹ - در مدح سیف الدوله محمود: شها خورشید کیهانی چراغ آل محمودی - چو روی خویش مسعودی و چو رای خویش محمودی

شمارهٔ ۱۴۰ - شکران: مهترا از بزرگی آن کردی - که در آفاق داستان کردی

شمارهٔ ۱۴۱ - ای شعر محمد خطیبی: ای شعر محمد خطیبی - چون گل همه حسن و رنگ و طیبی

شمارهٔ ۱۴۲ - مجازات باد خزان: گرد باد خزان کرد به ما به رحیل آری - وز لشکر نوروز برآورد دماری

شمارهٔ ۱۴۳ - شکوه از سعایت ابوالفرج: بوالفرج شرم نامدت که بجهد - به چنین حبس و بندم افکندی

شمارهٔ ۱۴۴ - قطعه: ز اقبال تو شاها گفت خواهم - یکی مشروح دستی با دلالت